از اوکراین تا ایران؛ آیا ترامپ، پوتین و شی به توافقی بزرگ نزدیک میشوند؟


نشانههایی از شکلگیری نظم جهانی جدید به چشم میخورد؛ نظمی که با افزایش امیدها به نتیجهبخش بودن مذاکرات و رایزنیها میان پکن، مسکو و واشنگتن، بیش از پیش در کانون توجه قرار گرفته است.
به گزارش ایلنا به نقل از رایالیوم، گزارشهای غیررسمی از محافل تصمیمگیری در اوکراین، آمریکا و روسیه حاکی از آن است که سه کشور بهطور جدی در حال بررسی برقراری آتشبس در امتداد خط مقدم جنگ روسیه و اوکراین هستند و نقشههای مربوط به آن نیز روی میز قرار دارد.
در همین راستا، ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه، در اقدامی برای نشان دادن حسن نیت و آمادگی مسکو برای توافق بر سر آتشبس، دستور آزادی استیون هابارد، شهروند آمریکایی محکوم به جاسوسی را صادر کرد که حدود چهار سال در روسیه زندانی بوده است. همزمان، ولودیمیر زلنسکی، رئیسجمهور اوکراین، نیز آمادگی خود را برای توقف عملیات نظامی در امتداد خط تماس فعلی دو طرف اعلام کرده است؛ اقدامی که میتواند گامی در مسیر پایان دادن به جنگ باشد.
در همین حال، سفر سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه، به تهران و گفتوگوهای او با مقامهای ایرانی نیز میتواند بخشی از تلاشها برای کاهش تنش در جبهه ایران و بازگشایی مسیر کشتیرانی در تنگه هرمز باشد. بر اساس این تحلیل، تفاهم تهران و مسکو ممکن است به انتقال ذخایر اورانیوم با غنای بالای ایران به روسیه، چین یا یکی از این دو کشور در برابر دریافت تضمینهای امنیتی و اقتصادی منجر شود.
با این حال، پیوند خوردن پروندههای اوکراین و ایران را نباید بهمعنای توافقی میان آمریکا و روسیه بر سر «اوکراین در برابر ایران» دانست. چین نیز در این معادله نقش مهمی دارد؛ نقشی که با توجه به روابط راهبردی پکن و تهران نمیتوان آن را نادیده گرفت.
آنچه اکنون در حال شکلگیری است، از نگاه نویسنده این گزارش میتواند توافقی باشد که هر یک از طرفها از آن سود ببرند. دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، میتواند در آستانه انتخابات میاندورهای کنگره، پایان جنگ در اوکراین و کاهش تنش با ایران را بهعنوان دستاوردی سیاسی مطرح کند. چنین تحولی همچنین میتواند به ثبات قیمت نفت در بازارهای جهانی و کاهش فشار ناشی از هزینه سوخت بر مصرفکنندگان آمریکایی کمک کند.
در مقابل، روسیه میتواند مدعی شود که با حفظ مناطقی که در حدود ۲۰ درصد از خاک اوکراین را تشکیل میدهند، به دستاوردهای میدانی مهمی رسیده است. مسکو همچنین ممکن است از کاهش اختلافات خود با غرب سخن نگوید، اما تعمیق شکاف میان آمریکا و کشورهای اروپایی را یکی از دستاوردهای خود بداند. از نگاه کرملین، اهداف دیگری مانند بیطرفی اوکراین، حمایت از حقوق اقلیت روسزبان، آنچه مسکو «نازیزدایی» مینامد و تعیین مرزها نیز میتواند از طریق مذاکره پیگیری شود.
برای اوکراین نیز ادامه جنگ، با توجه به پیامدهای سنگین انسانی و اقتصادی آن و نزدیک شدن فصل زمستان، دشوارتر شده است. به باور نویسنده، همین شرایط ممکن است بخش بزرگی از مردم را به پذیرش آتشبس، حتی بدون پیششرط، متمایل کند. دعوت زلنسکی از حدود ۱۰ میلیون اوکراینی که در سالهای جنگ از کشور خارج شدهاند برای بازگشت و مشارکت در بازسازی کشور نیز از نگاه نویسنده، نشانهای از دشواری ادامه جنگ برای کییف است.
با وجود این، مواضع تهران و پکن همچنان از عوامل تعیینکننده در سرنوشت این روند به شمار میرود. ایران بر حفظ برنامه هستهای صلحآمیز خود تأکید دارد؛ موضوعی که به باور نویسنده، امکان توافق درباره آن وجود دارد. درباره ذخایر اورانیوم با غنای بالا نیز او به موافقت قبلی ایران با انتقال این ذخایر به قزاقستان و روسیه اشاره میکند و معتقد است این گزینه میتواند بار دیگر در مذاکرات مطرح شود. در همین حال، پرونده برنامه موشکی ایران و نقش تهران و متحدان منطقهای آن ممکن است به مذاکرات آینده موکول شود.
چین نیز میخواهد در شکلگیری نظم جهانی آینده نقش داشته باشد و برگزاری نشست سهجانبه با حضور رؤسای جمهور آمریکا، روسیه و چین را فرصتی برای تثبیت جایگاه خود میداند. نویسنده این چشمانداز را با عنوان «یالتای ۲۰۲۶» توصیف میکند؛ اشارهای به کنفرانس یالتا در سال ۱۹۴۵ که در شکلگیری نظم جهانی پس از جنگ جهانی دوم نقش مهمی داشت.
انتهای پیام/





