کشورهای منطقه با «ایران قوی» همراه شوند؛ گزینه خروج از NPT روی میز است

عزیزی در گفتگوی تفصیلی با مهر:
رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی تأکید کرد: بهتر است کشورهای همسایه جنوبی خلیج فارس به این درک برسند که باید با ایران قوی همراه شده و هماهنگ باشند.
خبرگزاری مهر – گروه سیاست: تحولات منطقه، آینده جبهه مقاومت، معادلات تنگه هرمز، پرونده هستهای و چشمانداز روابط ایران و آمریکا، از مهمترین موضوعاتی است که در ماههای اخیر در کانون توجه قرار گرفته است؛ موضوعاتی که هر یک میتواند بر معادلات امنیتی و سیاسی منطقه تأثیرگذار باشد.
در همین چارچوب، ابراهیم عزیزی، رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی و نماینده مردم شیراز در مجلس، در خبرگزاری مهر حضور یافت و در گفتگویی تفصیلی به بررسی این موضوعات پرداخت. وی در این گفتگو از ضرورت «روایت قدرت» و توجه رسانهها به ظرفیتهای ایران سخن گفت و دیدگاههای خود را درباره تحولات تنگه هرمز، توافق ایران و عمان، وضعیت جبهه مقاومت و تحولات یمن، عملکرد آژانس بینالمللی انرژی اتمی، طرحهای خروج از NPT و چشمانداز مذاکره با آمریکا تشریح کرد.
متن کامل این گفتگو را در ادامه میخوانید:
آقای دکتر، به خبرگزاری مهر خوش آمدید. در آغاز این گفتگو اگر نکتهای دارید، بفرمایید.
در ابتدا لازم میدانم از خبرگزاری مهر تشکر کنم. در طول این چند سالی که این خبرگزاری را رصد کردهام، الحمدلله خبرگزاری مهر را یکی از خبرگزاریهای فعال، پرتلاش و تأثیرگذار در موضوعات مختلف، بهویژه در حوزه مجلس و بالاخص در حوزه کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، دیدهام و این موضوع واقعاً جای سپاسگزاری دارد.
امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند توسعه فعالیت خبرگزاریهایی مانند مهر هستیم؛ خبرگزاریهایی که با صداقت و با لسان صادق و گویا، پل ارتباطی میان مردم و مسئولان باشند. این نگاه، خود زمینهساز ایجاد فرصت است. ما امروز باید مجموعه اصحاب رسانه، مطبوعات و خبرگزاریها را روایتگر ظرفیتهای ایران اسلامی بدانیم.
امروز یکی از رسالتهای مهم اصحاب رسانه، «روایت قدرت» و بیان ظرفیتهای ایران اسلامی است. برای رسیدن به ایران قوی و تولید قدرت، باید پیشرفتها، ظرفیتها و توانمندیهای کشور را روایت کرد؛ البته در کنار آن، رفع ضعفها و کاستیها نیز باید مورد توجه قرار گیردرهبر شهید انقلاب اسلامی جملهای بسیار حکیمانه دارند که فرمودند: «برای رسیدن به ایران قوی و برای تولید قدرت در ایران، روایت قدرت کنید.» این موضوع بسیار مهم است. برداشتی که من از این فرمایش حکیمانه رهبر شهید دارم، این است که امروز وظیفه همه ما این است که در مسیر رسیدن به قلههای پیشرفت و توسعه و قلههای عزت و سربلندی ملت ایران، یکی از وظایف خود را «روایت قدرت» بدانیم. شاید بتوان این جمله را اینگونه خلاصه کرد: برای ایران قوی، باید روایت قدرت کرد.
خبرگزاریها، اصحاب مطبوعات و رسانهها امروز یکی از رسالتهای مهمشان، روایت قدرت است. شاید این جمله به یک معنا ناظر بر این موضوع باشد که ما نباید روایت ضعف داشته باشیم و نباید روایت کاستیها را در زمره اولویتهای خود قرار دهیم. البته برای رفع ضعفها و کاستیها باید تلاش کرد و این نیز یک وظیفه مهم است، اما «روایت قدرت» امروز رسالت بزرگی برای اصحاب مطبوعات و رسانههاست و الحمدلله از این جهت، خبرگزاری مهر بسیار خوب و پیشرو عمل کرده است.
قرار بود نشست منطقهای درباره توافق ایران و عمان پیرامون تنگه هرمز روز دوشنبه ۲۲ شهریور ۱۴۰۵ برگزار شود، اما وزیر امور خارجه عمان از تعویق آن با هدف فراهم شدن تضمینهای لازم برای دستیابی به توافق خبر داد. ارزیابی شما از علت این تعویق چیست؟
به هر حال، جمهوری اسلامی ایران و عمان مدتهاست موضوعی را در دست پیگیری دارند که بر اساس آن، توافقی مبتنی بر ظرفیتهای خلیج فارس، بهویژه در زمینه تردد، ترافیک و رفتوآمد شناورهای تجاری در خلیج فارس، شکل بگیرد. این موضوع مدتهاست در دست بررسی و مورد بحث طرفین بوده است.
از زمانی که جنگ خلیج فارس و جنگ رمضان آغاز شد، موضوع تنگه هرمز بهصورت جدی دنبال میشد. در اینجا لازم است توضیحی ارائه کنم و آن اینکه ژئوپلیتیک امروز نقش بسیار مهمی در تولید قدرت دارد. امروز یکی از ظرفیتهای قدرتساز ما، ژئوپلیتیک کشور است و تنگه هرمز نیز ظرفیت بینظیری برای تولید قدرت به شمار میرود. هنگامی که جمهوری اسلامی ایران میخواهد از این ظرفیت قدرتساز خود حداکثر بهره را ببرد ــ که در فرمایشات رهبر حکیم انقلاب اسلامی در روز خلیج فارس نیز همین معنا و مفهوم مورد تأکید قرار گرفت ــ باید از ظرفیت خلیج فارس و تنگه هرمز برای تولید قدرت استفاده کند.
جمهوری اسلامی ایران و عمان مدتهاست درباره توافقی برای ساماندهی تردد و ترافیک شناورهای تجاری در خلیج فارس و تنگه هرمز گفتگو کردهاند. تنگه هرمز یکی از ظرفیتهای مهم ژئوپلیتیکی و قدرتساز ایران است و کشورهای فرامنطقهای نباید در مسائل مربوط به تردد و ترافیک تنگه هرمز دخالت کنند
برای دستیابی به هماهنگی در اجرا و ایجاد هماهنگی در موضوع تنگه هرمز، دولت جمهوری اسلامی ایران طی این مدت گفتگوهایی را با عمانیها انجام داد و در نهایت، در زمینه مسیر تردد به توافق رسیدند. ما معتقدیم کشورهای فرامنطقهای حق دخالت در موضوع تنگه هرمز، بهویژه در حوزه ترافیک، تردد و مسائلی را که بهطور طبیعی امروز در تنگه هرمز بهعنوان یک فرصت بینظیر برای جمهوری اسلامی ایران و البته با رعایت حقوق حقه کشورهای منطقه مطرح است، ندارند.
این توافق به مرحله پایانی رسیده بود و در تهران، دولت با همکاری نیروهای مسلح و سایر ارکان نظام اسلامی، گفتگوهای متعددی را در این زمینه دنبال کرد. بنا بود این توافق در مسقط بهصورت رسمی و علنی رونمایی شود، اما عمانیها اعلام کردند که این موضوع به تعویق افتاد.
آیا این تصمیم صرفاً ناشی از ضرورت دستیابی به توافق و ایجاد اجماع میان طرفهاست، یا احتمال میدهید ملاحظات و فشارهای برخی کشورهای منطقه و آمریکا نیز در آن مؤثر بوده باشد؟
امیدواریم کشورهای منطقه هیچگاه به دنبال تأمین منافع آمریکاییها در منطقه نباشند. بدون شک، جمهوری اسلامی ایران اجازه نخواهد داد بار دیگر پای آمریکاییها به منطقه خلیج فارس باز شود. جمهوری اسلامی ایران پس از جنگ رمضان و با اتکا به این دیدگاه که ژئوپلیتیک یکی از ظرفیتهای قدرتساز کشور است، اجازه نخواهد داد خلیج فارس و تنگه هرمز به شرایط گذشته بازگردد. بهتر است کشورهای همسایه جنوبی خلیج فارس به این درک برسند که باید با ایران قوی همراه شوند و خود را با ایران قوی هماهنگ کنند.
ایران پس از جنگ رمضان، با بهرهگیری از ظرفیتهای بینظیری همچون قدرت متکی بر ظرفیتهای مردمی، نیروهای مسلح، ژئوپلیتیک، وحدت، انسجام داخلی و بسیاری دیگر از ظرفیتهای قدرتساز، این موضوع را به همه جهانیان، بهویژه آمریکاییها، اثبات کرده است که از توانایی معتبرسازی تهدیدات خود برخوردار است و این موضوع را بهعنوان یک امر مهم دنبال میکند؛ بهگونهای که امروز دنیا به این درک رسیده است.
ایران توان خود برای معتبرسازی تهدیدات را به اثبات رسانده و جهان و به ویژه آمریکا به این توانمندی ایران پی بردهاند. جمهوری اسلامی ایران اجازه بازگشت تنگه هرمز به شرایط گذشته را نخواهد داد و تردد و رفتوآمد در این منطقه باید بر اساس منافع ملی ایران تعیین شود
آمریکاییها که روزگاری با هیاهو و کبکبه و دبدبه برخورد میکردند، خودشان به این درک رسیدهاند که جمهوری اسلامی ایران از قدرت معتبرسازی تهدیدات خود برخوردار است و این قدرت را به جهان نشان داده است. بنابراین، بازگشت به برخی رفتارهایی که دوران آنها گذشته و اساساً جمهوری اسلامی ایران دیگر اجازه آن را نمیدهد، باید موضوعی تمامشده تلقی شود.
به هر حال، عمان قرار بود در مسقط و با حضور تعدادی از کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس، این توافق را رونمایی کند تا همه از آن مطلع شوند که به تعویق افتاد. امیدواریم آمریکاییها در این رفتار عمان نقشی نداشته باشند، چراکه اگر این برداشت به اطلاعات تبدیل شود و ما بدانیم و اطمینان حاصل کنیم که عمانیها تحت تأثیر آمریکاییها این اقدام را انجام دادهاند، قطعاً این مسئله به نفع کشور دوست، همسایه و برادر ما، عمان، امنیت منطقه و بهویژه تنگه هرمز نخواهد بود.
جمهوری اسلامی ایران به هیچوجه اجازه نخواهد داد تردد، ترافیک و رفتوآمد در تنگه هرمز به روال گذشته بازگردد. این مسیر بدون شک دیگر نمیتواند مسیری امن باشد و جمهوری اسلامی ایران اراده کرده است که مسیر تردد را بر مبنای منافع ملی تعیین کند.
یکی دیگر از محورهای مهم تحولات منطقه، جبهه یمن و نقش انصارالله در معادلات منطقهای است. در این جبهه نیز شاهد تحولات مهمی از جمله پیشروی انصارالله، تسلط بر بابالمندب و حمله به خط لوله شرق به غرب عربستان هستیم. ارزیابی شما از این تحولات چیست و تقویت جریان مقاومت در یمن چه پیامدهایی برای جبهه مقابل خواهد داشت؟
جبهه مقاومت، جبههای متحد، منسجم، رشدیافته و گسترشیافته در جغرافیای منطقه است. مقاومت، گرچه بدخواهان زیادی داشته و بعضاً همچنان دارد، اما امروز بهعنوان ظرفیتی مطرح است که جهان اسلام به آن بهعنوان یک ظرفیت قدرتساز نگاه میکند و حقیقت نیز همین است.
امروز انصارالله در یمن، حزبالله قویتر و آمادهتر در لبنان و گروههای مقاومت در عراق را داریم. در دیداری که با برخی از گروههای مقاومت عراق داشتیم، درباره موضوع سلاح گفتگو شد. یکی از فرماندهان گروههای مقاومت این جمله را مطرح میکرد که «سلاح مقاومت، سلاح دین است، سلاح مرجعیت است، سلاح عزت و اقتدار امت اسلام است» و چیزی نیست که با تصمیمات این و آن، بر زمین گذاشته شود.
میخواهم یک واقعیت را بهصراحت و آشکارا بیان کنم؛ خلع سلاح حزبالله در لبنان و خلع سلاح گروههای مقاومت در عراق، با شناختی که ما از این گروهها داریم، یک خواب تعبیرنشدنی است. به فضل الهی، روزبهروز ظرفیتها، آمادگیها و رشدیافتگیهای جبهه مقاومت بیشتر میشود.
جبهه مقاومت به عنوان جریانی متحد و منسجم، در منطقه در حال گسترش و افزایش ظرفیتهای خود است و خلع سلاح آنها امکانپذیر نیست. انصارالله یمن نیر با تکیه بر ظرفیتهای بومی و نیروهای خود به دستاوردهای مهمی دست یافته که تداوم خواهد داشت
امروز انصارالله، بهعنوان یکی از نمادهای مقاومت و یکی از ظرفیتهای قدرتساز جبهه اسلام، به فتوحاتی میرسد و دستاوردهایی به دست میآورد که شاید بسیاری باور نمیکردند. اما هنگامی که یک سازمان یا جریان در مسیر یک اندیشه الهی و دینی و با صبر، برنامهریزی، اقدام درست و هوشمندانه و با اتکا به توانمندیهای داخلی حرکت کند، این عوامل زمینه رشدیافتگی آن را فراهم میکنند.
انصارالله امروز با بهرهگیری از ظرفیتهای بومی و نیروهای مؤمن و فداکار، دستاوردهای بسیار خوبی را برای جبهه اسلام، جبهه مقاومت و مردم یمن فراهم کرده است. برداشت ما این است که این، آغاز یک حرکت بزرگ است و قطعاً دنیا در آینده شاهد توفیقات بیشتری از جبهه مقاومت بهصورت کلان خواهد بود؛ چه در لبنان و چه در سایر جبهههای متحد مقاومت.
از سوی دیگر، آمریکاییها باید به این واقعیت رسیده باشند که نمیتوانند در برابر اراده مبتنی بر اندیشههای دینی و مردمی مردم مسلمان منطقه، بهویژه جبهه مقاومت، موفقیتی به دست آورند. امروز جبهه مقاومت در همه حوزهها و جغرافیایی که در آن حضور دارد، توفیقات بزرگی به دست میآورد و به فضل الهی، در آینده شاهد موفقیتهای بیشتری در یمن خواهیم بود؛ همانگونه که اکنون شاهد فتوح و دستاوردهای بینظیر و کمنظیر انصارالله هستیم.
ادامه سیاستهای عربستان در قبال یمن چه تبعاتی برای این کشور و معادلات منطقهای به همراه خواهد داشت؟
در ابتدا باید تاکید کنم که آمریکاییها حتماً در تحولات گذشته، انصارالله را آزمودهاند و قدرت، عظمت و اقتدار برادران عزیز ما در انصارالله را دیدهاند. به نظر میرسد اگر بخواهند دوباره دچار خطای محاسباتی شوند، باید آمادگی پذیرش ضربات سنگین و نابودکننده را نیز داشته باشند، چراکه این ظرفیت امروز در انصارالله و بهویژه در موقعیت بینظیر بابالمندب که در اختیار انصارالله است، فراهم شده است.
ما به عربستان هم توصیه میکنیم به مرزهای رسمی و پذیرفتهشده خود بازگردد. هیچ ضرورتی نداشته و ندارد که این کشور لشکرکشی کند، سرزمین یمن را که متعلق به مردم یمن است، تصرف کند، در آنجا موجبات مشکلات فراوان را فراهم آورد و کشوری مسلمان را در محاصره قرار دهد. این اقدام از ابتدا خطای بزرگی بود که عربستان و برخی کشورهای دیگری که وارد این معادله شدند، مرتکب شدند و باید هرچه سریعتر به این خطای فاحش پایان دهند.
آمریکاییها در تحولات گذشته قدرت و اقتدار انصارالله را دیدهاند و هرگونه خطای محاسباتی دوباره میتواند با ضربات سنگین این جریان مواجه شود. همچنین عربستان باید به مرزهای رسمی خود بازگردد و به حضور و اقدامات خود در یمن پایان دهد
اینکه آنها به سرزمینی مسلمان، ایستاده و برخوردار از قدمت تاریخی و تمدنی به نام یمن ورود کردند و مردم این کشور را با محاصره و فشارهای اقتصادی، سیاسی و نظامی مواجه ساختند، یک خطای راهبردی بود و از روز نخست اقدامی اشتباه محسوب میشد. اکنون نیز باید به مرزهای رسمی و پذیرفتهشده خود بازگردند و به این خطای راهبردی پایان دهند و بدانند که این اقدام از ابتدا اشتباه بوده است. ممکن است تحت تأثیر تحلیلهای غلط، اطلاعات نادرست و پشتیبانیهای دروغینی که برخی قدرتها ارائه میکنند، بخواهند این مسیر را ادامه دهند، اما قطعاً این امر به شکستهای بیشتری برای کشورهایی منجر خواهد شد که علیه یمن دچار خطای محاسباتی شدهاند.
ما امروز خدا را شاکریم که برادران عزیز ما در جبهه یمن، پس از سالها صبر، مقاومت، شکیبایی، برنامهریزی و تحمل سختیها، مشکلات و گرفتاریها، به این توفیقات بزرگ دست یافتهاند. این، بخشی از قدرت جبهه مقاومت است و همانگونه که آنها این محاصره را شکستند و به موقعیتهای بسیار استراتژیک و راهبردی دست یافتند، بدون شک این اراده در حزبالله، انصارالله و دیگر گروههای مقاومت وجود دارد که این نبرد و این مسیر را ادامه دهند و انشاءالله به دستاوردهای بیشتری دست یابند.
از سوی دیگر، به طرف مقابل پیشنهاد میکنیم که بازگشت به مرزهای رسمی و پذیرفتهشده میتواند پایانبخش این قائله باشد. در غیر این صورت، بعید میدانم انصارالله شجاع و قهرمان و مردم صبور و دلیر یمن اجازه دهند حتی یک متر از خاک و سرزمین یمن در تصرف بیگانگان باقی بماند.
اگر از تحولات منطقه و جبهه یمن فاصله بگیریم و به یکی از موضوعات مهم مرتبط با امنیت ملی و سیاست خارجی ایران بپردازیم، باید گفت که طی ماههای اخیر، موضوع خروج ایران از پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT) بار دیگر از سوی برخی نمایندگان و جریانهای سیاسی مطرح شده است؛ موضوعی که پیش از این نیز در مقاطع مختلف مورد بحث قرار گرفته، اما به تصمیم عملی برای خروج منجر نشده است. با توجه به شرایط کنونی، آیا اینبار میتوان این مباحث را جدیتر از گذشته ارزیابی کرد؟
متأسفانه مدتهای مدیدی است که آژانس بینالمللی انرژی اتمی به یک باشگاه سیاسی تبدیل شده و از مسیر وظایف فنی و تخصصی خود خارج شده است. آژانس بینالمللی انرژی اتمی امروز دیگر نقش یک سازمان فنی و حرفهای و نقشی را که اساساً بر مبنای آن پایهگذاری شده است، ایفا نمیکند، بلکه به ابزاری برای سلطه و اعمال قدرت کشورهایی مانند آمریکا تبدیل شده است. بارها و در مقاطع مختلف گوشزد کردهایم که آژانس نباید بهعنوان ابزاری در اختیار قدرتهای سلطهگر قرار گیرد. آژانس بر اساس اساسنامه خود، وظایف بسیار مهم و تعیینکنندهای داشته است که متأسفانه در طول این سالها به این وظایف خود عمل نکرده است.
ما بنا بر نیازها و ضرورتهای خود، به دنبال توسعه صنعت صلحآمیز هستهای رفتیم و بر اساس فتوای رهبر شهید نیز به دنبال سلاح هستهای نیستیم. ما در مقاطع مختلف و در موضوع پروتکل الحاقی، تعهداتی را پذیرفتیم و بعدها در برجام نیز تعهداتی را پذیرفتیم. یکی از ویژگیهای کشور ما این است که هر آنچه را در معاهدات و توافقنامهها متعهد میشود، با صداقت اجرا میکند. بر این اساس، طبیعی است که انتظار داشته باشیم طرفهای مقابل نیز به تعهدات خود عمل کنند.
آژانس بینالمللی انرژی اتمی از وظایف فنی و تخصصی خود فاصله گرفته و به ابزاری در اختیار قدرتهای سلطهگر تبدیل شده است. از آنجایی که ایران تعهدات خود را صادقانه اجرا میکند، انتظار دارد طرفهای مقابل نیز به تعهداتشان عمل کنند
آژانس نیز بهعنوان یک سازمان و یک مجموعه تخصصی، وظایفی داشته و باید به این وظایف بهدرستی عمل میکرد، اما نهتنها در انجام این وظایف عملکرد مناسبی نداشته، بلکه متأسفانه نقشی مخرب نیز به خود گرفته است.
این نقش مخرب کار را به جایی رساند که ما در مجلس دوازدهم و پس از جنگ ۱۲ روزه و حمله آمریکا به مراکز هستهای کشورمان، «قانون الزام دولت به تعلیق همکاری با آژانس بینالمللی انرژی اتمی» را تصویب کردیم. البته در آن مقطع، قوانین دیگری از جمله «تشدید مجازات جاسوسی و همکاریکنندگان با رژیم صهیونیستی و کشورهای متخاصم علیه امنیت و منافع ملی» و «ساماندهی ریزپرندهها» را نیز تصویب کردیم.
در واقع، آمریکاییها به مراکز هستهای ما نیز حمله کردند. آژانس زمانی که آمریکاییها به مراکز هستهای ما حمله کردند، چه اقدامی انجام داد؟ تا چه اندازه این رفتار را که اقدامی خلاف همه موازین بینالمللی بود، محکوم کرد؟ دانشمندان هستهای ما به شهادت رسیدند؛ شهید فخریزاده، شهید تهرانچی، شهید عباسی، شهید شهریاری و شهید احمدیروشن. آژانس در قبال این اقدامات چه کرد؟ حتی از یک محکومیت ساده نیز دریغ کرد؛ این واقعیت آژانس است. بنابراین، آژانس نهتنها به تعهدات خود عمل نکرد، بلکه به ابزاری برای قدرتهای زورگو و سلطهگر و ابزاری برای اقدامات خلاف موازین بینالمللی تبدیل شد و عملاً شأن و جایگاه خود را نیز از دست داده است.
اگر آژانس به رویکرد فعلی خود ادامه دهد و به تعهدات و وظایفش عمل نکند، آیا خروج از NPT میتواند یکی از گزینههای پیشروی جمهوری اسلامی ایران باشد؟
اینکه همکاران ما طرحهایی را برای خروج از NPT تهیه کردهاند، حرف کاملاً درستی است. طرحهایی تهیه و پیشبینی شده و با امضای تعداد زیادی از نمایندگان، تحت عنوان «طرح خروج از NPT»، هم در کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی و هم در سامانه معاونت قوانین مجلس قرار دارد، اما اینکه این موضوع به معنای آن باشد که جمهوری اسلامی ایران امروز تصمیم به خروج از NPT گرفته است، نیازمند همافزایی، هماهنگی و رسیدن به یک تصمیم واحد در نظام اسلامی است.
طرح خروج ایران از NPT با امضای شماری از نمایندگان در مجلس مطرح است، اما تبدیل این طرح به تصمیم رسمی، نیازمند هماهنگی و جمعبندی ارکان نظام است. اگر عضویت در NPT دیگر تأمینکننده منافع ملی نباشد، جمهوری اسلامی ایران تصمیم مقتضی را اتخاذ خواهد کرد
اگر روزی ارکان نظام اسلامی به این جمعبندی برسند که دیگر عضویت در NPT فایدهای ندارد و سودی برای ملت ایران ایجاد نمیکند، بلکه موجبات ضرر را فراهم میآورد، بر اساس همان قاعده دفاع از امنیت و منافع ملی، جمهوری اسلامی ایران حتماً تصمیمات مقتضی را اتخاذ خواهد کرد.
صنعت هستهای امروز یک صنعت قدرتساز برای ماست. این صنعت صلحآمیز است و ما در مسیر صلحآمیز بودن آن حرکت کردهایم، اما اگر قرار باشد آژانس این رفتارها را بهصورت یکطرفه ادامه دهد و به وظایف خود عمل نکند، طبعاً باید منتظر واکنشهای جدی و پشیمانکننده جمهوری اسلامی ایران، ملت ایران و مسئولان جمهوری اسلامی باشیم.
در ادامه بحث درباره پرونده هستهای و نحوه مواجهه ایران با طرفهای غربی، یکی از پرسشهای مهم، چشمانداز تعامل و مذاکره با آمریکاست؛ با توجه به شرایط کنونی و تجربه مذاکرات گذشته، آیا امکان ازسرگیری گفتگو میان ایران و آمریکا وجود دارد؟ در صورت فراهم شدن زمینه برای مذاکره، چه ملاحظات، الزامات و پیششرطهایی از نظر جمهوری اسلامی ایران باید مورد توجه قرار گیرد؟
آمریکاییها برای مذاکره قابل اعتماد نیستند و به دفعات ثابت کردهاند که اساساً منطق مذاکره را یا نمیپذیرند، یا به آن پایبند نیستند و یا هیچگاه حاضر نیستند به عهد و پیمان خود عمل کنند. آمریکاییها نهتنها در دهه اخیر، بلکه از ابتدای انقلاب اسلامی، در هر موضوعی که با آنها مذاکره کردهایم، به تعهدات خود عمل نکردهاند.
متأسفانه آمریکاییها از رویکردی متکبرانه و قلدرمآبانه برخوردارند و تصور میکنند همچنان دوران زورگویی و رفتارهای قلدرمآبانه است. امروز در جهان، یک کشور و یک ملت، یعنی ایران و ایرانی، در برابر آمریکاییها با زبان قدرت و اقتدار و با اتکا به ایمان، اراده و وحدت ایستاده و پوزه آمریکاییها را به خاک میمالد.
آمریکاییها متأسفانه تاکنون نشان دادهاند که درک درستی از میز مذاکره و توافق نداشتهاند یا حاضر نشدهاند به تعهدات و توافقات خود عمل کنند. بنابراین، معتقدیم تا زمانی که آمریکاییها به منافع ملت بزرگ ایران و بهویژه تعهداتی که پذیرفتهاند بازنگردند، اساساً سخن گفتن از مذاکره و گفتگو و نشستن دوباره بر سر میز مذاکره چه معنایی دارد؟ چرا باید با کشوری که به هیچیک از اصول مذاکره پایبند نیست، مذاکره کنیم؟ به چه دلیل با کشوری که به عهد و پیمان خود پایبند نیست، گفتگو کنیم؟ به چه دلیل با کشوری که صرفاً منافع خود را میبیند، مذاکره کنیم؟ و به چه دلیل با کشوری که در طول این سالها مرتکب جنایات متعددی علیه ملت ما شده است، وارد مذاکره شویم؟ جنایات آمریکا علیه ملت ایران واقعاً بیشرمانه بوده است. برای مثال، اقدامات آمریکا در لامرد، میناب و کوهستک، بیشرمی محض، رفتاری شرورانه و اقداماتی خلاف همه اصول بینالمللی و حتی مغایر با قواعد جنگ بوده است.
آمریکا در طول سالهای گذشته به تعهدات خود عمل نکرده و به اصول و قواعد مذاکره پایبند نبوده است، بنابراین تا زمانی که تغییر رفتار خود را در عمل اثبات نکند، مذاکره با این کشور معنایی ندارد
در اینجا دو نکته بسیار مهم وجود دارد؛ نخست اینکه آمریکا به عهد و پیمان خود پایبند نیست و به هیچیک از قواعد و اصول اخلاقی نیز پایبندی ندارد. طبیعتاً وقتی کشوری نه به موازین و اصول بینالمللی پایبند است، نه به تعهدات و توافقات خود عمل میکند و از سوی دیگر، رفتارهای شرورانه و بیشرمانه، بدون رعایت اصول و اخلاق و حتی برخلاف قواعد جنگ دارد، مذاکره و گفتگو با چنین کشوری منفعتی ندارد، مگر اینکه آنها در مقام عمل اثبات کنند که رفتار خود را تغییر دادهاند یا قصد تغییر رفتار دارند، از گذشته خود پشیمان هستند و ثابت کنند که دیگر این رفتارهای نادرست را تکرار نخواهند کرد.
در مقابل، جمهوری اسلامی ایران در طول این سالها حسن نیت خود را اثبات کرده است. البته ما بهکرات گفتهایم که در برابر یک دشمن مکار و حیلهگر، باید صرفاً با زبان قدرت سخن گفت؛ چیزی که امروز آمریکا آن را میفهمد، حس میکند و میبیند. آمریکاییها فقط زبان قدرت را میفهمند و شجاعت یک ملت را بهخوبی درک میکنند و ایران اسلامی این موضوع را به آنها نشان داده است.
بنابراین، تا زمانی که به این باور نرسیم که آمریکاییها تغییر رفتار دادهاند یا در مسیر تغییر رفتار قرار گرفتهاند، به منافع ملی ملت ایران احترام میگذارند و به تعهدات و وظایفی که پذیرفتهاند بهطور دقیق عمل میکنند، گفتگو و مذاکره با آمریکا معنا و مفهومی نخواهد داشت.
در ادامه همین بحث و با توجه به مواضع اخیر مقامهای آمریکایی درباره امکان توافق با ایران، دونالد ترامپ نیز در آخرین اظهارنظر خود مدعی شده است که ایران حاضر است به هر قیمتی به توافق برسد. با توجه به این اظهارنظر، ارزیابی شما از این ادعای ترامپ چیست؟
اصلاً تحلیل و اظهارنظر درباره سخنان فردی مانند ترامپ، واقعاً اتلاف وقت است و نباید برای اظهارات او تره خرد کرد؛ فردی که تنها در همین مدت ۶۶ بار مدعی شده است که در این جنگ پیروز شدهایم. این فرد بسیار متزلزل، متوهم، خودشیفته و دروغگو است. اگر ترامپ دروغ کم بیاورد، شاید یک حرف راست بزند؛ آن هم نه لزوماً آن چیزی که ما انتظار داریم.
این رفتارها نشاندهنده عقبماندگی آمریکا و رئیسجمهور این کشور و بیانگر ضعف، شکست و زبونی آمریکاییهاست. اینکه ترامپ چرا چنین اظهاراتی را مطرح میکند، به این دلیل است که کارنامهای برای ارائه ندارد.
ترامپ روزی اعلام کرد که جنگی را با هدف تسلیم، تجزیه و براندازی جمهوری اسلامی ایران آغاز میکند و بر موضوعات موشکی، منطقهای و هستهای نیز تمرکز خواهد داشت. او مدعی بود ایران باید مسائل موشکی، منطقهای و هستهای خود را نادیده بگیرد و در غیر این صورت، آمریکا ایران را به تسلیم، تجزیه و براندازی خواهد کشاند. ترامپ همچنین از جنگی سهروزه با ایران سخن میگفت و مدعی بود که این جنگ برای آمریکا حتی از جنگ ونزوئلا نیز آسانتر خواهد بود.
ترامپ بارها از پیروزی آمریکا در جنگ سخن گفته، اما در عمل اهداف اعلامشده برای تسلیم، تجزیه و براندازی ایران محقق نشده است. آمریکا با عقبنشینی از منطقه و تغییر معادلات پیرامون تنگه هرمز مواجه شده و این وضعیت، شکست و ناکامی این کشور در تحقق اهداف جنگ را نشان میدهد
اکنون چند ماه گذشته است؛ ترامپ یک دستاورد خود را بیان کند. البته دستاوردهای او را میتوان در فرار نیروهای آمریکایی از منطقه و انهدام پایگاههای آمریکا در منطقه مشاهده کرد. آمریکایی که روزگاری در خلیج فارس جولان میداد، امروز به فاصله ۵۰۰ یا ۶۰۰ مایلی از خلیج فارس و به عمق آبهای اقیانوس هند و دریای عمان عقبنشینی کرده است. بنابراین، آمریکایی که قرار بود در مدت سه روز به اهداف خود برای تجزیه، تسلیم و پیروزی دست پیدا کند، امروز در چنین موقعیتی قرار دارد.
امروز آمریکا یک تنگه هرمز کاملاً باز و با تردد عادی، پیش از جنگ، را به تنگهای تحت کنترل کامل جمهوری اسلامی ایران میبیند. آیا این را باید از فتوحات آمریکا دانست؟ از سوی دیگر، ادراک جدیدی که کشورهای منطقه به آن رسیدهاند و بازتعریفی که در نسبت میان خود و آمریکا در حال شکلگیری است، مبتنی بر این واقعیت است که دیگر نمیتوان به آمریکا تکیه کرد. آیا آمریکاییها این تحول را نیز از توفیقات خود میدانند؟
آمریکا امروز به یک شکست خفتبار تن داده و آن را پذیرفته است. این صرفاً تحلیل ما نیست، بلکه بسیاری از سیاستمداران آمریکایی و سیاستمداران جهان نیز امروز آمریکا را در این جنگ شکستخورده و ناتوان توصیف میکنند. آمریکا نهتنها در این جنگ دستاوردی نداشته، بلکه شکست سنگینی را نیز متحمل شده است.
در چنین شرایطی، آمریکا رئیسجمهوری دارد که اظهارات و ادبیاتی را به کار میبرد تا شاید بتواند این شکست را در افکار عمومی پوشش دهد. البته ممکن است بخشی از این رفتارها ناشی از نگرانی او نسبت به شرایط سیاسی و انتخاباتی پیشرو باشد. توصیه ما این است که مردم آمریکا در نوع نگاه خود به انتخاب و انتخابات بازنگری کنند، چراکه به باور ما، بخشی از این شکستهای فاحش، نتیجه انتخابهای نادرست بوده است. امروز جهان شاهد ایستادگی و شجاعت ملت ایران و در مقابل، شکست و عقبنشینی آمریکاییهایی است که قصد داشتند جنگی سهروزه و به تعبیر خودشان «شیک» را با هدف تسلیم، تجزیه و براندازی جمهوری اسلامی ایران دنبال کنند.




