یک زنگ تفریح نصف مزد یک روز

برای بسیاری از خانوادهها، هزینه خوراک مدرسه دیگر همان پول خردی نیست که صبح در جیب دانشآموز گذاشته میشد.
به گزارش خبرگزاری مهر، روزنامه آگاه نوشت: صبح، قبل از آنکه بچهها راهی مدرسه شوند، یکی از کارهای تکراری در بسیاری از خانهها آماده کردن خوراکی زنگ تفریح است؛ یک لقمه نان و پنیر، تخممرغ، میوه، شیر، کیک، بیسکوییت یا ساندویچ کوچک. خریدهایی که هرکدام بهتنهایی شاید رقم بزرگی به نظر نرسند، اما وقتی پنج روز در هفته و حدود ۲۰ روز در ماه تکرار شوند، صورتحساب دیگری میسازند. صورتحسابی که این روزها، با جهش قیمت مواد غذایی، سنگینتر از گذشته شده است.
طبق گزارشهای مبتنی بر آمار مرکز آمار ایران، تورم نقطهبهنقطه گروه «خوراکیها، آشامیدنیها و دخانیات» در شهریور ۱۴۰۵ به حدود ۱۲۱.۸ درصد رسیده است؛ یعنی سطح قیمت این گروه در مقایسه با شهریور سال قبل بیش از دو برابر شده است. این برای هشتمین ماه پیاپی است که تورم غذایی در محدوده سهرقمی قرار دارد. همچنین ۳۳ قلم از خوراکیهای منتخب و پرمصرف در شهریور نسبت به ماه مشابه سال قبل بیش از ۱۰۰ درصد افزایش قیمت داشتهاند. اما خانوادهها تورم را نه در جدولهای آماری، بلکه هر صبح در کیف مدرسه فرزندشان لمس میکنند.
یک زنگ تفریح چقدر آب میخورد؟
قرار دادن هزینه خوراک مدرسه کنار عدد دستمزد، ابعاد ماجرا را روشنتر میکند. بر اساس بخشنامه دستمزد سال ۱۴۰۵، حداقل مزد روزانه کارگران پنج میلیون و ۵۴۱ هزار و ۸۵۰ ریال، معادل حدود ۵۵۴ هزار تومان تعیین شده است. حداقل مزد پایه ماهانه نیز حدود ۱۶.۶ میلیون تومان است؛ البته دریافتی واقعی کارگران با احتساب حق مسکن، بن، سنوات، حق اولاد و سایر مزایا میتواند بیشتر باشد.
در حال حاضر قیمت یک کیک کوچک مبلغی در حدود ۴۰ تا ۶۰ هزار تومان است، از این رو برخی برآوردها، بسته به نوع خوراکی و میزان خرید از بوفه یا فروشگاه، هزینه روزانه میانوعده یک دانشآموز را در سناریوهای مختلف بین ۲۰۰ تا ۶۰۰ هزار تومان در نظر گرفتهاند. در سناریوی میانی ۳۰۰ هزار تومانی، هزینه ماهانه یک دانشآموز به حدود ۶ میلیون تومان میرسد. در نظر بگیریم، هزینه خوراک یک روز مدرسه معادل حدود ۵۴ درصد حداقل مزد روزانه یک کارگر میشود. در ۲۰ روز مدرسه، این هزینه به ۶ میلیون تومان برای یک دانشآموز میرسد. برای خانوادهای با دو دانشآموز، رقم به ۱۲ میلیون و برای سه دانشآموز به ۱۸ میلیون تومان میرسد.
البته این اعداد را نمیتوان متوسط قطعی هزینه همه خانوادهها دانست. خانوادهای که بیشتر از مواد غذایی موجود در خانه استفاده میکند یا لقمههای ساده آماده میکند، ممکن است بسیار کمتر خرج کند؛ در مقابل، خرید روزانه ساندویچ، آبمیوه، تنقلات، میوه و خوراکی از بوفه یا فروشگاه میتواند هزینه را بالاتر ببرد. اما حتی اگر این برآورد را نصف کنیم، باز هم به ماهی سه میلیون تومان برای یک دانشآموز، ۶ میلیون برای دو و ۹ میلیون تومان برای سه فرزند میرسیم. این اعداد در خانواری که همزمان باید اجاره، حملونقل، درمان، پوشاک، لوازمالتحریر و دیگر هزینههای تحصیل را بپردازد، دیگر خرجی حاشیهای نیست.
خوراکی خانگی، راهحلی که خودش گران شده است
یکی از توصیههای همیشگی برای کاهش هزینه، تهیه خوراکی در خانه است. «از بوفه نخر، از خانه برایت میگذاریم» جملهای آشنا برای بسیاری از دانشآموزان است. اما مسئله اینجاست که خانه نیز از تورم مصون نمانده است. نان، پنیر، تخممرغ، شیر، میوه، مغزها، گوشت، مرغ و مواد اولیه یک ساندویچ ساده همگی در همان گروه خوراکیهایی قرار دارند که افزایش شدید قیمت را تجربه کردهاند. گزارشها نشان میدهد هزینه تهیه یک سبد ۱۱ قلمی کالابرگ برای یک نفر به بیش از ۵.۶ میلیون تومان و برای یک خانواده سهنفره به حدود ۱۶.۸ میلیون تومان رسیده است. بنابراین میانوعده خانگی همچنان میتواند از خرید روزانه بوفه اقتصادیتر باشد، اما دیگر الزاما ارزان نیست. از سوی دیگر، کم کردن هزینه همیشه بدون پیامد نیست. حذف میوه، شیر، تخممرغ یا مواد پروتئینی ممکن است عدد نهایی سبد را پایین بیاورد، اما در مقابل کیفیت تغذیه کودک را کاهش دهد. اینجاست که مسئله گرانی خوراک مدرسه از یک موضوع خانوادگی به مسئلهای مرتبط با سلامت و عدالت غذایی کودکان تبدیل میشود.
وقتی کیف مدرسه، تفاوتها را نشان میدهد
زنگ تفریح فقط زمانی برای خوردن نیست؛ بخشی از زندگی اجتماعی کودکان است. دانشآموزان خوراکی یکدیگر را میبینند، با هم تعارف میکنند و گاهی مقایسه میکنند. یک کودک لقمهای ساده از خانه آورده، دیگری پول خرید از بوفه دارد و سومی ظرفی چندبخشی پر از میوه، ساندویچ، شکلات یا دسر همراه آورده است. همین جزئیات کوچک میتوانند به محلی برای آشکار شدن تفاوت اقتصادی خانوادهها تبدیل شوند. فشار اجتماعی نیز به هزینهها اضافه میشود. ممکن است والدین بدانند بردن خوراکی از خانه ارزانتر است، اما کودک وقتی هر روز خرید دوستانش از بوفه را میبیند، همیشه قانع نمیشود. در واقع، بخشی از هزینه خوراک مدرسه نه صرفا از نیاز غذایی، بلکه از محیط همسالان و الگوی مصرف شکل میگیرد.
لانچباکسهای اینستاگرامی؛ وقتی میانوعده به ویترین تبدیل میشود
شبکههای اجتماعی نیز در سالهای اخیر تصویری تازه از تغذیه مدرسه ساختهاند. در صفحات مختلف میتوان ظرفهای چندقسمتی رنگارنگ، میوههای متنوع و گاه گران، ساندویچهای قالبزده، پنکیکهای تزئینشده، دسرهای کوچک، شکلات، مغزها و خوراکیهایی را دید که با دقت کنار یکدیگر چیده شدهاند. بخشی از این محتوا بدون تردید با هدف تشویق کودکان به تغذیه سالم، تنوع غذایی یا جذاب کردن خوراک تهیه میشود و نمیتوان همه آن را به نمایش ثروت تقلیل داد. اما در بخشی دیگر، خوراک مدرسه از یک نیاز روزانه فاصله میگیرد و به چیزی شبیه ویترین سبک زندگی تبدیل میشود. در شرایطی که یک خانواده برای پایین آوردن هزینه میانوعده به حذف یک قلم خوراکی فکر میکند، خانوادهای دیگر تصاویر جعبههای غذایی با چند نوع میوه، دسر و خوراکی خاص را منتشر میکند. به این ترتیب، در کنار تورم اقتصادی، نوعی تورم انتظارات نیز شکل میگیرد؛ استانداردی که میگوید میانوعده کودک نهفقط باید کافی و سالم باشد، بلکه باید متنوع، زیبا و قابل نمایش نیز باشد.
صورتحساب ۲۰ زنگ تفریح
شاید هنوز بسیاری از خانوادهها «خوراک مدرسه» را بهعنوان ردیفی مستقل در بودجه ماهانه خود حساب نکنند. مقداری پنیر از یخچال، دو عدد میوه از خرید خانه، چند بسته کیک و بیسکوییت، پول بوفه و گاهی یک ساندویچ؛ هزینهها پراکنده پرداخت میشوند. اما کافی است این مخارج برای یک ماه ثبت و در پایان کنار هم گذاشته شوند. آن وقت مشخص میشود که ۲۰ زنگ تفریح برای یک خانواده واقعا چقدر تمام شده است. اهمیت این عدد برای همه یکسان نیست. برای خانواری با درآمد بالا شاید چند میلیون تومان هزینه بیشتر مسئله بزرگی نباشد؛ اما برای خانواری که درآمدش در محدوده حداقل دستمزد است، همین رقم میتواند به معنای کوچکتر شدن بخش دیگری از سبد خانوار باشد و شاید مهمترین نکته همین باشد: گرانی خوراک مدرسه را نمیتوان جدا از کوچک شدن سفره خانوار دید. وقتی تورم غذایی بیش از ۱۲۰ درصد است و دستمزد روزانه حداقلبگیر حدود ۵۵۴ هزار تومان، حتی یک لقمه ساده هم دیگر آنقدر ساده نیست. زنگ تفریح چند دقیقه بیشتر طول نمیکشد؛ اما هزینهاش حالا بخشی جدی از حسابوکتاب یک ماه خانواده شده است.






