از «تنزل کیفیت» تولیدات سینمای کوتاه تا «محافظهکاری» مزمن در تولیدات «نهادهای انقلاب اسلامی»

سینماپرس: «چهل و سومین جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه تهران» سرانجام در روز چهارشنبه ۲۹ مهرماه و با برگزاری آخرین سانسهای نمایش آثار راه یافته به بخشهای مختلف این رویداد، به فعالیت فشرده خود در در جزیره متروک «پردیس سینمایی ملت» پایان داد.
فاطمه سادات ناظمی/ «چهل و سومین جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه تهران» سرانجام در روز چهارشنبه ۲۹ مهرماه و با برگزاری آخرین سانسهای نمایش آثار راه یافته به بخشهای مختلف این رویداد، به فعالیت فشرده خود در در جزیره متروک «پردیس سینمایی ملت» پایان داد و حالا منتظر برگزاری مراسم اختتامیه خود در شامگاه روز پنجشنه و تقسیم جوایز این رویداد مهم و جریانساز سینمایی در «مرکز همایشهای برج میلاد تهران» است. رویدادی که مدیریت اجرایی امسال آن با انتقادات جدی مواجه گردید و کیفیت برگزاری آن در مقایسه با سال گذشته، علامت سوالهای بسیار زیادی همراه بود.

فارغ از تمامی انتقادات و ملاحظاتی که با بررسی و مرور «جشنواره چهل و سوم» حاصل میشود و میتواند کم و کیف برگزاری دورههای بعد این رویداد را بهبود بخشد؛ مسئله فوری و بهمراتب نگرانکننده در تحلیل «چهل و سومین جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه تهران» ، وضعیت و شرایط نسبتا بحرانزده حاکم بر فُرم تولیدات «سینمای کوتاه» است. تولیداتی که حالا با ملاحضه و مرور ۶۳ عنوان فیلم کوتاه داستانی راه یافته به «بخش ملی» این رویداد میتوان به عمق این افول نگرانکننده پیبرد؛ تولیداتی که ارزیابی مجموع آنها، نشانههایی آشکار از «تنزل کیفیت سینمایی» بر پیکره «سینمای کوتاه» را هویدا نموده و تصویری ملموس از وضعیت نامطلوب این عرصه از فیلمسازی در کشور را ترسیم میسازد. تصویری که سعی میشود تا در سایه هیاهوی جشنوارههای متعدد، آمارسازیهای سازمانی و نهادی و تاکیدهای مکرر مدیران بر کمیت تولید و … مورد غفلت و بیتوجهی واقع شود.

البته جمع بندی تحلیلی و رسیدن به برداشت افول و «تنزل کیفیت سینمایی» تولیدات «سینمای کوتاه» تنها محصول مرور ۶۲ عنوان اثر داستانی راهیافته به «بخش ملی جشنواره چهل و سوم» نمیشود و این امر حاصل برایند و مرور کلیت مجموع آثار و فیلمهای کوتاه و آثار منتخب در بخشهای مختلف از «چهل و سومین جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه تهران» است. وضعیتی که بالاخص در مرور بخش «وطن به روایت من» ، کیفیت سینمایی بخش عمدهای از آثار و تولیدات حاضر در این بخش را با حالتی تاسف برانگیز مواجه مینماید و برخی از ۳۳ عنوان اثر راهیافته به این بخش را رسما از صورت وضعیت منحطی با عنوان «بساز بفروشی» برخوردار میسازد. بخشی که با وجود قرار گرفتن در صدر «بیلاندهی مدیران وزارت ارشاد» و گزارش عملکرد ایشان به نهادهای نظارتی و …؛ اما در فرایند برگزاری «جشنواره چهل و سوم» آنچنان فرعی و دور افتاده بود که آثار حاضر در آن در دو سالن کوچک و محقر طبقه منفی دو اکران میشدند و بخش مستند و سینمایی آن تنها ۲ صفحه از کتاب بیش از ۳۰۰ صفحهای «چهل و سومین جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه تهران» را به خود اختصاص داده بود!

فیلم کوتاه «میناب منفی بیست» عنوان یکی از آثار شاخص و پر هیاهو در بخش «وطن به روایت من» است که به عنوان ویترین این بخش به «بخش ملی جشنواره چهل و سوم» راه پیدا کرده بود. اثری که با حذف عامدانه یا ناآگاهانه نام و نشان «ایالات متحده آمریکا» در نقش «جنایتکار» ، تنها از کارکرد هراس افکنی و تقلیل ابعاد فاجعه و مخدوششدن دلالتهای سیاسی و انسانی برخوردار است و این همه سبب میشود تا مخاطب «میناب منفی بیست» بهجای مواجههای مسئولانه با یک فاجعه انسانی و فهم ابعاد جنایتکارانه آن، در سطح روایتی کممایه، فاقد انسجام و دور از منطق دراماتیک لازم از این جنایت متوقف بماند و اثری را ببیند که نه در فرم سینمایی اقناعکننده است و نه در مواجهه با موضوع خود، از دقت و صراحتی درخور به عنوان «فیلم کوتاه» بهرهمند میباشد.

فیلم کوتاه «آناتومی یک شب» نیز یکی دیگر از آثار حاضر در بخش «وطن به روایت من» بود که به عنوان ویترین این بخش در «بخش ملی جشنواره» نیز حضور داشت. اثری که با وجود برخورداری از ایده اولیه نسبتا جذاب و مستعد پرداخت خود؛ در مرحله اجرا چنان گرفتار خامدستی، عقبماندگی روایی و نابالغی در پرداخت سینمایی شده بود که عملا از تحقق حداقل انتظارات از یک فیلم کوتاه نیز باز ماند و به اثری «بساز به ارگان بفروش» مبدل گردید. اثری که با برخورداری از بودجه حمایتی «نهادهای انقلاب اسلامی» ساخته شده و نه در بازنمایی «جنگ تحمیلی» قادر به برانگیختن حس همدلی لازم و تأثر یا درگیری عاطفی مؤثر در مخاطب است و نه از «ایالات متحده آمریکا» به عنوان عامل «جنایت جنگی علیه غیرنظامیان» کوچکترین اسم و نامی میبرد و فضای روایت خود را به نحوی تهی از این همه مینماید که قابل تعمیم به حوادث ساختمانی و حتی زلزله و … نیز میباشد. اثری که در مقاطعی آنچنان به ورطه موقعیتهای تصنعی سقوط میکند که نهتنها از انتقال بار عاطفی و انسانی باز میماند، بلکه عملا حوصله مخاطب را از تماشای این حجم از بیمنطقی به سر میبرد و از پیگیری روایت «آناتومی یک شب» دلزده میسازد.

فیلم کوتاه «وراپام» نیز یکی دیگر از آثار حاضر در بخش «بخش ملی جشنواره چهل و سوم» بود که چرایی عدم حضوراش در بخش «وطن به روایت من» را میتوان مبهم دانست. اثری که با وجود تامین مالی لازم و برخورداری از «بودجه سازمان تبلیغات اسلامی» و ایده اولیه و فرم اجرای نسبتا قابل قبول خود؛ متاسفانه در تصویرسازی از «ایالات متحده آمریکا» به عنوان عامل «جنایت علیه ایرانیان» ناموفق بوده و همچون «آناتومی یک شب» فضای روایت خود را به نحوی محافظهکارانه پیگیری مینمود که از قابلیت تعمیم به بلایای طبیعی همچون زلزله و یا ریزش ساختمانای فرسوده و … نیز برخوردار باشد! نوعی از «محافظهکاری مزمن در تولیدات نهادهای انقلاب اسلامی» که شاید بیش از هر چیز بتوان آن را محصول «ژست منوالفکرانه مدیران جوان» و جویای اعتبار ساکن در این مجموعهها و تدبیر ویژه ایشان برای نخوردن «برچسب شعاری» قلمداد نمود!
