سلامت

سالمندان را تنها نگذارید

زنگ خطر «انزوای اجتماعی»، تنها محدود به محله‌های ما در یک شهر و یک منطقه نیست‌؛ در حال حاضر، ایران جزو پنج کشور جهان با سریع‌ترین روند حرکت به‌سمت سالمندی است و پیش‌بینی‌ها نشان می‌دهد تا سال ۱۴۳۰، حدود ۳۰‌درصد جمعیت کشور را سالمندان تشکیل خواهند داد؛ سرعتی سرسام‌آور که نشان می‌دهد ما در حال حرکت به‌سمت پدیده تلخ انزوای اجتماعی و در یک کلمه،  تنهایی هستیم!

به گزارش سلامت نیوز به نقل از جام جم، آخرین مکالمه‌تان با یک سالمند تنها را به‌یاد بیاورید! مکالمه‌ای که اغلب با تعریف از گذشته‌های شلوغ و فرزندان دورافتاده آغاز شده و به حسرت برای معاشرت‌های ازدست‌رفته ختم می‌شود.

او درباره هرچیزی حرف می‌زند تا به شما ثابت کند همیشه همین‌قدر تنها نبوده‌؛ که روزی دوروبرش پر از هیاهوی آدم‌های محبوبش بوده و حالا به‌واسطه مدرنیته، دغدغه‌های اقتصادی و سبک زندگی فرزندان، گوشه‌نشین شده اما این قصه، فقط درددل یک نفر نیست‌ و حالا به یک واقعیت آماری سرد تبدیل شده است: این‌که در همین تهران شلوغ، در هر محله، دست‌کم ۱۳ درصد جمعیت را سالمندان تشکیل می‌دهند! یعنی حدود ۴۵۰۰‌سالمند که ۱۵ درصدشان در تنهایی مطلق زندگی‌می‌کنند. 

ایران یکی از پنج کشور جهان با سریع‌ترین روند سالمندی 

زنگ خطر «انزوای اجتماعی»، تنها محدود به محله‌های ما در یک شهر و یک منطقه نیست‌؛ در حال حاضر، ایران جزو پنج کشور جهان با سریع‌ترین روند حرکت به‌سمت سالمندی است و پیش‌بینی‌ها نشان می‌دهد تا سال ۱۴۳۰، حدود ۳۰‌درصد جمعیت کشور را سالمندان تشکیل خواهند داد؛ سرعتی سرسام‌آور که نشان می‌دهد ما در حال حرکت به‌سمت پدیده تلخ انزوای اجتماعی و در یک کلمه،  تنهایی هستیم!

البته که چیز عجیبی نیست! این‌که با شروع دوران سالمندی و بازنشستگی، بسیاری از افراد ناخودآگاه به‌سمت انزوا کشیده می‌شوند و از پویایی و اثرگذاری اجتماعی دور می‌شوند؛ نوعی انزوای اجتماعی که می‌تواند مواجهه سالمند با محرک‌های محیطی، قدرت حل مساله، برنامه‌ریزی و… را مختل و زندگی او را دچار سکونی فرساینده ‌کند؛ وضعیتی که با کم‌شدن تحریکات شناختی،‌ فرد را مستقیما در معرض افسردگی قرار می‌دهد؛ این موضوعی است که دکتر راحله علیمرادزاده، متخصص سالمندان و استادیار دانشگاه علوم پزشکی ایران هم در گفت‌وگو با جام‌جم آن را تایید می‌کند و می‌گوید: «از منظر عصب‌شناختی، تنهایی مزمن، تعادل انتقال‌دهنده‌های عصبی را برهم می‌زند؛ سطح کورتیزول یا همان هورمون استرس را بالا ‌می‌برد و فعالیت سروتونین و دوپامین در بدن افت می‌کند اما تداوم این نوسانات شیمیایی، در نهایت به آسیب هیپوکامپ یا همان مرکز تثبیت حافظه در مغز منتهی می‌شود.»

 به‌عقیده دکتر علیمرادزاده، شواهد نشان می‌دهد سالمندانی که پس از بازنشستگی در دام انزوا و تنهایی طولانی‌مدت می‌افتند، تا ۳۰ درصد بیشتر از همسالان فعال خود در معرض ابتلا به آلزایمر هستند؛ یک تهدید تمام‌عیار که می‌تواند آرامش دوران استراحت یک عمر زندگی را هدف مستقیم خودش قرار بدهد. 

به چهره‌اش نگاه کن و حرف بزن

اما اغراق نیست اگر بگوییم که یکی از شایع‌ترین دلایل انزوای سالمندان، پیرگوشی است‌؛ پدیده‌ای که در آن‌ فرد توانایی شنیدن برخی فرکانس‌های صوتی را از دست می‌دهد. موضوعی که در دوران سالمندی، از یک مشکل شنوایی ساده فراتر می‌رود، آن‌قدر که‌ فرد سالمند به‌دلیل ناتوانی در درک کلمات، دچار شرم و خجالت می‌شود، ابتدا خانواده ناخواسته او را از تعاملات کنار می‌گذارد و در مرحله بعد، خود فرد برای اجتناب از موقعیت‌های خجالت‌آور، داوطلبانه از اجتماع فاصله می‌گیرد. این را دکتر علیمرادزاده می‌گوید و برداشتن این سد ارتباطی را منوط به عملکرد اطرافیان سالمند می‌داند و ادامه می‌دهد: «اطرافیان باید مهارت‌های ارتباطی خود را اصلاح کنند. اولین اصل، ارتباط چهره‌به‌چهره است‌؛ در واقع سالمند برای درک کامل کلمات، ناخودآگاه از لب‌خوانی کمک می‌گیرد. برای همین است که صحبت‌کردن از پشت‌سر، از اتاق دیگر یا در حالی که روی‌مان به‌سمت دیگری است، ارتباط با او را را غیرممکن می‌کند.» او معتقد است که رمز یک گفت‌وگوی موفق با سالمند کم‌شنوا، شمرده‌حرف‌زدن، استفاده از جملات کوتاه و ساده و حفظ تماس چشمی است. آن وقت است که سالمند دوباره به دایره اطرافیان، معاشرت‌ها و دورهمی‌ها برمی‌گردد و به‌همان نسبت هم از انزوا و افسردگی فاصله می‌گیرد. 

نسل زد و مادربزرگ و پدربزرگ‌های‌شان

یکی از طبیعی‌ترین اتفاقاتی که با افزایش سن، در فرد بروز پیدا می‌کند، کاهش سرعت یادگیری است‌؛ آن‌قدر که برای آموختن مهارت‌ها یا فعالیت‌های تازه به زمان، تمرین و حمایت بیشتری نیاز دارد. مثال ساده‌اش، همین کار با تلفن‌های همراه است که ماجراهایش به‌طرز غریبی در شبکه‌های اجتماعی وایرال شده است. این‌که نوجوانان و جوانان، چطور از آموزش یک موضوع ساده تکنولوژیک به پدربزرگ و مادربزرگ یا حتی به پدرومادرهای‌شان کلافه می‌شوند! اما همین ویژگی به‌ظاهر خسته‌کننده، می‌تواند به ارتباط میان نسل زد یا همان کودکان و نوه‌ها با سالمندان کمک کند و آنها را به زندگی برگرداند. دکتر علیمرادزاده معتقد است چنین فرصت‌هایی، تنها یک انتقال مهارت نیست.

او می‌گوید: «برای نمونه، آموزش استفاده از یک برنامه تلفن همراه یا انجام یک فعالیت دیجیتال، اگر با حوصله و در کنار مادربزرگ یا پدربزرگ انجام شود، نه‌تنها انتقال یک مهارت بلکه فرصتی برای گفت‌وگو، همراهی و حضور مشترک است. مهم این است که آموزش به‌شکلی محترمانه انجام شود و سالمند احساس نکند به‌دلیل ناآشنایی با فناوری از دیگران عقب‌مانده است.» البته که به‌باور او، سالمندان هم نباید همیشه منتظر بمانند تا نوه‌ها به سراغ‌شان بیایند: «آنها می‌توانند فعالیت‌هایی را انتخاب کنند که هم ذهن‌شان را پویا نگه دارد و هم زمینه ارتباط با نسل جدید را فراهم کند. یکی از پیشنهادهای کاربردی، خریدن کتاب داستان برای نوه‌های کوچک است. مثلا پدربزرگ یا مادربزرگ می‌تواند کتاب را با دقت بخواند، داستان را به‌خاطر بسپارد و هنگام دیدار، آن را برای کودک تعریف کند و در پایان، کتاب را به او هدیه بدهد.» درواقع این فعالیت ساده، چند کارکرد همزمان دارد؛ در قدم اول، خواندن و به‌خاطر سپردن داستان است که فعالیت شناختی ایجاد می‌کند؛ در مرحله بعد، روایت آن برای کودک، مهارت گفت‌وگو و تعامل را تقویت می‌کند و در نهایت، هدیه‌دادن کتاب هم رابطه عاطفی میان سالمند و نوه را عمیق‌تر خواهد کرد. حتی می‌شود داستان را بهانه‌ای برای پرسیدن نظر کودک، ساختن یک پایان تازه و خلاقانه یا گفت‌وگو درباره شخصیت‌های کتاب قرار بدهیم.  

این یک گره بی‌سرانجام نیست!

یکی از اساسی‌ترین توصیه‌های همیشگی متخصصان طب سالمندی برای عملکرد بهتر مغز سالمندان، فاصله‌گرفتن از روتین‌های خودکار است. مثلا پختن قرمه‌سبزی یا آبگوشت برای مادری که دهه‌ها آن را پخته، دیگر چالش ذهنی ایجاد نمی‌کند، چون مغز روی حالت خلبان‌خودکار است‌ اما اگر تابه‌حال لازانیا یا پیتزا نپخته‌اید، دست‌به‌کار شوید! پختن یک غذای جدید هم ذهن را به چالش می‌کشد و هم پل ارتباطی خوشمزه‌ای با ذائقه نوه‌های نسل زد می‌سازد.

دکتر راحله علیمرادزاده، به دیگر راهکارهای کاربردی برای عملکرد بهتر مغز اشاره می‌کند و می‌گوید: «‌نگهداری از گل و گیاه و مسئولیت مراقبت از یک موجود زنده، حس امیدبه‌زندگی و هدفمندی را در سالمند زنده نگه می‌دارد. علاوه‌برآن، سالمندان نباید منتظر بمانند تا فرزندان به سراغ‌شان بیایند؛ باید شبکه اجتماعی خود را با همسالان بسازند، پیاده‌روی کنند و سراغ بازی‌های فکری، حل جدول یا سودوکو بروند. حتی کارهای دستی ساده مثل سرانداختن ۱۰ دانه کاموا برای بافتنی یا کوک‌زدن پارچه، صرف‌نظر از این‌که به شال‌گردن یا لباسی ختم شود، مدارهای عصبی مغز را بازسازی می‌کند.»

 او تاکید می‌کند: «سالمندانی که سال‌ها معلم، مهندس یا مکانیک بوده‌اند، نباید کوله‌بار ارزشمند تجربه خود را رها کنند؛ انتقال این دانش و آموزش آن به جوانان، بزرگت‌رین ضامن پویایی ذهن و عزت‌نفس در سالمندی است.» 

آگهی
دکمه بازگشت به بالا