تاریخ شفاهی؛ فراتر از ثبت خاطرات و روایت رویدادها

عضو شورای سیاستگذاری تاریخ شفاهی وزارت میراثفرهنگی، در نخستین کارگاه آموزشی تاریخ شفاهی، بر نقش این روش پژوهشی در کشف ناگفتههای رویدادهای تاریخی تأکید کرد.
به گزارش خبرگزاری مهر، غلامرضا عزیزی، در نخستین کارگاه آموزشی و عملی تاریخ شفاهی که صبح پنجشنبه ۳۰ مهر ۱۴۰۵ در هتل لاله تهران برگزار شد، به تشریح مبانی، اصول و ویژگیهای این روش پژوهشی و انتقال تجربههای خود در این حوزه پرداخت.
عزیزی با تأکید بر ضرورت دستیابی به درک مشترک از معنا و مفهوم تاریخ شفاهی، تصریح کرد که هرگونه بیان شفاهی درباره گذشته را نمیتوان تاریخ شفاهی دانست و میان روایت شفاهی تاریخ و تاریخ شفاهی بهعنوان یک روش نظاممند پژوهشی تفاوت وجود دارد.
وی تاریخ شفاهی را روشی نظاممند برای گردآوری، حفظ، نگهداری و پردازش دادههای شفاهی حاصل از گفتوگو با کنشگران، شاهدان عینی، عاملان و افراد تأثیرپذیرفته از یک رویداد تاریخی تعریف کرد.
این عضو شورای سیاستگذاری تاریخ شفاهی، تمرکز بر واقعه تاریخی، تفسیر و بررسی اسناد بالادستی، واکاوی عمیق مسائل و چرایی رویدادها، تحلیل همهجانبه، گفتوگومحوری، تلاش برای کشف حقیقت، مستندسازی دانش مصاحبهشونده و استخراج دادهها از زوایای مختلف را از مهمترین ویژگیهای تاریخ شفاهی برشمرد.
عزیزی در پاسخ به این پرسش که چرا باید به سراغ تاریخ شفاهی رفت، با اشاره به محدودیت اسناد و مدارک تاریخی گفت: اسناد و مدارک موجود همیشه برای شناخت کامل یک رویداد کافی نیستند؛ چراکه ممکن است تنها بخشی از واقعیت را بازتاب دهند و از بیان جزئیات، زمینهها و چرایی اتفاقات ناتوان باشند.
او افزود: تاریخ شفاهی میتواند با روشن کردن دلایل و انگیزههای کنشگران، به اسناد تاریخی عمق ببخشد و زمینه درک دقیقتر رویدادها را فراهم کند.
این پژوهشگر با طرح این پرسش که آیا وظیفه تاریخ شفاهی صرفاً ثبت اتفاقات و رویدادهاست، اظهار کرد: هنگامی که فردی بهعنوان منبع اطلاعاتی در برابر پژوهشگر قرار میگیرد، این فرصت فراهم میشود تا پرسشهایی مطرح شود که شاید پاسخی برای آنها در کتابها و اسناد مکتوب وجود نداشته باشد. در چنین فرایندی، تجربهها، مشاهدات، مستندات و برداشتهای فردی که در یک رویداد تاریخی حضور داشته یا از آن تأثیر پذیرفته است، ثبت و بررسی میشود.
تفاوت تاریخ شفاهی با خاطرهنگاری
عضو شورای سیاستگذاری تاریخ شفاهی وزارت میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی در تشریح تفاوت تاریخ شفاهی و خاطرهنگاری گفت: در خاطرهنگاری، فرد عمدتاً روایت شخصی خود را بیان میکند و با نوعی تکگویی روبهرو هستیم؛ اما در تاریخ شفاهی، گفتوگو با هدف پاسخگویی به پرسشهای تاریخی و ثبت اطلاعاتی شکل میگیرد که برای شناخت تجربههای جمعی و درک بهتر گذشته اهمیت دارند.
عزیزی با تأکید بر اینکه خروجی تاریخ شفاهی لزوماً بهمعنای تولید یک روایت تاریخی قطعی نیست، خاطرنشان کرد: یکی از اهداف اصلی این فرایند، تلاش برای کشف حقیقت و بررسی روایتها در کنار سایر شواهد و مستندات تاریخی است.
وی در ادامه، نقش مصاحبهکننده را در تاریخ شفاهی فراتر از ثبت گفتههای مصاحبهشونده دانست و بیان کرد: مصاحبهکننده در این فرایند، نقش مورخی را ایفا میکند که بهصورت فعال پرسشگری میکند، از منبع تاریخی درباره گذشته میپرسد، با طرح پرسشهای خلاقانه به بازسازی تصویری دقیقتر از رویدادها کمک میکند و در پی شناخت واقعیت و کشف حقیقت است.
عزیزی پژوهش مقدماتی، شناخت سوژه، گردآوری اطلاعات درباره جغرافیا و شرایط زمانی و اجتماعی زندگی او، طراحی پرسشها متناسب با موضوع، مدیریت و ساماندهی دانش مصاحبهشونده، رعایت اصول اخلاقی و برنامهریزی برای نحوه پرداختن به موضوع را از دیگر الزامات مصاحبه در تاریخ شفاهی برشمرد.
وی تأکید کرد که رعایت این اصول میتواند به ثبت روایتهایی مستندتر و دقیقتر کمک کند و زمینه بهرهبرداری پژوهشی از تجربههای فردی و جمعی را برای شناخت بهتر گذشته فراهم آورد.






