از زبان نسترن 27 ساله : عمویم مرا به زور شوهر داد / سرنوشتم به کارتنخوابی و گورخوابی گره خورد + عکس و نظر کارشناس
عکس ساخته هوش مصنوعی است
به گزارش رکنا، من نسترن هستم؛ دختری که روزی آرزوهای زیادی برای آیندهاش داشت، اما همه آن آرزوها در ۱۳ سالگی و با مرگ پدر و مادرم در یک سانحه رانندگی از بین رفت.
بعد از آن حادثه، زندگیام به کلی تغییر کرد. سرپرستی من به عهده عمویم افتاد، اما هیچوقت در خانه او احساس آرامش و امنیت نکردم. هنوز در غم از دست دادن پدر و مادرم بودم که عمویم بدون توجه به خواستهها و احساساتم، مرا مجبور به ازدواج کرد.
تنها ۱۳ سال داشتم و نمیدانستم ازدواج چیست. هیچ علاقهای به همسرم نداشتم، اما چارهای جز پذیرفتن این سرنوشت نداشتم. زندگی مشترک من از همان روزهای اول با تنش، خشونت و ترس همراه بود. همسرم مصرفکننده مواد مخدر بود و بارها مرا مورد ضرب و شتم قرار میداد. بارها از عمویم خواستم مرا از آن شرایط نجات دهد، اما هر بار تنها یک جواب میشنیدم: «باید تحمل کنی.»
سالها در خانهای زندگی کردم که در آن نه محبت وجود داشت و نه امنیت. فشارهای روحی و جسمی آنقدر زیاد شد که به مرور برای فرار از دردهایم به مواد مخدر پناه بردم.
مدتی بعد دیگر خانهای برای ماندن نداشتم. روزهای زیادی را در خیابانها، پارکها و پاتوقهای مختلف گذراندم. شبهایی بود که روی نیمکت پارک، کنار جدول خیابان و حتی در مکانهای متروکه میخوابیدم. بهترین سالهای جوانیام در کارتنخوابی و اعتیاد سپری شد.
برای تأمین هزینه مواد، ساعتها در خیابانها به دنبال جمعآوری ضایعات میگشتم، اما این کار هم پاسخگوی اعتیادم نبود. خسته شده بودم؛ از زندگی، از تنهایی و از تمام رنجهایی که سالها تحمل کرده بودم. بارها به پایان دادن زندگیام فکر کردم.
یک روز هنگام جمعآوری ضایعات، متوجه نگاههای سنگین مردم شدم. همانجا کنار خیابان نشستم و گریه کردم. احساس کردم دیگر نمیتوانم به این زندگی ادامه دهم. همان روز تصمیم گرفتم به کلانتری بروم و درخواست کمک کنم. حالا آمدهام تا برای رهایی از اعتیاد و بازگشت به زندگی، فرصتی دوباره پیدا کنم.
نظر کارشناس
زهرا بیات، کارشناس ارشد روانشناسی:
از دست دادن والدین در سنین پایین، بهویژه زمانی که کودک از حمایت عاطفی و اجتماعی کافی برخوردار نباشد، میتواند آسیبهای عمیقی بر سلامت روان او وارد کند. در این پرونده، علاوه بر سوگ ناشی از فوت والدین، ازدواج اجباری، خشونت خانوادگی، فقدان حمایت عاطفی و فقر اقتصادی، همگی در شکلگیری مشکلات روانی و گرایش فرد به مصرف مواد نقش داشتهاند.
ازدواج اجباری، بهویژه در سنین پایین، معمولاً پیامدهای منفی متعددی از جمله افسردگی، احساس درماندگی، کاهش عزت نفس و بروز رفتارهای پرخطر را به دنبال دارد. افرادی که در چنین شرایطی قرار میگیرند، در صورت نبود حمایتهای خانوادگی و اجتماعی، بیشتر در معرض آسیبهایی مانند اعتیاد، خشونت و بیخانمانی قرار میگیرند.
حمایت عاطفی، مداخلات روانشناختی و توانمندسازی اجتماعی میتواند نقش مؤثری در بازگشت این افراد به زندگی سالم و کاهش آسیبهای اجتماعی داشته باشد.
