پول وطنپرست نمیسازد

گواهیهای انسانی / ۲۹
کارخانه، دانش فنی، نیروی کار، زنجیره تولید و توان تصمیمگیری مستقل را نمیشود فقط با عدد آخر یک صورت حساب سنجید. بخشی از تابآوری امروزمان را با پذیرفتن همین هزینهها ساختهایم.
یادداشت مهمان، کورش علیانی، فعال فرهنگی: وزیر کشور پاکستان بعد از سفر به ایران گفته بود چیزی که دیده با انتظارش فرق داشته. به جای دیدن کشوری زیر تحریم که باید فرسوده و از پا افتاده باشد، کشوری دیده که هنوز صنعت دارد، تولید میکند و بخش مهمی از نیازهایش را خودش میسازد. حتی گفته بود پاکستان باید از این تجربه بیاموزد و به سمت خودکفایی برود.
این حرف برای ما نباید فقط تعریف یک مقام خارجی باشد. پشت آن یک درس تاریخی است. ما بارها چیزهایی را ساختهایم و نگه داشتهایم که اگر فقط قیمت ملاک بود، باید رهایشان میکردیم و از بیرون میخریدیم. تولید داخلی همیشه ارزانترین راه نبوده است. گاهی خیلی هم گرانتر بوده است. اما رهبر شهید در مقام سیاستگذار به جوانب مختلف توجه میکرد و مسئله را فقط با پول نمیسنجید. میدانست کشوری که خودش نمیتواند کالای مورد نیازش را بسازد، ممکن است روزی پول داشته باشد و نتواند کالا را بخرد.
تحریم همین را به ما نشان داد. چیزی که در روز عادی خرج اضافه به نظر میرسد، در روز فشار اسم درستش را پیدا میکند؛ «عامل بقا». کارخانه، دانش فنی، نیروی کار، زنجیره تولید و توان تصمیمگیری مستقل را نمیشود فقط با عدد آخر یک صورت حساب سنجید. بخشی از تابآوری امروزمان را با پذیرفتن همین هزینهها ساختهایم؛ گاهی باید یک روز بیشتر خرج کرد تا فردایش تواناتر بود. حالا وزیر کشور پاکستان این را دیده و میگوید باید از آن آموخت. اما خود ما جایی دیگر درست خلاف همین درس عمل میکنیم.
در آییننامه تازه مصوب حمایت از بازگشت نخبگان خارج از کشور، خودرو، مسکن، تسهیلات، و حمایت مالی پیشنهاد میکنیم. اما مشکل فقط در امتیازهایی که میدهیم نیست؛ مشکل از همان نامگذاری آغاز میشود. از اول اسم عجیبی روی این آدمها گذاشتهایم؛ نخبه. چرا کسی را که پزشکی یا مهندسی یا فیزیک خوانده، به جای تحصیلکرده نخبه مینامیم؟ نیلز بور دانشمند بود. رومن یاکوبسن دانشمند بود. نخبه (elite) چیز دیگری است. نخبه ترامپ یا زاکربرگ است؛ کسی که در لایه ممتاز ثروت، قدرت، نفوذ، و دسترسی قرار دارد.
ما اول به یک متخصص میگوییم نخبه، بعد برایش امتیاز ویژه درست میکنیم. یعنی فقط یک واژه را اشتباه به کار نمیبریم، داریم به او یاد میدهیم که خودش را جدا از مردم ببیند و این جدایی باید برایش منفعت داشته باشد. بعد رابطهاش با کشور را نیز روی همین منفعت تنظیم میکنیم و انتظار داریم روز دشواریها با منطق دیگری رفتار کند.
ما داریم به تحصیلکرده میگوییم برگرد، چون پول میدهیم. سود واردات خودرو میدهیم، امتیاز مسکن میدهیم، مسیر ویژه باز میکنیم. بعد، از همین آدم انتظار داریم وقتی دفاع از مردم برایش هزینه داشت، سود و زیان را در نظر نگیرد. چرا چنین کند؟ خودمان یادش دادهایم رابطهاش با کشور را با پول تنظیم کند. کسی که برای سود واردات خودرو برگشته، وقتی نرخ دلار بالا میرود هم سودش را حساب میکند.
ترسناک است که یکی از بیرون پیروزی ما را ببیند، منطقش را بفهمد، و ما خودمان همان پیروزی را نبینیم و در تصمیمات بعدیمان درست برخلاف آن عمل کنیم.






