بین الملل

پیروزی دموکرات‌ها به معنای قدرت تغییر سیاست خارجی آمریکا نیست/ افزایش نظارت کنگره بر عملکرد دولت محتمل است/ تکیه ترامپ بر حق وتو

پیروزی دموکرات‌ها به معنای قدرت تغییر سیاست خارجی آمریکا نیست/ افزایش نظارت کنگره بر عملکرد دولت محتمل است/ تکیه ترامپ بر حق وتو


کارشناس مسائل آمریکا گفت: پیروزی دموکرات‌ها را نمی‌توان به معنای انتقال قدرت از رئیس‌جمهوری یا تضعیف بنیادین جایگاه ریاست‌جمهوری ایالات متحده دانست.

امیرهوشنگ میرکوشش، کارشناس مسائل آمریکا در تشریح ابعاد و پیامدهای احتمالی بُرد دموکرات‌ها در انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره ایالات متحده در گفت‌وگو با ایلنا اظهار کرد: تاریخ انتخابات آمریکا نشان داده است که به دلیل تمرکز بخش اصلی قدرت اجرایی در دست رئیس‌جمهور، تغییر موازنه قدرت در کنگره و سنا، دست‌کم در معادلات سیاست خارجی و سیاست‌های نظامی ایالات متحده، تأثیر تعیین‌کننده‌ای ندارد.

وی ادامه داد: مسئله دیگری که باید به آن توجه کرد، موضوع «استراتژی کلان» یا همان Grand Strategy آمریکا است؛ راهبردی که لزوماً ارتباط مستقیمی با جابه‌جایی دموکرات‌ها و جمهوری‌خواهان در ساختار قدرت ندارد. برای مثال، زمانی که در استراتژی کلان آمریکا تصمیم گرفته شده است که این کشور برای مهار چین به سمت دریای چین جنوبی حرکت کند، تغییر حزب حاکم به‌سادگی نمی‌تواند این جهت‌گیری راهبردی را تغییر دهد.

این تحلیلگر مسائل سیاسی تصریح کرد: همچنین، اگر در سیاست کلان آمریکا مداخله در منطقه خلیج فارس با هدف حفظ امنیت و باز نگه داشتن آبراه‌های بین‌المللی، تأمین امنیت مسیرهای انتقال انرژی و مدیریت مسائل مرتبط با نفت تعریف شده باشد، این سیاست نیز صرف‌نظر از اینکه رئیس‌جمهور آمریکا ترامپ باشد یا فرد دیگری، دنبال خواهد شد. بخشی از این سیاست‌ها مکتوب و بخشی دیگر نانوشته‌ هستند، اما در مجموع، در چارچوب منافع و راهبردهای بلندمدت آمریکا قرار می‌گیرند.

وی افزود: با نگاهی به تاریخ سیاسی ایالات متحده می‌بینیم که ترکیب کنگره و سنا همواره دستخوش تغییر بوده است. انتخابات کنگره هر دو سال یک‌بار برگزار می‌شود و به‌ویژه در سنا، موازنه قدرت می‌تواند در دوره‌های مختلف تغییر کند. بنابراین، این احتمال وجود دارد که در دو سال آینده نیز تغییراتی در ترکیب و وزن سیاسی احزاب ایجاد شود. البته در انتخابات اخیر شاهد برخی تغییرات کم‌سابقه بوده‌ایم؛ از جمله انتخاب چند نماینده مسلمان، چند نماینده سیاه‌پوست و همچنین فرماندارهای لاتین‌تبار که همگی مهم هستند. با این حال، نباید فراموش کرد که ایالات متحده پیش از این نیز رئیس‌جمهوری سیاه‌پوست یعنی باراک حسین اوباما که دارای پیشینه آفریقایی بود و حتی درباره ریشه‌های خانوادگی و پیشینه مذهبی او نیز بحث‌هایی مطرح می‌شد را به خود دیده است.

رئیس‌جمهور همچنان حرف اول را در حوزه اجرایی می‌زند

میرکوشش گفت: با وجود این، مشاهده کردیم که ریاست‌جمهوری اوباما تغییر بنیادینی در سیاست خارجی آمریکا ایجاد نکرد و این کشور همچنان در همان چارچوب راهبردی پیشین حرکت کرد. به نظر می‌رسد برخی تحلیل‌ها درباره پیامدهای انتخابات آمریکا، چندان مبتنی بر نگاه علمی و شناخت تاریخی از سیاست این کشور نیستند. عده‌ای انتظار دارند که با تغییر موازنه در کنگره، اتفاقات بزرگی رخ دهد، توازن قوا به هم بخورد، ترامپ در موقعیت ضعف قرار بگیرد و دموکرات‌ها بتوانند او را در کنگره محدود کنند. اما به اعتقاد من، چنین برداشتی چندان واقع‌بینانه نیست.

وی تاکید کرد: با توجه به جایگاه و اختیارات گسترده رئیس‌جمهور در ساختار سیاسی آمریکا، همچنان حرف اول را در حوزه اجرایی رئیس‌جمهور می‌زند. کنگره و سنا نیز در حوزه قانون‌گذاری، تصویب بودجه و اعمال نظارت بر دولت نقش مؤثری دارند و می‌توانند در تخصیص بودجه‌ها تغییر ایجاد کنند یا محدودیت‌هایی را به دولت تحمیل کنند. با این حال، در نهایت، رئیس‌جمهور به‌عنوان عالی‌ترین مقام اجرایی کشور و فرمانده کل نیروهای مسلح، از اختیارات و قدرت قابل‌توجهی برخوردار است.

فرصت ۶۰​ روزه ترامپ در حوزه سیاست خارجی

این عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی خاطرنشان کرد: به نظر می‌رسد در حوزه سیاست خارجی آمریکا، احتمالاً پس از حدود ۶۰ روز نوعی تعدیل در رفتار و روابط سیاسی این کشور مشاهده شود. ترامپ نیز اخیراً از نرم‌تر شدن لحن خود و تمایل به همکاری با نمایندگان و پیشبرد امور از طریق تعامل با آن‌ها سخن گفته است. با این حال، همان‌طور که اشاره شد، ساختار اصلی قدرت اجرایی در اختیار رئیس‌جمهور قرار دارد. از سوی دیگر، با توجه به اینکه ترامپ تا شکل‌گیری ترکیب جدید کنگره حدود ۶۰ روز فرصت دارد، بعید است در این فاصله تغییر ماهوی و بنیادینی در سیاست‌های او ایجاد شود.

وی خاطرنشان کرد: در خاورمیانه با توجه به حجم عظیم نیروهای نظامی آمریکا که در منطقه مستقر شده‌اند، تغییر سریع و ساده برنامه‌ها و طرح‌های نظامی و راهبردی این کشور چندان عملی به نظر نمی‌رسد. در واقع، انتخابات آمریکا را نباید صرفاً رقابت میان دو حزب دموکرات و جمهوری‌خواه یا رقابت میان نامزدهای ریاست‌جمهوری تلقی کرد، بلکه این انتخابات عرصه‌ای بسیار عمیق‌تر برای بازتوزیع قدرت سیاسی، اقتصادی، نهادی و اجتماعی در داخل آمریکا و همچنین بازتعریف جایگاه این کشور در نظام بین‌الملل است.

پیامد انتخابات کنگره در سه سطح

میرکوشش گفت: از منظر تحلیلی، می‌توان انتخابات آمریکا را در سه سطح بررسی کرد. در سطح داخلی، رقابت بر سر نهادهای قدرت، مسائل اقتصادی و جهت‌گیری‌های ایدئولوژیک جریان دارد. در سطح ملی و راهبردی، موضوع اصلی منافع ملی، امنیت ملی، اولویت‌های اقتصادی و جایگاه آمریکا در جهان است. این موارد عرصه‌هایی نیستند که احزاب مختلف بتوانند به‌راحتی درباره آن‌ها تجدیدنظر اساسی کنند و اساساً منافع ملی و امنیت ملی آمریکا به دموکرات‌ها یا جمهوری‌خواهان اختصاص ندارند و هر دو جریان خود را متعهد به حفظ آن‌ها می‌دانند.

وی افزود: در سطح بین‌المللی نیز تغییر دولت و ترکیب کنگره می‌تواند بر نظم جهانی، اتحادها، رقابت میان قدرت‌های بزرگ و بحران‌های منطقه‌ای تأثیر بگذارد و در این زمینه تردیدی وجود ندارد. بنابراین، انتخابات را باید سازوکاری برای بازتوزیع قدرت دانست، نه لزوماً ابزاری برای جایگزینی کامل یک ساختار سیاسی با ساختاری دیگر و تغییر بنیادین سیاست‌های کلان کشور.

هیچ جریان سیاسی نمی‌تواند از راهبرد کلی سیاست خارجی آمریکا عدول کند

این پژوهشگر ارشد روابط بین‌الملل تاکید کرد: انتخابات آمریکا می‌تواند توازن قدرت را میان کاخ سفید، کنگره، دیوان عالی، ایالت‌ها و گروه‌های ذی‌نفوذ تغییر دهد، اما این تغییر به معنای امکان بازنگری نامحدود در منافع ملی و امنیت ملی نیست. سیاست خارجی آمریکا بخشی از راهبرد تأمین منافع و امنیت ملی این کشور است و هیچ‌یک از جریان‌های سیاسی نمی‌توانند به‌سادگی از این چارچوب خارج شوند. برای مثال، اگر آمریکایی‌ها به این نتیجه برسند که در منطقه‌ای مانند خاورمیانه باید تغییراتی ایجاد شود، این تصمیم لزوماً به حضور ترامپ یا اوباما در کاخ سفید وابسته نیست. ممکن است روش‌ها و ابزارهای اجرایی آن‌ها متفاوت باشد، اما اصل جهت‌گیری راهبردی می‌تواند ثابت بماند.

وی ادامه داد: نمونه روشن این مسئله، تحریم‌های سنگینی است که در دوران ریاست‌جمهوری اوباما علیه ایران اعمال شد. این تحریم‌ها از شدیدترین تحریم‌های تاریخ آمریکا علیه ایران بودند و شرایطی ایجاد کردند که عملاً امکان مانور اقتصادی و سیاسی ایران را به‌شدت محدود کرد. از این رو، پیروزی دموکرات‌ها در انتخابات کنگره به معنای برخورداری این حزب از قدرت نامحدود برای تغییر یا اجرای سیاست خارجی آمریکا نیست. ساختار سیاسی ایالات متحده مبتنی بر تفکیک قوا و محدودیت‌های نهادی است. در عین حال، رئیس‌جمهور به‌عنوان عالی‌ترین مقام اجرایی کشور و فرمانده کل قوا، همچنان نقش تعیین‌کننده‌ای در تصمیم‌گیری‌های اجرایی و نظامی دارد.

شاید تغییرات در حوزه سیاست داخلی آمریکا رخ دهد اما…

میرکوشش عنوان کرد: در سطح داخلی، تغییر موازنه قدرت در کنگره می‌تواند تأثیرات محسوسی داشته باشد. برای مثال، در موضوع مهاجرت ممکن است تغییراتی ایجاد شود. اگر دولت بخواهد بودجه قابل‌توجهی برای ساخت دیوار مرزی با مکزیک اختصاص دهد، کنگره می‌تواند با کاهش یا قطع بودجه، اجرای این طرح را محدود کند. بنابراین، تأثیر کنگره در حوزه‌های داخلی، اقتصادی و بودجه‌ای قابل‌توجه است. اما همان‌طور که تأکید شد، در سطح ملی، راهبردی و بین‌المللی، منافع ملی، امنیت ملی، اولویت‌های اقتصادی و جایگاه جهانی آمریکا همچنان در اولویت قرار دارند؛ چه کنگره در اختیار دموکرات‌ها باشد و چه جمهوری‌خواهان و چه کاخ سفید در دست هر یک از این دو حزب قرار داشته باشد.

وی گفت: بنابراین، پیروزی دموکرات‌ها در انتخابات کنگره را نمی‌توان به معنای انتقال قدرت از رئیس‌جمهور یا تضعیف بنیادین جایگاه ریاست‌جمهوری دانست. رئیس‌جمهور همچنان فرمانده کل نیروهای مسلح و عالی‌ترین مقام اجرایی کشور است. آنچه ممکن است تغییر کند، افزایش نظارت کنگره بر عملکرد دولت، به‌ویژه در حوزه‌های داخلی و اقتصادی، و استفاده از ابزارهایی مانند تحقیق و تفحص درباره تصمیم‌های کاخ سفید است.

این استاد دانشگاه تصریح کرد: معتقدم که در دو سال باقی‌مانده از دوره ریاست‌جمهوری ترامپ، این ابزارها لزوماً به تضعیف جدی قدرت اجرایی او منجر نخواهند شد. مسائل و بحران‌های متعددی در سطح داخلی آمریکا و عرصه بین‌المللی وجود دارند که اجازه نمی‌دهند تمام ظرفیت سیاسی کشور صرف درگیری‌های داخلی میان دولت و کنگره شود. مسائل جهانی، بحران‌های منطقه‌ای و رقابت‌های راهبردی به اندازه‌ای اهمیت دارند که هیچ‌یک از دو حزب نمی‌توانند به‌راحتی منافع ملی، امنیت ملی و جایگاه جهانی آمریکا را قربانی اختلافات سیاسی داخلی کنند.

وی اضافه کرد: در حال حاضر، ترامپ تا دو سال آینده رئیس‌جمهور آمریکا خواهد بود و تا حدود ۶۰ روز آینده نیز ترکیب فعلی کنگره همچنان در اختیار حزب او قرار دارد. با توجه به اختیارات گسترده اجرایی رئیس‌جمهور و شرایط منطقه خلیج فارس و درگیری‌های موجود، این احتمال وجود دارد که تنش‌ها و درگیری‌های بیشتری در ادامه مسیر شکل بگیرند. به‌ویژه اینکه ترامپ با توجه به ویژگی‌های شخصیتی خود، همواره تمایل دارد قدرت و برتری شخصی‌اش را به نمایش بگذارد و ممکن است برای جبران آنچه محدودیت یا کاهش قدرت تلقی می‌کند، به اقداماتی دست بزند که پیامدهای مهمی داشته باشند.

ترامپ و حق وتو

میرکوشش گفت: از منظر حقوقی، دموکرات‌ها در صورت کسب اکثریت کنگره می‌توانند از ابزارهای قانونی و بودجه‌ای برای محدود کردن برخی اقدامات دولت استفاده کنند. برای مثال، می‌توانند در تخصیص بودجه‌های نظامی یا تأمین مالی عملیات‌های خارجی مانع‌تراشی کنند. با این حال، این موضوع به معنای آن نیست که کنگره می‌تواند به‌سادگی رئیس‌جمهور را از صدور دستورهای اجرایی یا نظامی بازدارد.

وی بیان کرد: یکی از ابزارهای مهم رئیس‌جمهور، استفاده از «حق وتو» است و ترامپ نشان داده که در صورت لزوم از این اختیار استفاده خواهد کرد. برای عبور از وتوی رئیس‌جمهور، کنگره باید بتواند رأی دوسوم اعضای هر دو مجلس را به دست آورد. بنابراین، صرف برخورداری از اکثریت ساده یا حتی اکثریت اندکی بیشتر از نصف، برای بی‌اثر کردن وتوی رئیس‌جمهور کافی نیست.

او افزود: از سوی دیگر، با توجه به شرایط بین‌المللی، بحران‌های منطقه‌ای، جنگ اوکراین و روسیه و سایر تنش‌های جهانی، بعید است در دو سال آینده تمام ظرفیت سیاسی آمریکا صرف درگیری‌های داخلی میان کاخ سفید و کنگره شود. همان‌طور که تأکید شد، منافع ملی، امنیت ملی، نقش آمریکا در نظام جهانی و قدرت نفوذ این کشور در عرصه بین‌المللی، موضوعاتی نیستند که احزاب آمریکایی به‌راحتی بر سر آن‌ها معامله کنند. البته باید توجه داشت که دموکرات‌ها و جمهوری‌خواهان در بسیاری از موضوعات اختلاف‌نظر دارند و در برخی حوزه‌ها نیز رقابت و تقابل جدی میان آن‌ها وجود دارد؛ اما در موضوعات مرتبط با حفظ قدرت و جایگاه جهانی آمریکا، اشتراکات راهبردی قابل‌توجهی میان دو حزب دیده می‌شود.

استراتژی کلان آمریکا تغییر نمی‌کند

این تحلیلگر مسائل بین‌الملل اذعان کرد: می‌توان گفت که سیاست خارجی آمریکا ممکن است از نظر ابزارها و شیوه‌های اجرایی دستخوش تغییر شود. برای مثال، در حوزه بودجه، نظارت کنگره، تحریم‌ها و نحوه اجرای آن‌ها، یا تاکتیک‌های دیپلماتیک ممکن است تغییراتی ایجاد شود. همچنین ممکن است فشارهای بیشتری برای مذاکره یا بازنگری در برخی تعهدات بین‌المللی اعمال شود. اما این تغییرات لزوماً به معنای تغییر در استراتژی کلان آمریکا نیستند.

وی گفت: بر اساس مفهوم Grand Strategy  یا استراتژی کلان، آمریکا از جمله کشورهایی است که دارای چارچوب راهبردی نسبتاً مشخصی برای حفظ و گسترش قدرت جهانی خود است. اولویت بنیادین این راهبرد، حفظ برتری و قدرت آمریکا در نظام بین‌الملل است. مهار چین، حفظ برتری نظامی، صیانت از جایگاه دلار در اقتصاد جهانی و حفظ نفوذ سیاسی و اقتصادی آمریکا از جمله مؤلفه‌های اصلی این راهبرد به شمار می‌روند. همچنین، با توجه به سند امنیت ملی آمریکا که در دوران ترامپ تدوین شده است، کشورهایی مانند ایران، روسیه، چین و کره شمالی در زمره کشورهایی قرار می‌گیرند که از منظر راهبردی برای آمریکا تهدید محسوب می‌شوند و در محاسبات سیاست خارجی این کشور جایگاه مهمی دارند.

میرکوشش در پایان خاطرنشان کرد: در نهایت، به اعتقاد من، تغییر ترکیب کنگره و جابه‌جایی قدرت میان دموکرات‌ها و جمهوری‌خواهان، به‌تنهایی موجب تغییر ماهوی در سیاست خارجی و استراتژی کلان ایالات متحده نخواهد شد. آنچه احتمالاً تغییر می‌کند، بیشتر ابزارها، تاکتیک‌ها، شیوه‌های اعمال فشار و نحوه اجرای سیاست‌ها است؛ اما جهت‌گیری‌های بنیادین آمریکا در حوزه منافع ملی، امنیت ملی، مهار قدرت‌های رقیب و حفظ جایگاه جهانی این کشور همچنان پابرجا خواهد ماند.



انتهای پیام/

آگهی
دکمه بازگشت به بالا