سلامت

آزمون سربلند پرستاران در جنگ

پرستاران جوان در جنگ نشان دادند با وجود فشارهای اقتصادی و روانی، به اخلاق حرفه‌ای پایبند هستند اما نباید مشکلات معیشتی آنها را نادیده گرفت. تعرفه‌گذاری خدمات پرستاری اقدام مثبتی بوده، ولی تورم همواره از افزایش دستمزدها پیشی گرفته است؛ پرستاران باید حداقل زندگی متوسطی داشته باشند. اگر شرایط بهتر شود، بسیاری از کسانی   که به مهاجرت فکر می‌کنند در کشور می‌مانند.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از همشهری، جنگ برای پرستاران فقط صدای انفجار و آژیر خطر نبود؛ آزمونی سخت میان حفظ جان خود و نجات دیگران بود؛ پرستارانی که زیر سایه موشک‌ها، نوزادان را به آغوش کشیدند، بیماران را به مناطق امن رساندند و حتی وقتی فرزندان خودشان در خانه تنها بودند، کنار تخت بیماران ماندند.

منیژه آهنی، سوپروایزر آموزشی بیمارستان کودکان حکیم و مریم امینی، سرپرستار بیمارستان محب کوثر، از تجربه‌های تلخ و شیرین روزهای جنگ گفتند؛ روزهایی که به‌گفته آنها، جلوه‌ای متفاوت از ایثار و تعهد پرستاران ایرانی را به نمایش گذاشت.

ثانیه به ثانیه عشق

  منیژه آهنی، سوپروایزر آموزشی بیمارستان کودکان حکیم:  هرکدام از روزهای جنگ را که به یاد می‌آورم، صحنه‌ای از عشق و فداکاری است؛ از همان روز اول که قطعه‌ای از کلاهک پهپاد به بیمارستان حکیم برخورد کرد تا ساعت‌ها باید نوزادان بیمارستان‌های در معرض خطر را منتقل می‌کردیم. بیمارستان ما در منطقه۱۸ تهران قرار داشت و احتمال پذیرش مجروحان جنگی کمتر بود، اما به مرکزی برای پذیرش بیماران بیمارستان‌های بحران‌زده تبدیل شد. گاهی باید در کوتاه‌ترین زمان، شرایط انتقال نوزادان و کودکان بدحال را فراهم می‌کردیم.

نگران برنگشتن‌شان بودم

وقتی بیمارستان آرش مورد اصابت قرار گرفت، باید نیروهای آشنا به مراقبت ویژه نوزادان را برای انتقال بیماران اعزام می‌کردیم. نگران بودم همکارانم به بیمارستانی بروند که احتمال اصابت دوباره موشک وجود داشت. چندبار تصمیم گرفتم خودم سوار آمبولانس شوم، اما آنها بدون‌تردید داوطلب شدند و حدود 3ساعت در بیمارستان آرش بودند. برای انتقال نوزادان بیمارستان بهارلو هم با نگرانی روبه‌رو بودیم؛ چون احتمال حمله به خطوط ریلی مطرح بود؛ 6نوزاد را از بهارلو منتقل کردیم. از آن روزها برای من تعهد پرستارانی را که به از دست رفتن جانشان فکر نمی‌کردند، خاطره مانده است.

کودکانشان در خانه تنها مانده بودند 

در دانشگاه درباره مدیریت بحران آموزش می‌بینیم، اما واقعیت جنگ با آنچه در کتاب‌ها می‌خوانیم متفاوت است. وقتی خانواده‌ها وحشت‌زده برای خارج کردن بیماران هجوم می‌آورند، مدیریت شرایط بسیار دشوار می‌شود. در نخستین برخورد پهپاد به بیمارستان، بیمارانی در بخش مراقبت‌های ویژه به دستگاه تنفس مصنوعی متصل بودند و امکان انتقالشان وجود نداشت. 2نفر از همکارانم داوطلب شدند که کنار آنها بمانند. بسیاری از پرستاران هم فرزندانشان را در خانه گذاشته بودند و زیر بمباران از کودکان بیمار مراقبت می‌کردند. این فداکاری با هیچ معیاری قابل قیمت‌گذاری نیست.

ایثار پرستاران  نباید مشکلات معیشتی را پنهان کند

پرستاران جوان در جنگ نشان دادند با وجود فشارهای اقتصادی و روانی، به اخلاق حرفه‌ای پایبند هستند اما نباید مشکلات معیشتی آنها را نادیده گرفت. تعرفه‌گذاری خدمات پرستاری اقدام مثبتی بوده، ولی تورم همواره از افزایش دستمزدها پیشی گرفته است؛ پرستاران باید حداقل زندگی متوسطی داشته باشند. اگر شرایط بهتر شود، بسیاری از کسانی   که به مهاجرت فکر می‌کنند در کشور می‌مانند.

جنگ، دلیل انصراف از مهاجرت 

  مریم امینی، سرپرستار بیمارستان محب کوثر:  جنگ برای بسیاری از پرستاران جوان به‌ویژه دهه هفتادی‌ها، نخستین تجربه بحران بود، اما آنها داوطلبانه شیفت‌ها را پر می‌کردند. برای ما هم یکی از سخت‌ترین شب‌ها در جنگ 12روزه رخ داد. حوالی نیمه‌شب انفجار شدیدی رخ داد و دستور انتقال بیماران طبقات پایین به محل امن صادر شد. همان موقع مادر بارداری از البرز به بیمارستان رسید که چند مرکز دیگر او را پذیرش نکرده بودند. شرایط اورژانسی بود و تصمیم گرفتیم زایمان را انجام دهیم. در میانه زایمان خبر رسید موشکی کنار مخزن اکسیژن بیمارستان اصابت کرده و احتمال انفجار وجود دارد؛ درست لحظه تولد نوزاد، کد بحران اعلام شد. او را در پتو پیچیدم و به پارک مجاور بیمارستان بردم. چراغ‌ها خاموش بود و باید در تاریکی نوزاد را احیا می‌کردم. چند دقیقه طول کشید تا صدای گریه‌اش بلند شد. مادرش را هم به پارک منتقل کرده بودند. وقتی به هوش آمد، تصور می‌کرد در بهشت است؛ چون انتظار نداشت زیر درختان پارک چشم باز کند.

«نیم‌شب» از آن شب ساخته شد 

اتفاقات عجیب آن شب دستمایه ساخت فیلم سینمایی «نیم‌شب» شد و مسیر زندگی‌ من را هم تغییر داد. برای ادامه تحصیل از دانشگاهی در انگلستان پذیرش گرفته بودم و قرار بود برای دریافت ویزا به کشور همسایه بروم و شهریور ۱۴۰۴ مهاجرت کنم. اما اتفاقات آن شب و لحظه‌هایی که با آن نوزاد گذراندم، تصمیم‌ام را تغییر داد و ترجیح دادم بمانم. خیلی‌ها گفتند اشتباه کرده‌ام، اما پشیمان نیستم. فکر می‌کنم جنگ باعث شد برخی پرستاران دیگر هم در تصمیم مهاجرتشان تجدیدنظر کنند.

پرستاری، ایثار و تاب‌آوری

پرستاری با ایثار و تاب‌آوری گره خورده، اما این به‌معنای بی‌نیازی پرستاران از حمایت اقتصادی نیست. در برخی کشورها مسائل اقتصادی پرستاران آنقدر تامین است که هیچ نیاز و دغدغه‌ای جز خدمت به بیماران ندارند. در ایران هم اقدامات مثبتی  انجام شده اما نیاز است گام‌های بزرگ‌تری برداشته شود. سرمایه یک کشور، نیروی جوان آن است اما شاهد مهاجرت پرستاران به کشورهای اروپایی هستیم که انصافاً نیروهای نخبه هستند. اینکه دانشگاه‌های ما با مشقت زیاد پرستاری را آموزش می‌دهند اما چون حمایت خوبی از آنها صورت نمی‌گیرد مهاجرت می‌کنند، خوب نیست و جای تأسف دارد که بخشی از بهترین پرستاران ما نصیب کشورهایی مثل آلمان و سوئیس می‌شوند؛ درحالی‌که قلبشان همیشه با ایران است.
 

آگهی
دکمه بازگشت به بالا