مرالها بیدارند؛ یک شب با نگهبانان جنگل

نوشهر- در تاریکی جنگل نجارده دوربینهای تلهای رفتوآمد شبانه مرالها را ثبت میکنند و محیطبانان تا صبح چشم به زیستگاه دارند تا آرامش حیات وحش برهم نخورد.
خبرگزاری مهر؛ گروه استانها: شب در جنگل هیرکانی با خاموشی آغاز نمیشود. فقط صداها تغییر میکنند. صدای باد میان درختان، خشخش برگها و گاهی آوایی که از دوردست میآید، بخشی از زندگی شبانه جنگل است. زندگیای که در فصل گاوبانگی مرالها شکل دیگری پیدا میکند.
از پانزدهم شهریور، با آغاز فصل گاوبانگی، حساسیت حفاظت از زیستگاه مرال و شوکا در مازندران بیشتر شده است. این فصل برای محیطبانان فقط دورهای از تقویت گشتها نیست. ماههایی است که حضور انسان در زیستگاه میتواند برای حیاتوحش اهمیت بیشتری پیدا کند و هر صدای مشکوک در دل جنگل نیازمند بررسی باشد.
در چنین شبهایی، محیطبان تنها نیست. در کنار نیروهای رسمی، همیاران بومی نیز حضور دارند. افرادی از همین مناطق که جنگل را میشناسند، مسیرهای آن را بلدند و گاهی با خودروی شخصی و هزینه شخصی برای سرکشی و حفاظت راهی جنگل میشوند. اینجا حفاظت از حیاتوحش فقط یک مأموریت اداری نیست. بخشی از آن به آدمهایی گره خورده که زندگیشان با همین جنگلها پیوند خورده است.
وقتی دوربینها جای چشم را میگیرند
در دل جنگل، همه چیز قرار نیست با چشم دیده شود. بخشی از آنچه محیطبانان از حیات شبانه زیستگاه میدانند، از قاب دوربینهای تلهای به دست میآید. این دوربینها بیآنکه مزاحم حیوان شوند، در مسیرهای رفتوآمد نصب شدهاند و ساعتهای مختلف شبانهروز را ثبت میکنند.
تصاویر ثبت شده، مرالها و گوزنها را در حال عبور از زیستگاه نشان میدهد. گاهی در روشنایی روز و گاهی در تاریکی شب. برای محیطبانان، دیدن این رفتوآمدها فقط یک تصویر ثبت شده نیست. نشانهای امیدوارکننده از اینکه جریان حیات در جنگل ادامه دارد.
وقتی در میان انبوه درختان، حیوانی که زمانی برای دیدنش باید ساعتها انتظار کشید از برابر دوربین عبور میکند، معنای دیگری پیدا میکند. برای نگهبانان جنگل، این تصاویر یادآور یک واقعیت ساده است. حیات همچنان در جنگل جریان دارد و حال جنگل خوب است.
مهدی کیاحیرتی، رئیس اداره حفاظت محیطزیست نوشهر، درباره این شیوه حفاظت و نقش نیروهای محلی میگوید: در مناطق جنگلی از ظرفیت همیاران محلی استفاده میکنیم. این افراد بومی منطقه هستند و با هزینه شخصی و خودروهای خودشان در کنار محیطبانان حضور پیدا میکنند.
وی در گفت وگو با خبرنگار مهر افزود: مزیت مهم آنها این است که میتوانند در ساعات مختلف شبانهروز در منطقه حضور داشته باشند و در امر گشت و حفاظت به نیروهای محیطزیست کمک کنند. در بخشهایی از مناطق بالادست و جنگلی نیز چادرهای استقرار برپا شده و در بعضی نقاط، همیاران و نیروهای رسمی در کنار هم مستقر هستند.

وی تاکید کرد: از همه کسانی که توان کمک به حفاظت از حیاتوحش را دارند میخواهیم در این زمینه همراهی کنند زیرا حفاظت از این گونهها فقط وظیفه یک دستگاه نیست و مشارکت مردم محلی میتواند نقش مهمی داشته باشد. با آغاز فصل گاوبانگی نیز برنامه حفاظت از زیستگاههای حساس هیرکانی با همراهی دستگاههای مرتبط و نیروهای محیطزیست دنبال شده و تمرکز ویژهای بر مرال و شوکا داریم.
جنگلبانانی که شب را با جنگل تقسیم میکنند
در روایت این شب، یک نکته بیش از هر چیز به چشم میآید. حفاظت همیشه در قالب یک خودرو و یک مأموریت رسمی اتفاق نمیافتد. گاهی مردی از روستای نزدیک، با خودروی شخصی خود مسیر جنگلی را طی میکند تا اگر صدایی غیرعادی شنید یا حرکتی مشکوک دید، به محیطبانان اطلاع دهد.
این حضور محلی، به ویژه در مناطق گسترده و صعبالعبور، اهمیت پیدا میکند. محیطبانان نمیتوانند در همه نقاط به صورت همزمان حضور داشته باشند، اما کسی که سالها در کنار جنگل زندگی کرده، بسیاری از مسیرها و نقاط را بهتر میشناسد.
در جنگل نجارده نیز با همکاری مهدی پروین، یونس نجایان، اکبر پروین و دیگر نیروهای همراه، نخستین محل پایش و دیدهبانی این برنامه راهاندازی شده است. جایی که قرار است بخشی از بار مراقبت از زیستگاه در حساسترین روزهای سال بر دوش آن گذاشته شود.
شب اما برای این گروه کوتاه نیست. ساعتها انتظار، حرکت در مسیرهای جنگلی و گوش سپردن به صداهایی که برای یک مسافر عادی شاید معنایی نداشته باشد، بخشی از کار است. محیطبان باید بداند کدام صدا طبیعی است و کدام صدا میتواند نشانه حضور انسانی غیرمجاز در زیستگاه باشد.
مدیرکل حفاظت محیطزیست مازندران نیز در گفتوگو با خبرنگار مهر با اشاره به آغاز فصل گاوبانگی، از افزایش گشتهای شبانهروزی در مناطق حساس خبر داده است.

به گفته محمدرضا کنعانی، با آغاز این فصل، حفاظت در زیستگاههای مرال و مناطق تحت مدیریت حیاتوحش تشدید شده است. چراکه فصل گاوبانگی یکی از حساسترین دورههای چرخه زیستی مرال در جنگلهای هیرکانی به شمار میرود.
در فصل گاوبانگی، جنگل جای گردش نیست
گاوبانگی برای مرالها فقط یک اتفاق طبیعی در تقویم حیاتوحش نیست. در این دوره، رفتار حیوانات تغییر میکند و همین موضوع ضرورت مراقبت بیشتر از زیستگاه را افزایش میدهد.
از همین رو، در کنار افزایش گشتها و استقرار نیروها، محدودیتهایی نیز برای حضور انسانی در زیستگاههای این گونهها در نظر گرفته شده است. ورود گروههای گردشگری و تورها به زیستگاههای مرال و شوکا در این دوره ممنوع اعلام شده تا کمترین میزان مزاحمت برای حیاتوحش ایجاد شود.
ابراهیمی، از محیطبانان منطقه، درباره شرایط حفاظت در این دوره میگوید: فصل گاوبانگی مرال در مازندران از پانزدهم شهریور آغاز میشود و تا پانزدهم مهر ادامه دارد و در این مدت، حفاظت از زیستگاهها اهمیت بیشتری پیدا میکند و نیروها در نقاط مختلف مستقر هستند. در کنار چادرهای حفاظتی، گشتها نیز افزایش پیدا میکند و ورود گروههای گردشگری و تورها به زیستگاه این گونههای نادر ممنوع است.
وی در گفت وگو با خبرنگار مهر افزود: بر اساس قوانین جدید مربوط به حمایت از گونههای جانوری در معرض خطر، جریمه شکار مرال و شوکا نیز افزایش پیدا کرده است.
وی تصریح کرد: برای شکار جریمه در نظر گرفته شده که نسبت به گذشته افزایش قابل توجهی دارد. البته برخورد قانونی فقط به جریمه مالی محدود نمیشود و ضبط سلاح و مجازات حبس نیز در قانون پیشبینی شده است.
وی گفت: برآورد ما از مجموع جمعیت مرال و شوکا در مازندران حدود ۵۰۰ رأس است و همین جمعیت محدود نشان میدهد که حفاظت از این گونهها چقدر اهمیت دارد. این حیوانات بخشی از نمادهای طبیعی ایران و مازندران هستند و نمیتوان اجازه داد با شکار یا ایجاد مزاحمت، جمعیت آنها آسیب ببیند.
یک عدد روی کاغذ، چند صد ردپا در جنگل
حدود ۵۰۰ رأس، این عدد وقتی روی کاغذ نوشته میشود شاید فقط یک آمار باشد، اما در جنگل معنای دیگری دارد. پشت هر عدد، حیوانی قرار دارد که برای زنده ماندن به امنیت زیستگاه وابسته است.
محیطبانان در این شبها فقط به دنبال شکارچی نیستند. آنها مراقباند مسیرهای تردد حیوانات امن بماند، حضور انسانی غیرضروری در زیستگاه کاهش پیدا کند و فصل گاوبانگی با کمترین اختلال طی شود.

در سوی دیگر، دوربین تلهای بدون آنکه چراغی روشن کند به کار خود ادامه میدهد. اگر محیطبان تا صبح چیزی نبیند، دوربین شاید در همان ساعات تصویری از یک مرال ثبت کرده باشد. حیوانی که بیخبر از همه این مراقبتها، مسیر خود را در تاریکی طی کرده است.
همین تضاد، تصویر واقعی حفاظت در جنگل است. آدمها باید دیده نشوند تا حیوانات بتوانند دیده شوند.
تا صبح نگهبانی برای حیوانی که شاید هرگز دیده نشود
صبح که نزدیک میشود، جنگل آرام آرام رنگ عوض میکند. تاریکی عقب میرود و مسیرهایی که چند ساعت پیش فقط با نور چراغ قوه دیده میشدند، دوباره در روشنایی قابل تشخیص میشوند.
اما پایان یک شب نگهبانی، پایان حفاظت نیست. فصل گاوبانگی ادامه دارد و گشتها و استقرارها باید در روزهای بعد نیز دنبال شوند. بر اساس برنامه اعلام شده، نیروهای حفاظتی در دوره حساس پیش رو در نقاط مختلف زیستگاه حضور خواهند داشت و طرح مراقبت از مرالها و دیگر گونههای ارزشمند جنگلهای هیرکانی ادامه پیدا میکند.
آنچه در یک شب از این جنگل دیده میشود، شاید فقط چند تصویر دوربین تلهای، چند ساعت گشتزنی و چند محیطبان و همیار محلی باشد. اما پشت همین صحنه ساده، مسئلهای بزرگتر قرار دارد. اینکه بقای حیاتوحش، پیش از هر چیز به امنیت زیستگاه وابسته است.
مرالها صبح دوباره راه خود را در جنگل پیدا میکنند. بیآنکه بدانند شب گذشته چند نفر برای امن ماندن همان مسیر بیدار ماندهاند. شاید ارزش واقعی این نگهبانی نیز همین باشد. حفاظت موفق آنجاست که حیوان بتواند بیخبر از حضور نگهبان، زندگی طبیعی خود را ادامه دهد.







