سلامت

فقر از سرطان ترسناک‌تر است

فقر چنان خطرناک است که از بزرگان و مسئولان کشور گرفته تا سی درصد به نوا رسیده  و مرفه و سرمایه‌سالار باید از هر راهی که شده، با کمک دانشمندان و پژوهشگران، بدون هیچ عذر و بهانه و وقت‌کشی، این بلای انسان و انسانیت را چاره سازند و درمان کنند.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از اطلاعات، سال‌هاست دانشمندان عرصه پزشکی دنبال درمان بیماری «سرطان» هستند و هنوز چاره قطعی و فوری آن را پیدا نکرده‌اند. در واقع این که چرا سرطان به‌آسانی درمان نمی‌شود، هزاران دلیل پیچیده علمی دارد که پزشکان این عصر تجدد و صنعتی و فضایی باید آن را  تشریح کنند. اما به نظر راقم این متن که حدود شصت سالی است که همچون یک ناخوانده دفتر و بیرون از حلقه نامداران و کامکاران و فرهیختگان علم و دانش قلم می‌زند و حیات رنجبارش، میان جامعه محرومان بوده و هست؛ یک بیماری به‌مراتب مهلک‌تر و کشنده‌تر از سرطان وجود دارد که همانا «فقر» است؛ فرقی هم نمی‌کند که این فقر، نازل از آسمان پنداشته شود یا ساخته و پرداخته نوع بشر به‌حساب آید.

 فقر چنان خطرناک است که از بزرگان و مسئولان کشور گرفته تا سی درصد به نوا رسیده  و مرفه و سرمایه‌سالار باید از هر راهی که شده، با کمک دانشمندان و پژوهشگران، بدون هیچ عذر و بهانه و وقت‌کشی، این بلای انسان و انسانیت را چاره سازند و درمان کنند.

شاید یک دلیل که فقر درمان نمی‌شود، این است که بیشترین تمرکز کشورها و دولت‌ها در شرق و غرب عالم، بر گسترش انواع کارخانه‌های عظیم سلاح‌ها و ابزار جنگی و  ویرانگر است و کسی حواسش نیست که  در بسیاری از نقاط جهان، افراد در اثر کم خوردن یا گرسنه ماندن و محروم شدن از انواع نعمات، بی‌صدا و بدون نیاز به سلاح می‌میرند.

 در همین کشور خودمان وقتی در فصل تابستان که رونق انواع میوه‌های رنگی است،  گیلاس و زردآلو ۶۰۰ هزار تومان یا بیشتر فروخته می‌شد، «آقا مراد» رفتگر شریف و زحمتکش محل سکونتمان را در خیابان وحدت اسلامی دیدم و حالش را پرسیدم؛ لبخند ملیحی زد و دستش را در جیب برد و  یک ورق کپسول آنتی‌بیوتیک ۱۰ عددی را بیرون آورد و نشانم داد و گفت: این یک ورق کپسول را که چند ماه پیش ۱۲ هزار تومان می‌خریدم، دیروز به مبلغ ۱۱۱ هزار  تومان خریدم. می‌خواهم با بقیه داروها ببرم به داروخانه پس بدهم و با پولش یک شانه تخم  مرغ بخرم! 

او رفت و من هم در خود شکستم از اندوه این بنده خدا که مستأجر هم بود و عیالوار و نگران این که فرزندانش چگونه تحصیل کنند و با کدام فرهنگ و تربیت و اخلاق و مدنیت بزرگ شوند؟ اگر فقر برای این خانواده و بسیاری دیگر از مردم، کشنده‌تر از سرطان نباشد، کمتر از آن هم نیست.

این خیل آقا مرادها که به قول مسئولان زیر خط فقر هستند و تعدادشان از ۳۰  درصد جامعه به ۵۰ درصد رسیده، وقتی که از دنیا می‌روند  هم باید در قبرستان برای یک قبر  حدود یک متر مربع هم در مدفن سه طبقه حدود ۲۰ میلیون تومان بپردازند تا لااقل در خانه آخر، بی‌درد و دغدغه آرام گیرند. ختم کلام این که آقایان مسئول! خانم‌های مسئول! درمان مرض «فقر» که بسیار کشنده‌تر از درد سرطان است، از اوجب واجبات است. چون سرطان بیش از چند ماهی طول نمی‌کشد گرفتار این مرض را ولو ذره ذره می‌کشد. اما مسری نیست و چه بسا بقیه خانواده سلامت باشند. اما فقر در حقیقت بسیار مسری است. 

اعضای خانواده فقر زده ممکن است تمامی کودکی و جوانی و چه بسا چند نسل بعد، تاوان محرومیت‌ها و ناکامی‌هایی که داشته‌اند را هم با جسم هم با روح خود بپردازند. به امید روزی که اهل قلم بتوانند وفور نعمت و عزت و بالندگی جامعه را به رشته تحریر درآورند.

آگهی
دکمه بازگشت به بالا