سلامت

روایتی غیرمعمول از زندگی یک پزشک

از جبهه و گاز خردل تا مناطق محروم افغانستان و آفریقا؛ مسیر زندگی سیدناصر عمادی، متخصص پوست و مو و رئیس بیمارستان رازی، شبیه مسیر معمول یک پزشک نیست.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از همشهری، از جبهه و گاز خردل تا مناطق محروم افغانستان و آفریقا؛ مسیر زندگی سیدناصر عمادی، متخصص پوست و مو و رئیس بیمارستان رازی، شبیه مسیر معمول یک پزشک نیست. پزشکی که روزی آرزو کرد کاش می‌توانست جان یک مجروح شیمیایی را نجات دهد، سال‌ها بعد مطب و آسایش خود را رها کرد تا درمان و آموزش پزشکی را به مناطقی ببرد که گاهی حتی یک پزشک متخصص نداشتند. عمادی  از مسیری گفت که به تعبیر خودش، بیش از آنکه یک انتخاب شغلی باشد، یک وظیفه است؛ مسیری که از جبهه آغاز شد و او را به بم، افغانستان، آفریقا، کرمانشاه، سیستان و بلوچستان و مناطق محروم اطراف تهران رساند.

آرزویی که در جبهه شکل گرفت

عمادی خاطرات سال ۱۳۶۶ و محور حاج‌عمران را هنوز به یاد دارد. چند نفر از همرزمانش در حمله شیمیایی مجروح شده بودند و او با لندرور سبزرنگی که در اختیار داشت، آنها را برای درمان به بیمارستان امام خمینی(ره) نقده رساند. مجروحان با گاز خردل آسیب دیده بودند؛ پوستشان تاول زده بود، چشم‌هایشان قرمز بود و به سختی نفس می‌کشیدند. یکی از همرزمانش هم در همان حادثه به شهادت رسید.

او می‌گوید: «همان زمان با خودم فکر کردم ‌ای‌کاش به جای یک راننده برای انتقال مجروحان به پشت خط، پزشک بودم و می‌توانستم دوستم را نجات دهم.» 

از بم تا آفریقا

برای عمادی پزشکی هیچ‌وقت فقط نسخه‌نوشتن و درمان بیمار در مطب نبوده و می‌گوید: «اگر قرار است طبیب واقعی باشد، باید مفهوم «بنی‌آدم اعضای یکدیگرند» را در عمل دنبال کند؛ یعنی هر انسانی که به کمک نیاز دارد، فارغ از ملیت، مذهب و رنگ پوست، تا جایی که می‌تواند از او خدمت بگیرد.»

این نگاه او را سال ۱۳۸۴ به بم رساند؛ شهری که هنوز با پیامدهای زلزله دست‌وپنجه نرم می‌کرد و حتی متخصص پوست نداشت. همزمان، سالک در منطقه شیوع گسترده‌ای داشت و به‌گفته عمادی، از جمعیت حدود ۵۰هزار نفری بم، ۱۵ تا ۲۰هزار نفر به این بیماری مبتلا بودند. او علاوه بر درمان بیماران، آموزش را هم دنبال کرد. صبح‌ها از ساعت ۶:۳۰ کارش را آغاز می‌کرد و گاهی تا ۱۰ شب ادامه داشت؛ از مدارس برای آموزش کودکان درباره سالک گرفته تا کلینیک و بیمارستان برای درمان بیماران.

هدف این بود که مردم علائم بیماری را بشناسند و بدانند چه زمانی باید برای درمان مراجعه کنند. پس از بم، افغانستان مقصد بعدی او بود؛ کشوری که سالک در آن نیز شیوع بالایی داشت. به‌گفته عمادی، این سفر به او نشان داد پزشکان ایرانی از نظر علمی توانایی بالایی دارند و می‌توانند خارج از مرزهای ایران نیز منشأ اثر باشند.

پزشکی در دل آفریقا

نقطه عطف زندگی عمادی برای بدل‌شدن به پزشک بدون مرز در سفر به کنیا در بهمن
 ۱۳۸۶ رقم خورد؛ زمانی که در فکر راه‌اندازی مطب بود اما پیشنهاد حضور در کنیا را پذیرفت. این سفر چند سال طول کشید و او در این مدت با بیماری‌هایی مانند مالاریا، تیفوئید و بعدها کرونا هم درگیر شد.

مشکلات آب آشامیدنی‌ برایش آسیب کلیوی ایجاد کرد. یکی از خاطراتش در این دوران مربوط به بیماری است که توده‌ای بزرگ و عفونی روی گردنش داشت و همزمان به HIV و سل مبتلا بود. بسیاری حتی حاضر نبودند به او نزدیک شوند. عمادی اما تصمیم می‌گیرد با  وجود مخالفت اطرافیانش او را جراحی کند. به‌گفته خودش، این اتفاق برایش معنای واقعی پزشکی را داشت؛ اینکه گاهی بیمار بیش از هر چیز به کسی نیاز دارد که حاضر باشد کنارش بایستد.

ماجرای سرقت در آفریقا 

یکی دیگر از خاطرات او به شبی در آفریقا برمی‌گردد که پس از یک جراحی، در مسیر بازگشت از بیمارستان با 3سارق مسلح روبه‌رو شد. سارقان با چاقو به او حمله کردند و پس از گرفتن وسایلش، قصد رفتن داشتند. عمادی به آنها گفت پزشک است و برای درمان مردم به این منطقه آمده است. سارقان ابتدا حرفش را باور نکردند، اما بعد از تماس با آخرین شماره تلفن همراهش متوجه شدند که راست می‌گوید. تلفن و پولش را پس دادند و حتی زخمی را که خودشان ایجاد کرده بودند با پارچه بستند. تا ایستگاه اتوبوس هم همراهی‌اش کردند تا مبادا گروه دیگری از سارقان به او حمله کنند.‌

پزشکی در میانه جنگ

فعالیت عمادی به مناطق محروم محدود نماند. در جریان درگیری‌های داعش در عراق به منطقه‌ای در جنوب کرکوک رفت؛ جایی که روستای‌تازه خورماتو هدف حمله شیمیایی قرار گرفته بود. در جنگ 12روزه هم برای ویزیت و آموزش به مناطق محروم خراسان جنوبی و روستاهای مرزی رفت و پس از بازگشت به تهران، راهی قاسم‌آباد تهرانچی در شهرستان ری شد تا برای بیماران دارو و خدمات درمانی فراهم کند. آخرین مأموریتش هم بعد از جنگ 40روزه رقم خورد، سفر به روستایی در شیراز که با بمبچه‌های حاوی فسفر بمباران شده بود. برخی از این بمبچه‌ها منفجر نشده بودند و تعدادی از مردم به‌دلیل ناآگاهی آنها را لمس کرده بودند که در پی انفجار، جان باخته یا مجروح شده بودند. عمادی برای بررسی وضعیت مجروحان به این منطقه رفت و در معاینه‌ها متوجه شد زخم‌های پوستی برخی مصدومان، حتی نزدیک به 2‌ماه پس از حادثه، همچنان عفونی است. این یافته در جلسه معاونان وزارت بهداشت مطرح شد و با حمایت وزیر بهداشت، بررسی علمی آن و انتشار مقاله درباره این آسیب‌ها در دستور کار قرار گرفت تا به‌عنوان یک جنایت جنگی ثبت شود.

آگهی
دکمه بازگشت به بالا