وقتی هویت شهر تخریب شود

محرم که میرسد، چادر برپا میکنند و دوباره دور هم جمع میشوند. سمانه خبیری، شهرساز، این روایت را از مستندی درباره یکی از بافتهای پیرامون حرم نقل میکند. ساختمان تکیه از میان رفته اما مراسم و خاطره آن مکان در میان اهالی باقی مانده است
به گزارش سلامت نیوز به نقل از تکیهای که سالها محل برگزاری مراسم محرم بود، تخریب شده و جایش را پارکینگ گرفته است. با این حال، مردم محله هنوز مراسمشان را در همان مکان برگزار میکنند.
محرم که میرسد، چادر برپا میکنند و دوباره دور هم جمع میشوند. سمانه خبیری، شهرساز، این روایت را از مستندی درباره یکی از بافتهای پیرامون حرم نقل میکند. ساختمان تکیه از میان رفته اما مراسم و خاطره آن مکان در میان اهالی باقی مانده است.
خبیری معتقد است حتی پس از تخریب بخش بزرگی از ساختمانهای یک محله، ممکن است روابط اجتماعی و شیوههای زندگی ساکنان همچنان ادامه داشته باشند.
او میپرسد در طرحهای بازآفرینی چه توجهی به این بخش از زندگی محله میشود و آیا ساخت ساختمانهای جدید برای بازگرداندن آنچه از دست رفته کافی است؟ این پرسش در نشست «از تغییر تا تداوم؛ خوانشی زیستی از مفهوم بازآفرینی شهری» در خانه آفرینشهای شهری ایران مطرح شد. سمانه خبیری در ارائه خود به سراغ ریشههای واژه بازآفرینی رفت و درباره ارتباط آن با حافظه تاریخی و زندگی اجتماعی شهرها صحبت کرد.
رضا فیضی، معمار نیز تجربه سیاستهای بازآفرینی در اروپا و مشکلات اجرای این سیاست در ایران را بررسی کرد. در ادامه مدیران و کارشناسان حاضر در نشست از تجربههای اجرائی خود گفتند؛ از نوسازی ساختمانها بدون افزایش خدمات شهری تا اسناد توسعه محله که پس از تهیه به برنامه اجرائی تبدیل نشدهاند و پروژههایی که با عنوان بازآفرینی تعریف شدهاند اما بیشتر به ساختوساز محدود ماندهاند.
بافت فرسوده یا بافت واجد ارزش؟
سمانه خبیری ارائه خود را با یاد محسن حبیبی آغاز کرد. مطالعه تبارشناسی واژه بازآفرینی با راهبری این شهرساز شروع شده بود، اما با درگذشت او ناتمام ماند. خبیری در ادامه این مطالعات مفهوم بازآفرینی را در علوم زیستی بررسی کرده است تا از این طریق درباره تغییر و تداوم در شهر پرسش کند.
او توضیح داد بازآفرینی از سال ۱۳۹۳ و پس از تدوین سند ملی بازآفرینی شهری به یکی از واژههای پرکاربرد در اسناد و دستورالعملهای برنامهریزی شهری ایران تبدیل شد. حتی نام شرکت متولی عمران و بهسازی شهری نیز تغییر کرد. با این حال، خبیری معتقد است استفاده گسترده از این واژه لزوما به معنای شناخت مفهوم آن نیست.
او برای توضیح اهمیت واژهها دو عنوان متفاوت را مثال زد؛ بافت فرسوده و بافت کهن و واجد ارزش. وقتی محدودهای بافت فرسوده نامیده میشود، توجه مدیران و برنامهریزان بیشتر به فرسودگی ساختمانها و ضرورت رفع آن جلب میشود. در چنین شرایطی، تخریب و جایگزینی میتواند راهحل اصلی تلقی شود. اما اگر همان محدوده بافت کهن و واجد ارزش شناخته شود، بناهای تاریخی، روابط اجتماعی و ویژگیهای محله نیز در تصمیمگیری اهمیت پیدا میکنند.
خبیری گفت واژههایی که برای توصیف شهر انتخاب میشوند، بر نحوه تعریف مسائل آن اثر میگذارند. به همین دلیل باید روشن شود وقتی از بازآفرینی صحبت میکنیم، قرار است چه چیزی تغییر کند و چه چیزی باقی بماند. او با بررسی ریشه واژه Regeneration توضیح داد این مفهوم در طول تاریخ در الهیات، زیستشناسی، بومشناسی و پزشکی به کار رفته و از دهه ۱۹۸۰ میلادی در سیاستگذاری شهری گسترش یافته است. در علوم زیستی، بازآفرینی به فرایندی مربوط میشود که موجود زنده با استفاده از ظرفیتهای خود بافت یا اندام آسیبدیده را دوباره شکل میدهد. البته تشکیل بافت جدید پایان کار نیست و آن بافت باید بتواند عملکرد خود را در ارتباط با سایر بخشهای بدن به دست آورد. خبیری با استفاده از همین تعریف توضیح داد در شهر نیز صرف احداث ساختمانهای جدید به معنای بازآفرینی نیست. ممکن است ساختمانها نوسازی شوند اما روابط اجتماعی و فعالیتهای اقتصادی محله آسیب ببینند یا از میان بروند. از نظر او برای ارزیابی بازآفرینی باید وضعیت زندگی ساکنان و ارتباط محله با سایر بخشهای شهر نیز بررسی شود. او در توضیح رابطه شهر با گذشته به مفهوم حافظه جمعی بیننسلی در اندیشه محسن حبیبی اشاره کرد. حبیبی از چهار مفهوم یادگرفتن، یاددادن، یادآوردن و فراموشکردن سخن میگفت. هر نسل شهر را با ویژگیهایی از نسل پیشین تحویل میگیرد و متناسب با نیازهای خود تغییر میدهد. بخشی از خاطرات و تجربههای نسلهای گذشته از طریق مکانها و فضاهای عمومی منتقل میشود و بخشی نیز با تغییر یا تخریب این مکانها از میان میرود. به گفته خبیری، حافظه شهر فقط در بناهای تاریخی و میراث ملموس خلاصه نمیشود. روابط اجتماعی، شیوههای زندگی و تجربههای جمعی ساکنان نیز در طول زمان شکل گرفتهاند. او تأکید کرد حفظ این حافظه به معنای جلوگیری از هرگونه تغییر نیست. شهر باید امکان پاسخگویی به نیازهای امروز را داشته باشد اما لازم است در جریان تغییرات به ویژگیهای تاریخی و اجتماعی آن توجه شود.
بازآفرینی با افتتاح پروژه تمام نمیشود
خبیری در توضیح تفاوت بازآفرینی و ترمیم به توانایی موجودات زنده برای مقابله با آسیب اشاره کرد. او گفت بدن انسان همیشه نمیتواند بافت آسیبدیده را به وضعیت پیشین بازگرداند. گاهی زخم بسته میشود اما جای آن باقی میماند و عملکرد بافت نیز بهطور کامل بازنمیگردد. در بازآفرینی کامل، ساختار جدید باید بتواند فعالیت خود را در ارتباط با سایر بخشهای بدن ادامه دهد. او همین تفاوت را در بررسی مداخلات شهری مهم دانست. ممکن است پروژهای از نظر ساختمانی تکمیل و به بهرهبرداری برسد، اما هنوز فعالیتهای اجتماعی و اقتصادی آن محدوده به وضعیت مناسبی نرسیده باشند. خبیری گفت بازآفرینی با پایان عملیات اجرائی تمام نمیشود و نتایج آن باید در طول زمان بررسی شود.
به اعتقاد او، ظرفیت بازآفرینی در همه محلهها یکسان نیست. ویژگیهای تاریخی، اجتماعی و اقتصادی هر محدوده بر امکان تغییر آن اثر میگذارد. در بعضی محلهها روابط اجتماعی و فعالیتهای اقتصادی همچنان پابرجاست اما در بعضی دیگر این ظرفیتها بهشدت تضعیف شدهاند. خبیری معتقد است در چنین محلههایی ممکن است پیش از اجرای پروژههای ساختمانی به توانمندسازی ساکنان و تقویت شبکههای اجتماعی و ایجاد فرصتهای اقتصادی نیاز باشد. او همچنین درباره نحوه تصمیمگیری برای محلهها گفت باید مشخص شود چه کسانی میتوانند مشکلات و نیازهای ساکنان را به مدیران منتقل کنند. به گفته خبیری، وجود نهادهای مختلف بهتنهایی هماهنگی میان آنها را تضمین نمیکند و باید ارتباط میان نهادهای تصمیمگیر و کنشگران محلی برقرار شود. خبیری یادآوری کرد هر تغییری بازآفرینی نیست و هر تداومی نیز مطلوب نخواهد بود. به اعتقاد او، بازآفرینی به معنای بازگرداندن تمام شکلهای گذشته نیست و باید میان تغییرات ضروری و حفظ ظرفیتهای موجود محله ارتباط برقرار شود.
توسعه درونی؛ موضوع فراموششده شهرهای ایران
رضا فیضی، معمار، در ادامه نشست به سیاستهای بازآفرینی شهری در کشورهای اروپایی پرداخت. او توضیح داد از دهه ۱۹۸۰ میلادی در انگلستان، مجموعهای از اقدامات با عنوان بازآفرینی شهری آغاز شد که هدف آنها بهبود کیفیت محیطهای شهری موجود بود. تا پیش از آن بسیاری از مداخلات با عنوان بازسازی انجام میشد و بیشتر بر تغییرات کالبدی تأکید داشت اما در سیاستهای جدید مسائل اقتصادی و اجتماعی نیز مورد توجه قرار گرفتند.
فیضی توسعه درونی را یکی از مهمترین موضوعات فراموششده در شهرهای امروز ایران دانست. او گفت در سالهای نخست اجرای سیاستهای بازآفرینی در انگلستان جذب سرمایه بخش خصوصی و توسعه املاک و مستغلات اهمیت زیادی داشت اما این رویکرد بهتدریج تغییر کرد و پروژههای فرهنگی و حفاظت از بافتهای تاریخی نیز وارد برنامههای بازآفرینی شدند.
به گفته او بسیاری از موزهها و مجموعههای فرهنگی مهم اروپا در چنین دورهای توسعه یافتند. هدف این بود که مجموعههای فرهنگی علاوه بر ارائه خدمات فرهنگی به افزایش حضور شهروندان و فعالیتهای اقتصادی در محدودههای پیرامونی کمک کنند. در دورههای بعد حفاظت از بافتهای تاریخی نیز جایگاه بیشتری در برنامههای توسعه شهری پیدا کرد.
فیضی با انتقاد از برخی مداخلات شهری در ایران گفت اقداماتی با عنوان نوسازی و بازآفرینی انجام میشوند که در مواردی بیشتر در خدمت سوداگری اقتصادی قرار دارند. او پرسید پیش از آغاز یک پروژه چگونه میتوان مشخص کرد که محله هنوز چه ظرفیتهایی برای ادامه زندگی و تغییر دارد.
خبیری در پاسخ گفت ممکن است بخشی از ظرفیتهای اجتماعی و اقتصادی محله بر اثر مداخلات گذشته از میان رفته یا تضعیف شده باشد. با این حال ازدسترفتن بخشی از ساختمانها لزوما به معنای نابودی تمام روابط اجتماعی نیست.
او همانجا روایت تکیهای را مطرح کرد که تخریب و به پارکینگ تبدیل شده بود اما اهالی هنوز مراسم محرم را در محل آن برگزار میکردند. به گفته خبیری اگرچه نمیتوان بنای تاریخی تخریبشده را به طور کامل جایگزین کرد اما شناخت سنتها و روابط باقیمانده میتواند در تصمیمگیری برای آینده محله مؤثر باشد.
70 سال طرح جامع؛ تحقق ۲۵ درصدی برخی برنامهها
رضا فیضی در بخش گفتوگو، درباره نقش دولت و شهرداری در بازآفرینی پرسید. او به سابقه برنامهریزی متمرکز شهری در ایران اشاره کرد و این پرسش را مطرح کرد که آیا تمامی مراحل تغییر یک محله باید از سوی نهادهای رسمی مدیریت شود یا ساکنان نیز میتوانند در تعیین مسیر تغییرات نقش داشته باشند.
خبیری در پاسخ گفت ظرفیت تغییر باید در درون محله وجود داشته باشد اما برای آنکه اقدامات محلی بتوانند نتیجه مؤثری داشته باشند به ارتباط با ساختارهای مدیریتی نیاز است. او تشکیل ستادهای بازآفرینی در سطح ملی و استانی و شهرستانی پس از تصویب سند ملی بازآفرینی را تلاشی برای ایجاد همین ارتباط دانست.
خبیری از تجربه ایجاد یک بازارچه محلی در سیستان نیز یاد کرد که با مشارکت جامعه محلی و ارتباط با ساختارهای استانی توانسته بود به تقویت فعالیت اقتصادی خانوارها کمک کند. او البته گفت بسیاری از سازوکارهای نهادی ایجادشده در سالهای گذشته با مشکلاتی روبهرو شدهاند و همه آنها به نتیجه مورد انتظار نرسیدهاند.
گلپایگانی که در این بخش از نشست به گفتوگو پیوست و از سابقه ۶۰ تا ۷۰ ساله تهیه طرحهای جامع و تفصیلی در ایران سخن گفت. به گفته او د
گلپایگانی از مجموعه روابط و نیروهایی که خارج از ساختار رسمی مدیریت شهری بر تغییرات محله اثر میگذارند با عنوان نهاد پنهان یاد کرد. به اعتقاد او در محلهها ظرفیتهایی وجود دارند که در طول زمان و براساس نیازهای مردم شکل گرفتهاند. دولت و شهرداری باید این ظرفیتها را شناسایی کنند و زمینه فعالیت آنها را فراهم آورند.
او گفت مردم در زندگی روزمره خود برای بهبود محیط سکونت تلاش میکنند و نباید تمام تغییرات شهر را حاصل تصمیم نهادهای رسمی دانست. از نظر او اگر این نیروهای محلی امکان فعالیت پیدا کنند میتوانند در بازآفرینی محله نقش داشته باشند.
گلپایگانی درباره وضعیت ستادهای بازآفرینی نیز توضیح داد که ستاد ملی در دوره اخیر دوباره فعال شده و جلسات آن به طور منظم برگزار میشود. ستادهای استانی و شهرستانی نیز در بسیاری از مناطق فعالیت دارند اما به گفته او در بعضی شهرستانها حتی فرماندار از وجود ستاد بازآفرینی اطلاع نداشته است.
او به سفر خود به شهر ریوش در خراسان رضوی اشاره کرد. به گفته گلپایگانی در این شهر شهردار و اعضای شورای شهر برای احیای ارزشهای تاریخی و محیطی برنامههایی داشتهاند و حتی با برگزاری جشن و رویداد تلاش کردهاند ریواس را به عنوان یکی از ویژگیهای بومی منطقه معرفی کنند. گلپایگانی این تجربه را نشانه گسترش توجه به ارزشهای محلی در شهرهای کوچک دانست.
یکی از حاضران هم با اشاره به تجربه خود در منطقه هشت تهران گفت در یکی از محلههای این منطقه میزان نوسازی ساختمانها به حدود ۵۰ درصد رسیده بود. ساختمانهای شش و هفتطبقه جای خانههای قدیمی را گرفته بودند و جمعیت افزایش یافته بود اما خدمات مورد نیاز ساکنان جدید تأمین نشده بود.
این فعال توسعه محلی پرسید با افزایش جمعیت چه نهادی مسئول توسعه خدمات و زیرساختهای محله است؟ آیا میتوان افزایش تعداد ساختمانهای نوساز را موفقیت دانست در حالی که فضای عمومی و خدمات آموزشی و اجتماعی متناسب با جمعیت جدید گسترش پیدا نکردهاند؟
به گفته او در بعضی محلهها با وجود افزایش نوسازی ساختمانها کیفیت محیط شهری کاهش پیدا کرده است. با این حال درصد نوسازی همچنان در گزارش عملکرد بعضی مدیران به عنوان شاخص موفقیت مطرح میشود.
او از عملکرد ستادهای بازآفرینی نیز انتقاد کرد و گفت قرار بود این ستادها هماهنگی میان دستگاههای مختلف را افزایش دهند تا هر سازمان جداگانه برای محله تصمیم نگیرد. به اعتقاد او با وجود بعضی تجربههای موفق هنوز فاصله زیادی میان وضعیت موجود و اهداف اولیه این ساختارها وجود دارد.
گلپایگانی در واکنش به این انتقادها از ضعف نهادهای مدنی معماری و شهرسازی سخن گفت. او معتقد است تشکلهای فعال در این حوزه در مقایسه با نهادهای محیطزیستی و فعالان حفاظت از میراث تاریخی قدرت کمتری دارند.
گلپایگانی به اعتراضهای مدنی در موضوع بوستان قیطریه و برخی ساختوسازها در محدودههای تاریخی اشاره کرد و گفت فعالیت نهادهای مدنی در بعضی موارد توانسته بر تصمیمگیریهای شهری اثر بگذارد. او قدرت اقتصادی جریانهای مرتبط با ساختوساز و تراکمفروشی را از عوامل مؤثر بر ضعف نهادهای مدنی شهرسازی دانست.
از تجربه پروژههای گذشته یاد نمیگیریم
رضا فیضی از سمانه خبیری خواست درباره اولویت بازآفرینی شهری در ایران توضیح دهد. او پرسید در شرایط موجود باید بیشتر بر توسعه مبانی نظری تمرکز کرد یا نهادسازی و ظرفیتسازی یا اجرای پروژههای جدید؟
فیضی برای توضیح ضرورت تعیین اولویت به وضعیت حملونقل تهران اشاره کرد. او گفت سالهاست منابع زیادی برای توسعه مترو و ساخت بزرگراهها و پلهای جدید هزینه میشود اما مشکلات ترافیکی شهر همچنان ادامه دارد. به اعتقاد او سیاستگذاری نیازمند انتخاب است و باید تعارض میان تصمیمهای مختلف بررسی شود.
خبیری در پاسخ گفت مبانی نظری و نهادسازی و اقدامات اجرایی باید در ارتباط با یکدیگر پیش بروند. او توضیح داد که در بسیاری از موارد سیاستهای شهری بدون ارتباط کافی با پژوهشها تدوین میشوند و تجربه اجرای پروژهها نیز به اصلاح سیاستها کمک نمیکند.
به گفته او بسیاری از پروژههای شهری اجرا میشوند اما نتایج و پیامدهای آنها بهدرستی ثبت و ارزیابی نمیشود. به همین دلیل مشخص نیست کدام سیاست موفق بوده و کدام اقدام به نتیجه نرسیده است. خبیری گفت ضعف یادگیری از تجربههای گذشته باعث میشود بعضی اشتباهات دوباره تکرار شوند.
او در پاسخ به پرسش فیضی نهادسازی و اقدامات غیرکالبدی را برای میانمدت در اولویت دانست. به اعتقاد خبیری این اقدامات میتوانند زمینه ارتباط میان دستگاههای مسئول و جامعه محلی را فراهم کنند و در اجرای پروژههای بعدی مؤثر باشند.
دو سال گفتوگو با مردم پیش از اجرای طرح
در پایان نشست یکی از حاضران خاطرهای از سال ۱۳۸۲ تعریف کرد. زمانی که در راهاندازی موزه حمام علیقلیآقا در اصفهان فعالیت میکرد. او برای معرفی موزه بروشورهایی تهیه کرده بود و آنها را به خانههای مردم محله میبرد و از اهالی دعوت میکرد به موزه بیایند و درباره مسائل محله گفتوگو کنند.
در همان سال یکی از فعالان شهری پاریس به اصفهان سفر کرده بود. به روایت این شرکتکننده میهمان فرانسوی توضیح داده بود که در یکی از برنامههای تغییر شهری در پاریس گروهی از مشاوران از شهردار خواستند پیش از اجرای طرح دو سال فرصت گفتوگو با مردم داشته باشند.
در این مدت نشستهایی در محلهها و میدانهای شهر برگزار شد و روزنامههای محلی نیز در انتشار دیدگاههای شهروندان نقش داشتند. به گفته او برخی اعضای شورای شهر و متخصصان با طولانیشدن این فرایند مخالف بودند اما شهردار با اختصاص دو سال به گفتوگوهای محلی موافقت کرده بود.







