بازی روبیو با تاریخ؛ پشتپرده روایتسازی تمدنی علیه ایران

مهر بررسی کرد؛
وزیر خارجه آمریکا در آتن با ادعاهایی تاریخی درباره جنگهای ایران و یونان باستان، تقلا کرد که روایتی تمدنی علیه تهران بسازد و با بازخوانی گزینشی تاریخ، تقابل واشنگتن با ایران را توجیه کند.
خبرگزاری مهر، گروه بینالملل: وزیر خارجه آمریکا، چند روز پیش (هفتم اکتبر/۱۵ مهر) در تپه پنیکس آتن، محل گردهمایی شهروندان آتن باستان سخنرانی کرد و با یادآوری حمله خشایارشا در سال ۴۸۰ پیش از میلاد، از میراث یونان و ضرورت احیای قدرت غرب سخن گفت؛ روایتی که پس از حملات متجاوزانه آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران و همزمان با تنشهای روزافزون جاری مطرح شدهاست.
پرسش اصلی این است که چرا واشنگتن برای توضیح سیاست امروز خود به جنگی ۲۵ قرن پیش متوسل میشود و آیا تاریخنگاری تمدنی میتواند به ابزاری برای توجیه جنگ تبدیل شود؟
بررسی سخنان روبیو نشان میدهد که این روایت، با وجود تأکید بر میراث یونان باستان و تقویت همبستگی غرب، با تناقضی اساسی روبهرو است؛ تناقضی که از مقایسه جایگاه مهاجم و مدافع در روایت تاریخی با واقعیت تقابل کنونی آمریکا با ایران ناشی میشود.
اهداف پشتپرده سخنرانی روبیو
سخنرانی روبیو را میتوان از زوایای ششگانه سیاسی و راهبردی بررسی کرد که از مشروعیتسازی ایدئولوژیک برای جنگ تا تقویت اتحادهای غربی و جایگاه سیاسی خود او امتداد مییابند.
الف) مشروعیتسازی ایدئولوژیک برای جنگ
روبیو حمله خشایارشا به آتن را در کنار روایت احیای تمدن غرب قرار داد و از ضرورت بازگشت آمریکا و اروپا به قدرت و اعتمادبهنفس سخن گفت. او جنگ امروز را صریحاً ادامه نبرد باستانی ایران و یونان نخواند اما این چینش تاریخی میتواند مناقشه کنونی را در قالب تقابلی تمدنی بازنمایی کند. این رویکرد هنگامی اهمیت بیشتری مییابد که توجیههای دولت «دونالد ترامپ» برای تجاوز به خاک ایران نیز با پرسشهایی روبهرو شده است. روبیو در مارس ۲۰۲۶ (اسفند ۱۴۰۴) گفته بود آمریکا به این دلیل حمله کرد که اسرائیل قصد حمله به ایران را داشت؛ اظهارنظری که حتی انتقاد برخی چهرههای نزدیک به جریان «ماگا» را برانگیخت. در چنین شرایطی، روایت تمدنی میتواند توجه را از پرسش درباره ضرورت جنگ و مبنای حقوقی آن منحرف کند.
ب) دیگریسازی از ایران
روبیو بیاعتنا به تجاوزات و اشغالگریهای تاریخی آمریکا از قتل عام سرخپوستان این کشور گرفته تا کشتار مردم ویتنام، عراق و افغانستان، جمهوری اسلامی را «فرقه مرگ» نامید و آن را در برابر ارزشهایی قرار داد که برای تمدن غرب تعریف میکرد. این زبان، اختلاف سیاسی را به تقابل هویتی تبدیل میکند و زمینه را برای عادیسازی فشار و رویارویی افزایش میدهد. هنگامی که طرف مقابل نه رقیبی سیاسی، بلکه تهدیدی تمدنی معرفی شود، امکان بررسی منافع، مسئولیتها و راههای دیپلماتیک حل اختلاف محدودتر میشود. این تصویرسازی همچنین تفاوت میان مردم ایران، فرهنگ ایرانی و ساختار سیاسی کشور را نادیده میگیرد و تصویری یکپارچه از دشمن میسازد.
ج) فشار بر اروپا
روبیو از کشورهای اروپایی خواست توان دفاعی خود را افزایش دهند و در برابر تهدیدهای ادعایی غرب فعالتر باشند. این پیام در بستر اختلافات واشنگتن و اروپا درباره هزینههای دفاعی، ناتو و استقلال راهبردی مطرح شد. انتخاب آتن و تأکید بر میراث مشترک غرب، در کنار گفتوگوهای آمریکا و یونان درباره دفاع و انرژی، میتوانست به تقویت همراهی اروپا با اولویتهای امنیتی واشنگتن کمک کند. بنابراین، روایت تمدنی افزون بر جنبه تاریخی، حامل پیامی سیاسی برای متحدان آمریکا نیز بود.
د) پیوند «آمریکا اول» با میراث یونان
روبیو سیاست «آمریکا اول» را در چارچوب احیای تمدن غرب صورتبندی و تقلا کرد که ملیگرایی، قدرت نظامی و اعتمادبهنفس را به میراث یونان پیوند بزند اما ارجاع به تاریخ نمیتواند بهخودیخود برای سیاست امروز اعتبار اخلاقی ایجاد کند. میراث دموکراسی آتن، مجوزی برای مداخله نظامی یا نادیده گرفتن حقوق بینالملل نیست و نمیتواند پیامدهای اقدامات آمریکا را از ارزیابی مستقل معاف کند.
هـ) دستور کار امنیتی و انرژی
همزمانی این سخنرانی با گفتوگوهای راهبردی آمریکا و یونان درباره انرژی، دفاع و همکاری منطقهای، بُعد عملی سفر را برجسته کرد. یونان در معادلات امنیتی و انرژی شرق مدیترانه جایگاهی مهم دارد و همکاری با آن میتواند به حفظ نفوذ واشنگتن کمک کند. بااینحال، این همزمانی بهتنهایی ثابت نمیکند که سخنرانی برای توجیه توافق مشخصی طراحی شده است؛ بلکه نشان میدهد روایت تاریخی در بستری فراتر از یک برنامه فرهنگی مطرح شد.
و) جایگاهیابی سیاسی روبیو
برخی رسانههای آمریکایی به لحن ریاستجمهوری سخنرانی و احتمال تأثیر آن بر آینده سیاسی روبیو توجه کردند. او با پیوند دادن تاریخ، هویت ملی و قدرت نظامی، روایتی منسجمتر از ایدئولوژی دولت ترامپ ارائه داد. سخنرانی روبیو با این هدف صورت گرفت تا جایگاه او را به عنوان یک کاندیدای احتمالی ریاست جمهوری آتی در میان طیف محافظهکاران آمریکا تقویت کند.
چرا روایت تاریخی روبیو نتیجه معکوس داد؟
از نگاه ناظران، این روایت ادعایی روبیو با سه چالش اساسی روبهرو شد که عبارتند از سابقه استفاده ابزاری از تاریخ، تناقض میان جایگاه ادعایی آمریکا و رفتار نظامی آن و نیز ناتوانی در پاسخگویی به پرسشهای حقوقی جنگ.
۱. تکرار الگوی نتانیاهو
«بنیامین نتانیاهو» نخستوزیر رژیم صهیونیستی، در مارس ۲۰۱۷ (اسفند ۱۳۹۵) با اشاره به روایت پوریم، ایران باستان را در چارچوب تهدید علیه یهودیان بازنمایی کرد. مقامات ایران، او را به تحریف تاریخ متهم کردند و به روایت نجات یهودیان در دوره کوروش و خشایارشا اشاره داشتند. «ولادیمیر پوتین» نیز در دیدار با نتانیاهو یادآور شد که آن رویدادها به قرن پنجم پیش از میلاد مربوط میشوند و جهان امروز، جهان دیگری است. روبیو این بار بهجای پوریم، حمله خشایارشا به آتن را برجسته کرد اما مسئله همچنان باقی ماند؛ تاریخ باستان تا چه اندازه میتواند مبنای داوری درباره مناقشات امروز قرار گیرد؟
۲. وارونه شدن جایگاه مهاجم و مدافع
اگر قرار باشد قیاس روبیو به جنگ امروز تعمیم داده شود، باید پرسید کدام طرف از قدرت نظامی خود برای حمله به دیگری استفاده کرده است. در شرایط کنونی، آمریکا و رژیم صهیونیستی حملات نظامی علیه ایران انجام دادهاند. بنابراین، یادآوری آتن بهعنوان شهری مورد حمله، بهخودیخود نمیتواند برای واشنگتن جایگاه اخلاقی قربانی بسازد. این تناقض زمانی آشکارتر میشود که آمریکا از یک سو بر حق خود برای استفاده از قدرت تأکید میکند و از سوی دیگر، روایتش را بر محکومیت مهاجم باستانی بنا میگذارد.
۳. تیموس؛ قدرت بدون پاسخگویی
روبیو از مفهوم یونانی «تیموس» برای تأکید بر شجاعت، افتخار و اراده بهره گرفت و آن را به ضرورت احیای قدرت غرب پیوند زد. مسئله، خود این مفهوم فلسفی نیست بلکه کارکردی است که در استدلال سیاسی او پیدا میکند. قدرت نظامی بهخودیخود مشروعیت استفاده از زور را تضمین نمیکند و هیچ ارجاعی به فلسفه یونان نمیتواند جای پاسخ به پرسشهای حقوقی درباره آغاز جنگ، ضرورت حمله و مسئولیت پیامدهای آن را بگیرد. «اسماعیل بقایی» سخنگوی وزارت خارجه نیز از برداشت روبیو انتقاد کرد و گفت او مفهوم تیموس را از زمینه فلسفی خود خارج کرده و در خدمت ستایش قدرت قرار داده است.
۴. درس افول آتن
تاریخ یونان باستان فقط روایت مقاومت در برابر مهاجم نیست؛ تجربه لشکرکشی ناموفق آتن به سیسیل در جریان جنگ پلوپونزی نیز نشان میدهد که جاهطلبی نظامی میتواند منابع یک قدرت را فرسوده کند و به افول آن بیانجامد. این تجربه برای آمریکا نیز قابل تأمل است؛ برتری نظامی بهتنهایی موفقیت سیاسی را تضمین نمیکند و افزایش هزینههای انسانی و اقتصادی جنگ میتواند به تضعیف اعتبار و نفوذ یک قدرت منجر شود.
۵. واکنش ایران و پرسش بیپاسخ جنگ
سخنان روبیو با واکنش مقامهای ایرانی و انتقاد رسانههای داخلی روبهرو شد. بسیاری روایت او را به دلیل استفاده گزینشی از تاریخ و پیوند دادن آن با سیاست روز نقد کردند و برخی رسانهها نیز سخنرانی را تلاشی برای ایجاد پشتوانه تاریخی و ایدئولوژیک برای جنگ علیه ایران دانستند. این واکنشها نشان میدهد که چنین روایتهایی لزوماً به اقناع مخاطب منجر نمیشوند و میتوانند مناقشه بر سر تاریخ و هویت را تشدید کنند.
بااینحال، از نگاه کارشناسان، مهمترین ضعف روایت روبیو در پرسشهایی نهفته است که بیپاسخ میگذارد مثلا چرا حملات آغاز شد؟ مبنای حقوقی آن چه بود؟ اهداف واشنگتن کداماند و چه راهی برای پایان دادن به درگیری وجود دارد؟ هیچ ارجاعی به خشایارشا یا میراث آتن نمیتواند جای پاسخگویی درباره این مسائل را بگیرد.
بنابراین، تلاش روبیو برای پیوند دادن تاریخ یونان با سیاست «آمریکا اول» با تناقضی اساسی روبهرو است؛ آمریکا تقلا میکند خود را وارث تمدنی معرفی کند که در برابر مهاجم ایستاد، درحالیکه خود از قدرت نظامی برای تجاوز علیه ایران استفاده کرده است. این شکاف میان روایت و عملکرد، محدودیت اصلی سخنرانی اوست؛ زیرا تاریخ، اگر قرار است معیار داوری باشد، باید قدرتهای امروز را نیز در برابر اصول اخلاقی، حقوقی و انسانی پاسخگو کند.






