بین الملل

کودتای ونس علیه ترامپ؛ چرا احتمال حمله دوباره آمریکا به ایران کاهش یافته است؟

کودتای ونس علیه ترامپ؛ چرا احتمال حمله دوباره آمریکا به ایران کاهش یافته است؟


اظهارات جنجالی جی‌دی ونس درباره نقش اسرائیل در کشاندن دونالد ترامپ به جنگ با ایران، گمانه‌زنی‌ها درباره شکل‌گیری تحرکی برای برکناری رئیس‌جمهور آمریکا را افزایش داده است؛ عبدالباری عطوان معتقد است این تحولات، در کنار تضعیف موقعیت سیاسی ترامپ و مخالفت‌ها در ساختار نظامی آمریکا، احتمال ازسرگیری حمله نظامی واشنگتن به ایران را کاهش داده است.

به گزارش ایلنا، عبدالباری عطوان، تحلیلگر برجسته جهان عرب در سرمقاله روزنامه فرامنطقه‌ای «رای الیوم» نوشت: وقتی جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، اذعان می‌کند که اسرائیل با ارائه اطلاعات نادرست به دونالد ترامپ، او را به جنگ با ایران کشانده و در این ماجراجویی گرفتار کرده است و خواستار بازنگری در روابط واشنگتن با تل‌آویو و پایان دادن به نفوذ آن بر تصمیم‌گیری‌های دولت آمریکا، به‌ویژه در خاورمیانه، می‌شود، باید این موضع‌گیری را نشانه تحولی تازه و راهبردی در سیاست آمریکا دانست.

ونس با این اظهارات عملا خود را از جنگ با ایران و مسئولیت‌های مربوط به مدیریت آن مبرا کرده و در برابر سلطه اسرائیل بر مراکز تصمیم‌گیری آمریکا موضع گرفته است. او همچنین تأکید کرده که همراهی دولت جمهوری‌خواه با سیاست‌های اسرائیل و بی‌توجهی به مشکلات داخلی آمریکا، از جمله گرانی، افزایش بهای سوخت و تورم، به شکست جمهوری‌خواهان و از دست رفتن اکثریت این حزب در هر دو مجلس نمایندگان و سنا منجر شده است.

شاید ونس با این موضع‌گیری جسورانه، عملا کارزار خود را برای رسیدن به کاخ سفید آغاز کرده باشد؛ کارزاری که می‌تواند در صورت برکناری ترامپ و محاکمه او به اتهام کشاندن آمریکا به جنگی شکست‌خورده با ایران ــ جنگی که در اصل به سود اسرائیل و در راستای اهداف آن آغاز شد ــ شتاب بیشتری بگیرد. اتهام فساد و سوءاستفاده از جایگاه ریاست‌جمهوری برای کسب منافع مالی در بازارهای جهانی نیز از دیگر مسائلی است که می‌تواند علیه ترامپ مطرح شود. بر اساس ادعاهای مطرح‌شده، دارایی او طی تنها دو سال بیش از شش میلیارد دلار افزایش یافته است.

حزب جمهوری‌خواه به رهبری ترامپ در حال فروپاشی است و به‌دلیل زیر پا گذاشتن اعتماد عمومی و گرفتار کردن آمریکا در جنگی بی‌ارتباط با منافع این کشور، با موج گسترده‌ای از نارضایتی و اعتراض مردمی روبه‌رو شده است. جنگی که نه‌تنها هزینه‌های سنگینی بر آمریکا تحمیل کرد، بلکه اعتبار و جایگاه بین‌المللی این کشور را نیز تضعیف کرد.

 

در سوی مقابل، رهبری ایران با اتکا به حمایت بخش بزرگی از مردم و همراهی نهادهای سیاسی و نظامی کشور، توانست با پایداری و مدیریت هوشمندانه جنگ، در برابر فشارها، تهدیدها و محاصره آمریکا و همچنین عملیات امنیتی و ترورهای اسرائیل علیه شماری از مقام‌ها و فرماندهان ایرانی ایستادگی کند و به پیروزی دست یابد.

با توجه به شکست سنگین ترامپ در انتخابات میان‌دوره‌ای اخیر، احتمال ازسرگیری حمله نظامی آمریکا به ایران بسیار ضعیف است. ترامپ برای چنین اقدامی نه مجوز کنگره را در اختیار دارد و نه از حمایت ساختار نظامی آمریکا برخوردار است. بعید به نظر می‌رسد ارتش آمریکا حاضر باشد به خواسته او برای اعزام بمب‌افکن‌ها و ناوهای هواپیمابر و حمله دوباره به ایران تن دهد؛ زیرا ساختار عمیق قدرت در آمریکا نیز با چنین تصمیمی مخالف خواهد بود.

اگر ایال زامیر، رئیس ستاد کل ارتش اسرائیل، درخواست بنیامین نتانیاهو برای اعزام جنگنده‌ها به‌منظور حمله به ایران را رد کرده و خواستار دریافت مجوز رسمی از نهادهای قانون‌گذاری و ساختارهای تصمیم‌گیر اسرائیل شده است، می‌توان تصور کرد که فرماندهان نظامی آمریکا چه موضعی در برابر چنین درخواستی داشته باشند. گفته می‌شود ژنرال برد کوپر، فرمانده ارشد نظامی آمریکا، و شمار زیادی از ژنرال‌های این کشور با جنگ علیه ایران مخالف بوده‌اند و تعدادی از آنان نیز به‌دلیل مخالفت با این جنگ استعفا داده یا برکنار شده‌اند.

آمریکا اکنون با تحولی سیاسی و ساختاری روبه‌روست که یکی از اهداف اصلی آن، پایان دادن به سلطه اسرائیل بر سیاست خارجی واشنگتن و کنار زدن ترامپ از قدرت است. نظرسنجی‌ها نیز از کاهش شدید محبوبیت ترامپ و تردیدهای گسترده درباره صلاحیت او برای ادامه ریاست‌جمهوری حکایت دارند. افزون بر این، تسلیم شدن او در برابر فشارهای اسرائیل، بیش از پیش جایگاهش را در افکار عمومی آمریکا تضعیف کرده است.

درود بر محور مقاومت به رهبری ایران که با ایستادگی و مدیریت مؤثر جنگ، تحولی راهبردی در معادلات جهانی رقم زد و توانست قدرت نظامی آمریکا و اسرائیل را به چالش بکشد. دو طرفی که با تکیه بر ناوهای هواپیمابر، رزم‌ناوهای عظیم و جنگنده‌های رادارگریز، قدرت نظامی خود را به رخ می‌کشیدند، در برابر موشک‌ها، پهپادها و اراده استوار نیروهای مقاومت، با چالش جدی روبه‌رو شدند. این رویارویی، به‌ویژه برتری هوایی آمریکا و اسرائیل را زیر سؤال برد و نشان داد که اراده دفاع از سرزمین و ارزش‌ها می‌تواند محاسبات نظامی قدرت‌های بزرگ را برهم بزند.

 

روزهای آینده ممکن است با غافلگیری‌های بزرگی همراه باشد؛ از جمله انتشار اسناد و تصاویر مربوط به رفت‌وآمدهای ترامپ به جزیره جفری اپستین و افشای ابعاد روابط او با این سرمایه‌دار بدنام و شبکه مرتبط با وی. همچنین ممکن است اسناد و جزئیات بیشتری درباره ادعاهای مربوط به سوءاستفاده‌های جنسی در این جزیره، فشارها و اهرم‌های احتمالی باج‌گیری از ترامپ و نقش اسرائیل در کشاندن آمریکا به جنگ با ایران منتشر شود.

به‌ویژه آنکه افشای اسناد مربوط به نقش اسرائیل در این جنگ و تلاش آن برای کشاندن آمریکا به رویارویی نظامی با ایران، می‌تواند ابعاد تازه‌ای از اهداف تل‌آویو برای تحقق طرح اسرائیل بزرگ و تسلط بر منابع و ثروت‌های کشورهای عربی و اسلامی را آشکار کند.

روزهای آینده آبستن تحولات و افشاگری‌هایی است که می‌تواند بسیاری از معادلات و سیاست‌ها را تغییر دهد؛ باید منتظر ماند.



انتهای پیام/

آگهی
دکمه بازگشت به بالا