سلامت

روایتی از قتل یک استاد دانشگاه

 بیست‌وهفتم آذر سال ۱۴۰۱ مردی که استاد دانشگاه بود از خانه‌اش در تهران بیرون رفت و ناپدید شد. بعد از آن خانواده‌اش متوجه شدند که همسر او نیز ناپدید شده و با حضور نزد عظیم سهرابی، بازپرس شعبه نهم دادسرای جنایی تهران برای یافتن این زوج کمک خواستند.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از جام جم، پرونده زنی که به‌خاطر همدستی در قتل شوهرش به ۱۰ سال حبس محکوم شده، برای بررسی درخواست اعاده دادرسی‌اش دوباره روی میز قضات دادگاه کیفری یک استان تهران قرار گرفت.

 بیست‌وهفتم آذر سال ۱۴۰۱ مردی که استاد دانشگاه بود از خانه‌اش در تهران بیرون رفت و ناپدید شد. بعد از آن خانواده‌اش متوجه شدند که همسر او نیز ناپدید شده و با حضور نزد عظیم سهرابی، بازپرس شعبه نهم دادسرای جنایی تهران برای یافتن این زوج کمک خواستند. با گذشت چند هفته از این ماجرا، دختر جوانی که دوست نوعروس بود به اداره پلیس تهران آمد و راز قتل تازه‌داماد را فاش کرد. با تحقیق از وی معلوم شد که همسر مقتول با مردی به نام شهیاد در کافی‌شاپی که پاتوق‌شان بوده، آشنا شده و قصد ازدواج داشتند. نوعروس نتوانسته طلاق بگیرد و به همین خاطر شهیاد، شوهر او را کشته و در حوالی دماوند جنازه‌اش را آتش زدند.

با اظهارات وی، ماموران به محل رها کردن جسد رفته و پیکر سوخته او را یافتند که با آزمایش دی‌ان‌ای هویت مرد گمشده فاش شد. 
قاتل و همسر مقتول متواری بودند تا این‌که بعد از چهار ماه فرار در خانه اجاره‌ای در اسلامشهر بازداشت شدند. متهمان به شعبه نهم بازپرسی دادسرای جنایی تهران منتقل شدند.

 ابتدا شیوا در اظهاراتش گفت: شش سال پیش با همسرم آشنا شده و عقد کردیم اما خانواده‌اش مخالف بودند. او به من علاقه داشت و طلاقم نمی‌داد. از این وضع خسته شده بودم، در کافی‌شاپی که پاتوق‌مان بود با شهیاد آشنا شدم. او برای بازی مافیا آنجا می‌آمد که به هم علاقه‌مند شدیم. یک روز شوهرم فهمید من با مرد غریبه‌ای آشنا شده‌ام و گفت باید با شهیاد حرف بزند. با شوهرم به بام آجودانیه رفتیم. شهیاد هم آمد و سوار خودروی شوهرم شد و من رفتم. ساعاتی بعد شهیاد به من تلفنی خبر داد که شوهرم را کشته و بعد از قتل هم جسد را در بیابان سوزانده است.

همچنین شهیاد نیز در اظهاراتش گفت: قرار بود بعد از جدایی شیوا ازدواج کنیم که نشد. آن شب فقط خواستم با شوهرش حرف بزنم که دعوای‌مان شد.

او چاقو دستش بود. چاقو را گرفتم و چند ضربه به او زدم که فوت شد. بعد از قتل مدتی در ویلاهای اجاره‌ای در شمال کشور بودیم. بعد به ارومیه رفتیم و ۳۰۰ میلیون تومان به یک قاچاق‌بر دادیم تا ما را از ایران خارج کند که سرمان کلاه گذاشت و ما را نبرد. بعد قاچاق‌بر دیگری را پیدا کردیم و خواستیم با او برویم که فهمیدیم در ترکیه زلزله شده و از ترس این‌که در آنجا جان‌مان را از دست بدهیم از سفر منصرف شدیم. شهیاد در  آخرین دفاعیاتش گفت: آن روز با همسر شیوا قرار گذاشتیم تا حرف بزنیم. سوار ماشینش شده و به بام تهران رفتیم. در آنجا گفت؛ می‌دانم با شیوا ارتباط داری و بعد از داشبورد، چاقویی بیرون آورد و قصد حمله به من را داشت که چاقو را گرفتم و در این گیر و دار ضربه‌ای به گردنش زدم که مرگش را رقم زد و دست خودم هم زخمی شد.

پس از تکمیل تحقیقات در دادسرا برای شهیاد به اتهام  مباشرت در قتل، جنایت بر میت و همچنین  سرقت و  برای شیوا به اتهام معاونت در قتل همسرش کیفر خواست صادر و متهمان چندی بعد در دادگاه کیفری یک استان تهران محاکمه شدند.

اولیای‌دم در ا ین جلسه  برای قاتل درخواست قصاص و برای عروس سابق‌شان درخواست اشد مجازات کردند. سپس متهمان در جایگاه ایستاده و از خود دفاع کردند. 

قضات دادگاه کیفری  پس از رسیدگی به این پرونده  شهیاد را به قصاص، دیه و حبس محکوم کردند. شیوا هم به اتهام معاونت در قتل به ۱۰ سال زندان محکوم شد.

 این رای در دیوان عالی کشور مهر تایید خورد اما چندی قبل شیوا درخواست اعاده دادرسی داد و اعلام کرد معاونتی در قتل نداشته که این درخواست با قبول از سوی دیوان عالی کشور برای محاکمه به شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران ارسال شد. در حالی‌که شهیاد در یک قدمی قصاص است، شیوا دوباره محاکمه می‌شود.

آگهی
دکمه بازگشت به بالا