ایران را با سه چهره تاریخی، فرهنگی و معاصر به روسها معرفی میکنیم

کارشناس روابط فرهنگی بین المللی گفت: ایران، جامعهای خلاق است که در کنار ریشههای تاریخی خود، در عرصههای هنر و تولید فرهنگی ظرفیتهای قابل توجهی دارد.
خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، مائده سادات مرویان حسینی: هفته فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در فدراسیون روسیه، در شرایطی برگزار میشود که مناسبات تهران و مسکو در سالهای اخیر ابعاد گستردهتری پیدا کرده و همکاریهای فرهنگی نیز بیش از گذشته بهعنوان یکی از مؤلفههای مهم روابط دو کشور مورد توجه قرار گرفته است. این رویداد، صرفاً مجموعهای از برنامههای هنری و فرهنگی نیست، بلکه تلاشی برای ارائه تصویری جامع از ایران؛ از میراث تمدنی و فرهنگی تا هنر، دانش، فناوری و ظرفیتهای خلاق معاصر است.
گستره جغرافیایی این دوره، حضور در چهار شهر مسکو، سنپترزبورگ، کازان و آستراخان و همچنین تنوع برنامههای پیشبینیشده، از نمایشگاه و سینما و موسیقی تا نشستهای علمی، دانشگاهی و تخصصی و برنامههای مرتبط با صنایع خلاق، نشان میدهد که برگزارکنندگان به دنبال عبور از الگوی صرفاً رویدادمحور و حرکت به سمت دیپلماسی فرهنگی مستمر و نتیجهمحور هستند. در این میان، توجه به صنایع خلاق و برگزاری نشستهای B۲B نیز نشاندهنده تلاش برای پیوند میان ظرفیتهای فرهنگی ایران و فرصتهای حرفهای، اقتصادی و صادراتی در بازار روسیه است.
برای بررسی بیشتر پروژههای مشترک و همکاریهای نهادی میان دو کشور و همچنین شناخت رویکرد، اهداف و چشمانداز این رویداد، با بهروز عباسزاده کارشناس روابط فرهنگی بین المللی، به گفتوگو پرداختیم. در این گفتوگو، درباره تصویر موردنظر ایران در روسیه، نقش دیپلماسی فرهنگی، ظرفیت صنایع خلاق و الزامات تبدیل یک رویداد فرهنگی به مسیری برای همکاریهای بلندمدت نیز صحبت کردیم.
* هفته فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در روسیه با چه رویکرد و چارچوبی طراحی شده و چه تفاوتی با برنامههای فرهنگی معمول میان دو کشور دارد؟ قرار است چه تصویری از ایران به مخاطبان روسیه ارائه شود؟
این هفته فرهنگی در چارچوب مناسبات فرهنگی و همکاریهای میان دو کشور و در امتداد روند تبادلات فرهنگی متقابل ایران و روسیه طراحی شده است. این برنامه پس از توافقات و رایزنیهای انجامشده میان مقامات عالی فرهنگی دو کشور شکل گرفته و سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی با همکاری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و دیگر بخشها، مسئولیت هماهنگی و اجرای آن را با هماهنگی وزارت فرهنگ فدراسیون روسیه و نهادهای فرهنگی مرتبط بر عهده دارد. این رویداد در پاسخ و در ادامه برگزاری هفته فرهنگی روسیه در جمهوری اسلامی ایران طراحی شده است.
تفاوت اصلی این دوره با یک برنامه فرهنگی معمول، در گستره و نگاه چندلایه آن است. تلاش شده برنامهها بهگونهای در کنار یکدیگر قرار گیرند که مخاطب با یک حوزه محدود از فرهنگ ایران مواجه نشود، بلکه تصویری از پیوستگی میان میراث تمدنی، فرهنگ، هنر، دانش و خلاقیت معاصر ایران دریافت کند. از این منظر، هدف آن است که «ایران تاریخی»، «ایران فرهنگی» و «ایران معاصر» در کنار یکدیگر دیده شوند.
* برگزاری این هفته فرهنگی در مقطع زمانی کنونی چه اهمیتی دارد؟ مهمترین پیام و محوری که ایران قصد دارد به جامعه فرهنگی و هنری روسیه منتقل کند چیست؟
برگزاری این هفته فرهنگی در مقطع کنونی از این جهت اهمیت دارد که شاهد رشد روزافزون روابط ایران و روسیه هستیم و طبیعتاً روابط فرهنگی نیز باید متناسب با این روند، ظرفیت و عمق بیشتری پیدا کند. از سوی دیگر، این رویداد در این ابعاد و سطح، یکی از مهمترین رویدادهای فرهنگی بینالمللی ایران در دوره جدید است و همین موضوع به آن اهمیت تاریخی ویژهای میبخشد. پیام اصلی ما این است: ایران، امروز تنها میراثدار یک تمدن بزرگ نیست، بلکه جامعهای زنده و خلاق است که در کنار ریشههای تاریخی خود، در عرصههای هنر، دانش، فناوری و تولید فرهنگی معاصر نیز ظرفیتهای قابل توجهی دارد. بنابراین پیام اصلی، ارائه تصویری جامع و امروزی از ایران است؛ تصویری که گذشته و حال را در برابر مخاطب روس در کنار یکدیگر قرار میدهد.
* این هفته فرهنگی چه نقشی در تقویت روابط میان دو کشور ایفا میکند؟ چگونه میتوان ظرفیتهای فرهنگی و هنری را به ابزاری برای ایجاد اعتماد، شناخت متقابل و گسترش همکاریهای پایدار تبدیل کرد؟
دیپلماسی فرهنگی زمانی میتواند در خدمت منافع ملی قرار گیرد که فرهنگ از یک برنامه مناسبتی فراتر رفته و به بخشی از فرایند ارتباط میان جوامع تبدیل شود. هفته فرهنگی از این منظر، فرصتی برای ایجاد ارتباط میان طیفهایی است که در شکلگیری افکار عمومی و مناسبات فرهنگی دو کشور نقش دارند؛ از هنرمندان و دانشگاهیان گرفته تا فعالان فرهنگی، متخصصان، نسل جوان و همچنین مخاطبان عام.
اعتماد نیز معمولاً از طریق شناخت مستقیم و تجربه واقعی شکل میگیرد. وقتی مخاطب روس با آثار، هنرمندان، اندیشهها و سبک زندگی ایرانی مواجه میشود، امکان شکلگیری تصویری دقیقتر و کمواسطهتر از جامعه ایران فراهم میشود. همین تصویر میتواند بر کیفیت روابط فرهنگی و اجتماعی دو کشور اثر بگذارد. در سطح کلانتر نیز ارتباطات فرهنگی میتواند زمینهای برای توسعه همکاری در حوزههایی مانند هنر، آموزش، دانشگاه، صنایع خلاق و گردشگری فرهنگی فراهم کند. به همین دلیل، ما فرهنگ را نه صرفاً یک حوزه مستقل، بلکه یکی از مؤلفههای مؤثر در تقویت مناسبات عمومی ایران و روسیه دنبال میکنیم.
* این رویداد را در چارچوب تعامل متقابل فرهنگی ایران و روسیه و در ارتباط با برگزاری هفته فرهنگی روسیه در ایران چگونه ارزیابی میکنید؟ آیا برای توازن و تداوم تبادلات فرهنگی برنامه یا سازوکار مشخصی در نظر گرفته شده است؟
هفته فرهنگی ایران در روسیه را باید در چارچوب یک رابطه متقابل فرهنگی ارزیابی کرد. برگزاری هفته فرهنگی روسیه در ایران، امکان عرضه ظرفیتهای فرهنگی آن کشور را برای مخاطبان ایرانی فراهم کرد و اکنون هفته فرهنگی ایران در روسیه و در ادامه دوره قبلی خود در سال ۱۴۰۲، فرصت متقابلی برای حضور و ارائه ظرفیتهای کشورمان در اختیار قرار میدهد.
تفاوت اصلی این دوره با یک برنامه فرهنگی معمول، در گستره و نگاه چندلایه آن است. تلاش شده برنامهها بهگونهای در کنار یکدیگر قرار گیرند که مخاطب با یک حوزه محدود از فرهنگ ایران مواجه نشود، بلکه تصویری از پیوستگی میان میراث تمدنی، فرهنگ، هنر، دانش و خلاقیت معاصر ایران دریافت کند.
مهم این است که این تبادل در قالب برنامههای مقطعی متوقف نشود. توازن فرهنگی زمانی معنا پیدا میکند که حضور دو کشور در عرصه فرهنگی، متقابل، مستمر و قابل برنامهریزی باشد. به همین دلیل، استمرار رایزنی میان نهادهای فرهنگی، استفاده از ظرفیت نمایندگیهای فرهنگی دو کشور، پیگیری توافقات و تعریف برنامههای بعدی، بخشی از منطق این تبادل است.
هر هفته و رویداد فرهنگی باید هم نتیجه یک مسیر قبلی باشد و هم زمینهساز مرحله بعدی؛ به این ترتیب، مناسبات فرهنگی به مجموعهای از رویدادهای منفصل تبدیل نخواهد شد و در نهایت تعمیقبخش و تحکیمکننده همه سطوح و تنوع روابط خواهد بود.
* مهمترین اهداف کوتاهمدت این هفته فرهنگی چیست و در افق بلندمدت چه دستاوردی برای روابط فرهنگی ایران و روسیه انتظار دارید؟ آیا هدف صرفاً معرفی ظرفیتهای فرهنگی ایران است یا ایجاد همکاریهای پایدار میان نهادها، هنرمندان و فعالان دو کشور نیز دنبال میشود؟
در کوتاهمدت، یکی از مهمترین اهداف، ایجاد فرصتی برای حضور مستقیم فرهنگ و هنر ایران در فضای فرهنگی روسیه و فراهم کردن امکان مواجهه مخاطبان مختلف با ظرفیتهایی است که شاید در جریان ارتباطات روزمره کمتر دیده شوند. اما در افق بلندمدت، مسئله مهمتر ایجاد نتایجی است که پس از پایان هفته فرهنگی نیز قابل مشاهده باشند.
این نتایج میتواند از ارتباط میان هنرمندان و شکلگیری پروژههای مشترک گرفته تا همکاری میان نهادهای فرهنگی، دانشگاهها و فعالان حرفهای را شامل شود. بنابراین معرفی ایران قطعاً یکی از اهداف این رویداد است، اما هدف نهایی به معرفی محدود نمیشود. به دنبال آن هستیم که معرفی، مقدمهای برای ارتباطات مشخص، قابل پیگیری و مستمر باشد.
* در این دوره، صنایع خلاق و ظرفیتهای اقتصادی فرهنگ با اهمیت بیشتری در برنامهها دیده میشود. دلیل توجه به این حوزه چیست و اضافه شدن صنایع خلاق چه تغییری در رویکرد ایران به برگزاری هفتههای فرهنگی ایجاد میکند؟
ورود جدیتر صنایع خلاق به این دوره، ناشی از تغییر ماهیت اقتصاد فرهنگ در جهان امروز است. در بسیاری از کشورها، محصولات فرهنگی دیگر صرفاً برای مصرف فرهنگی تولید نمیشوند؛ آنها میتوانند همزمان دارای ارزش اقتصادی، قابلیت صادراتی و حامل پیام و هویت فرهنگی باشند.
این موضوع، رویکرد ما به هفتههای فرهنگی را نیز تا حدی تغییر میدهد. در کنار نمایش آثار و برگزاری برنامههای فرهنگی، اکنون ظرفیتهایی مطرح هستند که میتوانند وارد چرخه تولید، بازار، سرمایهگذاری و تجارت بینالمللی شوند.
صنایع خلاق، کمک میکنند مفهوم «حضور فرهنگی» گستردهتر شود. در اینجا فرهنگ تنها از طریق اجرای هنری یا نمایش اثر منتقل نمیشود؛ یک محصول خلاق نیز میتواند حامل زبان، زیباییشناسی، ذوق، سبک زندگی و بخشی از هویت فرهنگی کشور تولیدکننده خود باشد. به همین دلیل، توجه به صنایع خلاق را میتوان گامی در جهت پیوند دادن دیپلماسی فرهنگی با ظرفیتهای جدید اقتصاد فرهنگ دانست.
* چه حوزههایی از صنایع خلاق ایران در این دوره در روسیه معرفی و عرضه خواهند شد و برای تبدیل حضور فرهنگی به ارتباطات حرفهای، تجاری و صادراتی چه تمهیداتی اندیشیده شده است؟ آیا برای فعالان این حوزهها زمینه مذاکره با طرفهای روس و شکلگیری همکاریهای مشترک فراهم شده است؟
در این دوره، حوزههای مشخصی مانند سینما و پویانمایی، اسباببازی و بازیهای رایانهای و دیگر حوزههای مرتبط مورد توجه قرار گرفتهاند. وجه مشترک این حوزهها آن است که در کنار ظرفیت فرهنگی، از قابلیت تولید، عرضه و حضور در بازارهای بینالمللی نیز برخوردارند.
برای این بخش صرفاً به نمایش محصولات اکتفا نشده است، بلکه نشستهای B۲B و مذاکرات تخصصی در نظر گرفته شده تا فعالان ایرانی بتوانند با مجموعهها و فعالان متناظر روسی درباره بازار، ظرفیتهای همکاری، نیازهای مخاطبان و مدلهای احتمالی همکاری گفتوگو کنند.
هدف از این مذاکرات، شناسایی طرفهای مناسب در روسیه، بررسی امکان همکاری مشترک، ایجاد ارتباطات تجاری و در نهایت فراهمکردن مسیرهای عملی برای صادرات محصولات و خدمات خلاق ایرانی است. بنابراین این بخش تلاش میکند فاصله میان «ارائه یک محصول فرهنگی» و «ورود آن محصول به یک بازار جدید» را کاهش دهد.
* فرایند انتخاب هنرمندان، آثار و گروههای شرکتکننده در این هفته فرهنگی چگونه بوده است؟ چه معیارهایی برای معرفی تصویری از فرهنگ ایران در نظر گرفته شده که هم برای مخاطب روس قابل درک باشد و هم نماینده واقعی تنوع فرهنگی و هنری کشور باشد؟
انتخاب هنرمندان و آثار با در نظر گرفتن دو معیار اصلی انجام شده است: نخست، کیفیت و قابلیت ارائه حرفهای در یک فضای بینالمللی، و دوم، توانایی اثر در انتقال بخشی از واقعیت فرهنگی ایران به مخاطبی که با زمینههای فرهنگی کشور ما لزوماً آشنایی کامل ندارد.
در کنار کیفیت هنری، مسئله تنوع نیز اهمیت داشته است. ایران دارای تجربه و داشتههای فرهنگی و هنری متنوعی است و نمیتوان این مجموعه را با یک سبک، یک نسل یا یک قالب نمایندگی کرد. بنابراین تلاش شده است انتخابها میان میراث فرهنگی، هنرهای معاصر، ادبیات، تولیدات جدید و جلوههای مختلف فرهنگ ایرانی توازن ایجاد کند.
نکته مهم دیگر، قابلیت ارتباط برقرار کردن آثار با مخاطب روس بوده است. یک اثر زمانی در فضای بینالمللی موفق عمل میکند که ضمن حفظ هویت و اصالت خود، امکان برقراری ارتباط با مخاطب جدید را نیز داشته باشد. بنابراین معیار ما نه سادهسازی فرهنگ ایران، بلکه ارائه آن به شکلی قابل فهم، حرفهای و در عین حال اصیل بوده است. در این مسیر، همه بخشها و نهادهای همکار نقش و مساعدت داشتهاند.
* مخاطبان اصلی این هفته فرهنگی چه گروههایی هستند و برنامهها تا چه اندازه متناسب با ویژگیها و علایق مخاطب روس طراحی شدهاند؟ از چه شاخصهایی برای ارزیابی میزان موفقیت و اثرگذاری این رویداد، فراتر از تعداد بازدیدکنندگان و پوشش رسانهای، استفاده خواهید کرد؟
مخاطبان این هفته فرهنگی طیفهای متفاوتی را شامل میشوند: مخاطب عمومی، جامعه هنری، دانشگاهیان، متخصصان، فعالان اقتصادی و فرهنگی و نسل کودک و نوجوان. هرکدام نیاز و انتظار متفاوتی از یک رویداد فرهنگی دارند و تلاش شده تا برای همه این مخاطبان محصول مناسب ارائه شود. در ارزیابی موفقیت نیز صرفاً به تعداد بازدیدکنندگان یا حجم پوشش رسانهای اکتفا نخواهیم کرد. میزان مشارکت مخاطبان، کیفیت تعاملات، تعداد و کیفیت ارتباطات حرفهای، نتایج مذاکرات، بازخورد مخاطبان و میزان ادامه یافتن ارتباطات پس از رویداد، از جمله شاخصهایی هستند که تصویر دقیقتری از اثرگذاری برنامه ارائه میکنند.
* پس از پایان هفته فرهنگی، چه برنامهای برای استمرار ارتباطات و تبدیل دستاوردهای این رویداد به همکاریهای پایدار فرهنگی، هنری و اقتصادی میان دو کشور وجود دارد؟
از ابتدا باید این نکته را در نظر داشت که هفته فرهنگی با پایان آخرین برنامه خود تمام نمیشود. بخش مهمی از کار، پس از پایان رویداد آغاز خواهد شد؛ یعنی زمانی که باید ارتباطات ایجادشده، مذاکرات انجامشده و پیشنهادهای مطرحشده به صورت مشخص پیگیری شوند.
در این چارچوب، ثبت و دستهبندی مذاکرات و تفاهمها، مشخص کردن طرفهای مسئول پیگیری، حفظ ارتباط میان مجموعههای ایرانی و روسی و بررسی روند پیشرفت پیشنهادهای همکاری اهمیت ویژهای دارد. در حوزههای حرفهای نیز ارتباطاتی که در نشستهای B۲B و علمی و دانشگاهی خواهند داشت، باید در مراحل بعدی از نظر امکان قرارداد، همکاری مشترک یا حضور در بازار فرهنگ و هنر دنبال شوند.
همین منطق در حوزههای هنری، علمی و دانشگاهی نیز قابل اجراست. هدف این است که برای هر ارتباط مهم، یک مسیر ادامهدار تعریف شود و بتوان در ماههای بعد مشخص کرد که چه ارتباطی به نتیجه رسیده، چه پروژهای در حال شکلگیری است و چه زمینههایی همچنان نیازمند پیگیری هستند.
* مهمترین ویژگیهای متمایز این دوره از هفته فرهنگی ایران در روسیه چیست؟ گستره جغرافیایی و بخشهای مختلف این رویداد را چگونه توصیف میکنید؟
یکی از مهمترین ویژگیهای این رویداد، گستره جغرافیایی برگزاری برنامهها است. برخلاف دورههای گذشته که عمدتاً برنامهها در پایتخت کشور میزبان متمرکز بود، در این دوره علاوه بر شهر مسکو، برنامههای هفته فرهنگی ایران در شهرهای سنپترزبورگ، کازان و آستراخان نیز برگزار خواهد شد. بدین ترتیب، این چهار شهر بهعنوان مقاصد اصلی هفته فرهنگی ایران در روسیه، میزبان مجموعهای متنوع از برنامههای فرهنگی، هنری، علمی و تخصصی خواهند بود.
در شهر کازان نیز با توجه به همزمانی این رویداد با عنوان پایتخت جهان اسلام و برنامههای مرتبط با سال پیامبر رحمت (ص)، مجموعهای از برنامههای ویژه با محوریت قرآن کریم، سیره و شخصیت پیامبر گرامی اسلام (ص) پیشبینی شده است که میتواند زمینهساز تقویت تعاملات فرهنگی و گفتوگوی میان ادیان و تمدنها باشد.
پیام اصلی ما این است: ایران، امروز تنها میراثدار یک تمدن بزرگ نیست، بلکه جامعهای زنده و خلاق است که در کنار ریشههای تاریخی خود، در عرصههای هنر، دانش، فناوری و تولید فرهنگی معاصر نیز ظرفیتهای قابل توجهی دارد.
از دیگر ویژگیهای برجسته این دوره، حضور و اجرای ارکستر موسیقی ملی ایران در تالار تاریخی و معتبر بولشوی مسکو است. برگزاری اجرای موسیقی ایرانی در یکی از مهمترین و شناختهشدهترین تالارهای جهان، از رویدادهای شاخص این هفته فرهنگی محسوب میشود و ظرفیت قابل توجهی برای معرفی و عرضه هنر و موسیقی ایرانی در سطح بینالمللی فراهم میآورد.
همچنین در این دوره، برخلاف برخی دورههای گذشته که برنامههای هفته فرهنگی عمدتاً بر یک یا دو محور مشخص مانند نمایشگاه یا نمایش فیلم متمرکز بود، برنامههای فرهنگی، هنری، علمی و تخصصی به صورت همزمان و در قالب یک رویداد جامع پیشبینی و اجرا خواهد شد.
این برنامهها طیف متنوعی از فعالیتها را دربرمیگیرد؛ از برنامه ویژه بزرگداشت رهبر شهید انقلاب، هفته دوستی کودکان و نوجوانان، هفته فیلم و پویانمایی، اجرای ارکستر موسیقی ملی ایران، برگزاری همزمان کمیته فرهنگی کمیسیون مشترک همکاریهای ایران و روسیه، برنامههای مرتبط با حوزه صادرات فرهنگی و صنایع خلاق، برگزاری نشستهای علمی و دانشگاهی در دانشگاههای مختلف، پیگیری و اجرای برنامههای مرتبط با مفاد تفاهمنامههای مشترک اتاق ایران و روسیه، و برپایی نمایشگاه بزرگ فرهنگی و هنری.
نمایشگاه بزرگ فرهنگی و هنری این رویداد نیز با حضور و ارائه آثار و ظرفیتهای بیش از ۳۰ رشته و حوزه فرهنگی و هنری برگزار خواهد شد و در کنار آن، بخشهایی همچون بازیهای رایانهای، ورزشهای باستانی و سایر جلوههای فرهنگی و هنری ایران نیز پیشبینی شده است.
* برخی تحلیلها میان دو منطق «رویدادمحور» و «راهبردمحور» در دیپلماسی فرهنگی تفکیک قائل میشوند. این هفته فرهنگی را کدامیک میدانید؟ برای عبور از رویدادمحوری به راهبردمحوری چه الزاماتی وجود دارد؟
دیپلماسی فرهنگی را میتوان از دو زاویه متفاوت طراحی کرد. در رویکرد رویدادمحور، هر برنامه فرهنگی واحدی مستقل و خودبسنده است؛ موفقیتش با شاخصهای آنی سنجیده میشود؛ تعداد بازدیدکننده، حجم پوشش رسانهای، رضایت مهمانان؛ و با پایان مراسم، عملاً پروندهاش بسته میشود. در رویکرد راهبردی، برعکس، هیچ رویدادی به خودی خود هدف نیست؛ هر برنامه، حلقهای از زنجیرهای بلندمدتتر است که پیش از آن رویداد آغاز شده و پس از آن نیز ادامه مییابد.
ما به دنبال نوع دوم هستیم. هر هفته فرهنگی باید هم محصول مسیری باشد که پیش از آن طی شده، و هم زمینهساز مرحلهای باشد که پس از آن میآید. این جمله ساده، در واقع یک اصل طراحی سیاستگذارانه است، نه یک شعار تبلیغاتی. معنای عملیاش این است که رویدادهای فرهنگی باید از ابتدا با نگاه به قبل و بعد طراحی شوند، نه بهعنوان واحدهای منفرد در یک تقویم دیپلماتیک.
گذار از رویدادمحوری به راهبردمحوری، پیش از هر چیز یک گذار سازمانی است. رویداد فرهنگی وقتی به نقطهای در مسیر راهبردی تبدیل میشود که پیش از برگزاری، سازوکاری برای پیگیری پس از آن طراحی شده باشد: مشخص باشد کدام نهاد مسئول ثبت و دستهبندی توافقها و مذاکرات است، چه کسی پیگیر تبدیل تفاهمهای اولیه به قرارداد یا پروژه مشخص خواهد بود، و بودجه و برنامهریزی چند نهاد تا چند سال آینده به این مسیر گره خورده است. بدون چنین زیرساختی، حتی موفقترین رویداد فرهنگی نیز در حافظه سازمانی طرفین باقی نمیماند و بار دیگر باید از صفر آغاز شود.
من معتقدم شاخص اصلی ارزیابی، نه تعداد بازدیدکننده یا حتی حجم پوشش خبری، بلکه تعداد ارتباطاتی است که در ماههای پس از رویداد به همکاری، پروژه یا قرارداد مشخص تبدیل میشوند. این تغییر شاخص، بهتنهایی نشانهای از تلاش برای عبور از منطق رویدادمحور است؛ اما شرط کافی نیست، مگر آنکه نهادهای مسئول واقعاً مکلف به گزارشدهی درباره این شاخص در بازههای زمانی مشخص باشند.
برای این گذار، چهار الزام مهم وجود دارد:
نخست، انسجام روایی تصویری که این هفته فرهنگی قصد ارائه آن را دارد؛ یعنی پیوستگی میان ایران تاریخی، ایران فرهنگی و ایران معاصر، تنها زمانی قابل اعتماد خواهد بود که در برنامههای آینده نیز تکرار و تثبیت شود. یک روایت راهبردی نیازمند تداوم در طول زمان است، نه نوآوری موضوعی در هر دوره؛ تغییر مداوم محور روایی، نشانه فقدان یک استراتژی ثابت است، نه غنای فرهنگی.
صنایع خلاق، کمک میکنند مفهوم «حضور فرهنگی» گستردهتر شود. در اینجا فرهنگ تنها از طریق اجرای هنری یا نمایش اثر منتقل نمیشود؛ یک محصول خلاق نیز میتواند حامل زبان، زیباییشناسی، ذوق، سبک زندگی و بخشی از هویت فرهنگی کشور تولیدکننده خود باشد.
دوم، پیوند نهادی میان بازیگران متعدد. در حال حاضر سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی در مسکو، و اکنون بخش صنایع خلاق و فعالان اقتصادی، همگی در یک برنامه واحد نقشآفرینی میکنند. راهبردمحوری مستلزم آن است که این بازیگران نه بهصورت موازی و در آستانه هر رویداد، بلکه بهصورت مستمر و در قالب یک سازوکار هماهنگی دائمی با یکدیگر کار کنند.
سوم، گذار از حضور نمادین به حضور اقتصاد فرهنگی. ورود جدی صنایع خلاق؛ از پویانمایی، اسباببازی و بازیهای رایانهای تا عطر و مد و لباس؛ به برنامه امسال، تلاشی است برای کوتاه کردن فاصله میان نمایش یک محصول فرهنگی و ورود آن به یک بازار واقعی.
نشستهای B۲B که در کنار برنامههای هنری تدارک دیده شدهاند، دقیقاً همین کارکرد را دارند: تبدیل دیپلماسی فرهنگی از ابزاری صرفاً نمادین به مؤلفهای با بازخورد اقتصادی قابل اندازهگیری. این گام مهمی است، چرا که در دوران کنونی دیپلماسی فرهنگی ممکن است بدون تکیهگاه اقتصاد فرهنگی، در بلندمدت به رویدادی تشریفاتی و آسیبپذیر در برابر تغییر اولویتهای بودجهای تقلیل یابد.
چهارم، ایجاد اعتماد. اعتماد با چند رویداد فرهنگی بهسادگی ایجاد نمیشود. مسیری که بر آن تأکید شده؛ ایجاد اعتماد از طریق مواجهه مستقیم و تجربه واقعی، نه صرفاً تبلیغ رسمی؛ رویکرد درستی است، اما رویکردی است که به زمان، تکرار و صداقت در روایت نیاز دارد، نه به یک دوره فشرده رویدادهای موازی.
* این هفته فرهنگی در چه بستری از روابط ایران و روسیه برگزار میشود؟ نسبت آن با پیمان همکاریهای راهبردی جامع میان تهران و مسکو چیست و چه ریسکی در ناهماهنگی میان ستونهای مختلف دیپلماسی وجود دارد؟
این هفته فرهنگی در خلأ برگزار نمیشود. از دیماه ۱۴۰۳ با امضای پیمان همکاریهای راهبردی جامع میان تهران و مسکو؛ سندی بیستساله که ابعاد سیاسی، امنیتی، اقتصادی و فرهنگی روابط دو کشور را در یک چارچوب واحد قرار داده؛ روابط دو کشور رسماً وارد دورهای نهادیتر شده است.
در چنین بستری، دیپلماسی فرهنگی دیگر یک حوزه حاشیهای و مکمل نیست، بلکه یکی از چهار ستون همان معماری کلان به شمار میرود؛ ستونی که کارکردش نه جایگزینی، بلکه تقویت مشروعیت اجتماعی سه ستون دیگر است. نکتهای که در تحلیل راهبردی نباید نادیده گرفته شود، ریسک ناهماهنگی میان این ستونهاست.
اگر روایت فرهنگی از ایرانِ زنده و خلاق با تأخیر در اجرای تعهدات اقتصادی، کندی مبادلات بانکی، یا نوسان در همکاریهای امنیتی-سیاسی همراه شود، تصویر فرهنگی بهتنهایی نمیتواند اعتبار از دسترفته در سطوح دیگر را جبران کند؛ در بهترین حالت به تبلیغاتی خوشظاهر اما کماثر تقلیل مییابد. دیپلماسی فرهنگی راهبردی، بنابراین، مستلزم هماهنگی افقی با سایر دستگاههای دیپلماسی است، نه صرفاً هماهنگی عمودی میان نهادهای فرهنگی داخلی.
* در پایان، ارزش واقعی این هفته فرهنگی را چگونه باید سنجید؟
ارزش واقعی این هفته فرهنگی را نه در شب افتتاحیه، بلکه در آنچه شش ماه یا یک سال بعد از آن قابل اشاره خواهد بود، باید سنجید: چند پروژه مشترک هنری شکل گرفته؟ چند تفاهم دانشگاهی به برنامه اجرایی تبدیل شده؟ و چند قرارداد در حوزه صنایع خلاق نهایی شده است؟ اگر پاسخ این پرسشها در سال آینده «هیچ» یا «نامشخص» باشد، باید پذیرفت که با وجود ادبیات راهبردی بهکار رفته در توصیف آن، این رویداد در عمل همچنان در چارچوب رویدادمحوری باقی مانده است.
البته باید ین موضوع مهم را نیز در نظر داشت که در حال حاضر سختگیرانهترین تحریمهای اقتصادی ما را در بر گرفته و تجارت و جابجایی پول را برای ما بسیار سخت و در بعضی موارد ناممکن کرده که همین موضوع نیز میتواند عامل بسیار مهمی در عدم توفیق در دستیابی به اهداف کامل در توسعه صادرات فرهنگی بود. اما اگر ایران بتواند سازوکارهای پیگیری، ارزیابی و تداوم را؛ همانگونه که در گفتار مسئولان این هفته فرهنگی مورد تأکید قرار گرفته؛ بهصورت نهادی و نه فقط شعاری، عملیاتی کند، آنگاه هفته فرهنگی میتواند واقعاً به یک نقطه در مسیر یک معماری بلندمدت تبدیل شود؛ نه یک ایستگاه پایانی، بلکه سکویی برای گام بعدی.






