سفر چهرههای شناخته شده ایران به سرزمین رنگها و روایتها

زاهدان- کاروان «روایت مقاومت» در سفری دو روزه به سیستان و بلوچستان، با حضور در بازارها، برنامههای مردمی و مراکز درمانی و دیدار با مرزبانان، به معرفی ظرفیتها و واقعیتهای این استان پرداخت.
خبرگزاری مهر- گروه استان ها: سیستان و بلوچستان را میتوان از قابهای مختلفی دید؛ از بازارهای شلوغ زاهدان و گفتوگوهای روزمره مردم گرفته تا مراکز درمانی، مجموعههای علمی، محفلهای قرآنی و مناطق مرزی.
کاروان «روایت مقاومت» در دو روز حضور خود در این استان تلاش کرد به بخشهایی از همین زندگی روزمره نزدیک شود؛ با مردم همصحبت شود، پای حرف فعالان علمی و فرهنگی بنشیند و از مکانهایی بازدید کند که هرکدام گوشهای از ظرفیتهای این منطقه را نشان میدهند.
سوم آبان ۱۴۰۵، گروهی از چهرههای شناختهشده فرهنگی، رسانهای، مذهبی و هنری کشور، از جمله حجتالاسلام علیرضا پناهیان، حسین یکتا، وحید یامینپور، راحله امینیان، جواد قارایی، ایمان قیاسی، نجمالدین شریعتی، پیمان طالبی و سیدحسین حسینی، به سیستان و بلوچستان آمدند.
برنامههای این کاروان در شهرهای مختلف استان، از زاهدان و ایرانشهر تا زابل و زهک، طیف متنوعی از فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی را در بر میگرفت.
آنچه در این سفر دنبال میشد، تنها بازدید از چند مکان یا برگزاری چند برنامه تلویزیونی نبود؛ قرار بود تصویری از استان شکل بگیرد که در آن، مردم، زندگی روزمره، فرهنگ بومی، توانمندیهای علمی و درمانی و همزیستی شیعه و سنی در کنار یکدیگر دیده شوند.
۱. پیمان طالبی و راحله امینیان؛ از گفتوگو با کسبه تا معرفی ظرفیتهای پزشکی
برای شناخت یک شهر، همیشه لازم نیست از ساختمانهای رسمی و مراکز بزرگ شروع کرد. گاهی کافی است وارد بازار آن شوید؛ جایی که صدای فروشندهها، رفتوآمد مشتریان و گفتوگوهای کوتاه میان مردم، تصویری ملموستر از زندگی روزانه به دست میدهد.
چهارراه رسولی زاهدان یکی از همین مکانها بود که در برنامه سفر اعضای کاروان قرار گرفت. پیمان طالبی در این محدوده با مردم و کسبه گفتوگو کرد و از نزدیک با فضای فعالیتهای اقتصادی و زندگی روزمره شهر آشنا شد. راحله امینیان نیز به بازار چهارراه رسولی رفت و به جنبههای اجتماعی و فرهنگی این محدوده پرداخت.
جواد قارایی مسیر دیگری را در میان بازارهای شهر دنبال کرد. بازدید او از راسته عطارها، چهارراه رسولی و بازار خوراک و اغذیه زاهدان، فرصتی برای توجه به مشاغل سنتی، خوراکهای بومی و بخشهایی از فرهنگ محلی بود؛ جزئیاتی که شاید برای ساکنان شهر عادی باشند، اما برای مخاطبی که این منطقه را از نزدیک ندیده، بخشی از هویت آن را آشکار میکنند.

در همین میان، تیم برنامه «سرآشپز» نیز به میان مردم رفت و با غذاهای بلوچی و سفرههای محلی آشنا شد. غذا در اینجا فقط یک موضوع آشپزی نیست؛ راهی برای شناخت ذائقه، شیوه زندگی و مهماننوازی مردمی است که بخشی از فرهنگشان در همین سفرهها حفظ شده است.
ایمان قیاسی نیز با اشاره به پوشش و ویژگیهای فرهنگی مردم استان، به معرفی هویت بومی جنوب شرق ایران پرداخت. مجموعه این حضورها، بهجای ارائه تصویری دور از زندگی واقعی، توجه را به جزئیاتی جلب میکرد که در کوچه و بازار جریان دارند.
۲. پیمان طالبی و حسین یکتا؛ بازدید از بیمارستان چشمپزشکی الزهرا زاهدان

از بازار که فاصله بگیریم، یکی دیگر از ایستگاههای سفر، محیطی متفاوت با دغدغههایی جدیتر است؛ بیمارستانی که مراجعهکنندگان برای درمان و بازیابی سلامت به آن امید بستهاند.
پیمان طالبی و حسین یکتا از بیمارستان چشمپزشکی الزهرا(س) زاهدان بازدید کردند. این مرکز تخصصی، یکی از ظرفیتهای درمانی استان در حوزه چشمپزشکی است و معرفی آن فرصتی بود تا توجه مخاطبان به توانمندیهایی جلب شود که در کنار نیازهای درمانی مردم سیستان و بلوچستان شکل گرفتهاند.
راحله امینیان نیز با روایت ظرفیتهای پزشکی استان، به پیشرفتهای حوزه درمان پرداخت. حضور این چهرهها در مراکز درمانی، زاویه دیگری از شناخت استان را پیش روی مخاطب قرار میداد؛ استانی که نباید تمام تصویر آن را در فاصلههای جغرافیایی، دشواریهای زیرساختی یا مشکلات توسعه خلاصه کرد.
البته معرفی توانمندیهای درمانی به معنای نادیده گرفتن نیازها و کمبودهای موجود نیست. شناخت دقیق هر منطقه زمانی کاملتر میشود که هم ظرفیتهای آن دیده شود و هم مسائلی که مردم برای دسترسی بهتر به خدمات با آن روبهرو هستند.
۳. حسین یکتا؛ بازدید از پارک علم و فناوری و ظرفیتهای جوانان استان

در بخش دیگری از سفر، حسین یکتا به پارک علم و فناوری زاهدان رفت؛ مکانی که فعالیتهای علمی و نوآورانه در آن، تصویری متفاوت از ظرفیتهای استان ارائه میکند.
وقتی صحبت از سیستان و بلوچستان به میان میآید، معمولاً توجهها به مرزها، جاذبههای طبیعی یا مسائل زیرساختی معطوف میشود. اما فعالیتهای فناورانه و تلاش جوانان برای تبدیل ایده به محصول نیز بخشی از واقعیت این استان است؛ بخشی که کمتر در روایتهای عمومی دیده میشود.
بازدید از پارک علم و فناوری، فرصتی برای معرفی همین ظرفیتها بود؛ اینکه در کنار مشاغل سنتی، بازارهای محلی و فعالیتهای فرهنگی، زمینههایی برای نوآوری و توسعه دانشبنیان نیز وجود دارد.
اهمیت چنین بازدیدهایی در این است که نگاه به استان را از یک قاب محدود خارج میکند و امکان شناخت ابعاد دیگری از توانمندیهای آن را فراهم میسازد.
۴. قاریان و داوران کشوری؛ محفلهای قرآنی در ایرانشهر و زاهدان

با فرارسیدن شب، فضای برنامهها از بازار و مراکز علمی به محفلهای قرآنی و تجمعات مردمی تغییر کرد. در ایرانشهر و زاهدان، برنامههایی با حضور قاریان و داوران کشوری برگزار شد؛ محفلهایی که قرآن در مرکز آن قرار داشت و مردم نیز در آن حضور پیدا کردند.
در چنین برنامههایی، ارتباط میان برگزارکنندگان و مخاطبان تنها به اجرای یک مراسم محدود نمیشود. حضور خانوادهها و شهروندان در کنار چهرههای قرآنی، فرصتی برای دیدار، گفتوگو و تجربه جمعی فراهم میکند؛ تجربهای که در جامعه متنوع سیستان و بلوچستان میتواند به شناخت متقابل و تقویت پیوندهای اجتماعی کمک کند.
در استانی که مردم شیعه و سنی در شهرها و مناطق مختلف آن زندگی میکنند، باورهای دینی و مناسبات اجتماعی از عناصر مهم زندگی روزمرهاند. از همین رو، برنامههای قرآنی این سفر را میتوان بخشی از تلاش برای نمایش اشتراکات فرهنگی و دینی مردم دانست؛ اشتراکاتی که در کنار تفاوتهای مذهبی، زمینههای همدلی را نیز شکل میدهند.
۵. حسین یکتا؛ دیدار با مردم و یادآوری جایگاه شهید مولوی ریگی

حسین یکتا در ادامه برنامههای خود به مسجد امام حسین(ع) زاهدان رفت و با مردم و اهل سنت منطقه دیدار کرد. در این دیدار، او از شهید مولوی ریگی بهعنوان خادم مردم و قرآن یاد کرد.
این بخش از سفر، وجه دیگری از ارتباط میان شخصیتهای مذهبی و مردم محلی را نشان میداد؛ ارتباطی که در آن، نام و یاد افراد با خدمت اجتماعی و فعالیتهای دینی گره میخورد.
در سیستان و بلوچستان، شخصیتهای مذهبی و معتمدان محلی در بسیاری از مناسبات اجتماعی نقش دارند. توجه به این چهرهها و گفتوگو با مردم درباره آنها، میتواند به شناخت بهتر پیوندهای اجتماعی و جایگاه اعتماد در زندگی محلی کمک کند.
۶. تیم برنامه «محفل»؛ دیدار با مرزبانان در نقطه صفر مرزی

یکی از متفاوتترین بخشهای برنامه کاروان، حضور تیم برنامه تلویزیونی «محفل» در نقطه صفر مرزی و دیدار با مرزبانان بود.
مرز برای بسیاری از مردم، خطی روی نقشه یا نقطهای دور از زندگی روزمره است؛ اما برای نیروهایی که در پاسگاههای مرزی خدمت میکنند، بخشی از محیط کار و زندگی به شمار میرود. حضور اعضای کاروان در این منطقه، فرصتی برای گفتوگو با مرزبانان و آشنایی نزدیکتر با مسئولیتهای آنان فراهم کرد.
در روایت سیستان و بلوچستان، مرز تنها با مسائل امنیتی تعریف نمیشود. زندگی مردم مناطق مرزی، رفتوآمدهای محلی، ارتباطات اجتماعی و ظرفیتهای اقتصادی نیز بخشی از واقعیت این جغرافیاست. با این حال، حفاظت از مرزها و تأمین امنیت، زمینه لازم را برای استمرار بسیاری از فعالیتهای روزمره فراهم میکند.
این دیدار، در کنار دیگر برنامههای سفر، بر ارتباط میان امنیت، آرامش اجتماعی و زندگی مردم تأکید داشت؛ ارتباطی که شناخت آن بدون توجه به شرایط واقعی مناطق مرزی کامل نخواهد بود.
۷. مجریان و چهرههای رسانهای؛ فوتبال بهانهای برای دورهمی مردم در کریمآباد

همه برنامههای این سفر در مسجد، بیمارستان یا مراکز علمی برگزار نشد. بخشی از آن به محلهها و فضاهایی اختصاص داشت که مردم در آنها دور هم جمع میشوند و سرگرمیهای مشترک، فرصتی برای ارتباط بیشتر فراهم میکند.
برگزاری مسابقات «الکلاسیکو» در محله کریمآباد زاهدان با حضور مجریان کشوری و پخش زنده از شبکه سه سیما، یکی از همین برنامهها بود. فوتبال در اینجا زمینهای برای حضور چهرههای رسانهای در یک فضای محلی و ارتباط مستقیم با مردم فراهم کرد.

چنین رویدادهایی، در کنار جنبه سرگرمی، فرصتی برای دیدهشدن محلهها و زندگی اجتماعی شهر نیز هستند. تصویر یک محله فقط از ساختمانها و خیابانهایش ساخته نمیشود؛ دورهمیها، علاقههای مشترک و شور تماشای یک مسابقه هم بخشی از هویت اجتماعی آن را شکل میدهند.
حضور مجریان شناختهشده در میان مردم، فاصله میان چهرههای تلویزیونی و مخاطبان را کمتر میکرد و برنامه را از قاب معمول تلویزیون به فضای واقعی شهر میآورد.
۸. نجمالدین شریعتی و علیرضا پناهیان؛ برنامه «سمت خدا» در زابل
مسیر کاروان به زاهدان محدود نماند و شهرهای شمالی استان نیز میزبان برنامههایی از این سفر شدند. برنامه «ململ» در زابل و زهک اجرا شد و «سمت خدا» نیز با حضور نجمالدین شریعتی و حجتالاسلام علیرضا پناهیان در زابل و در میان مردم برگزار شد.
این برنامهها، با قالبهای متفاوت کودکانه و مذهبی، گروههای مختلفی از مخاطبان را در بر میگرفتند. حضور در شهرهای مختلف، امکان میداد تا ارتباط کاروان با مردم از محدوده مرکز استان فراتر برود و بخشی از تنوع اجتماعی و جغرافیایی سیستان و بلوچستان نیز در این سفر دیده شود.
در کنار این برنامهها، دیدار حسین یکتا با معتمدان زاهدان نیز در مسیر ارتباط با چهرههای مورد اعتماد محلی قرار داشت. گفتوگو با معتمدان، بهویژه در مناطقی که پیوندهای محلی و اجتماعی اهمیت زیادی دارند، فرصتی برای آشنایی با دیدگاهها و تجربههای افرادی است که با مسائل و نیازهای جامعه خود از نزدیک آشنا هستند.
۹. جواد قارایی و دیگر چهرههای کاروان؛ از زندگی روزمره تا ظرفیتهای گردشگری

در کنار بازارها، محفلهای قرآنی، بیمارستان و مراکز علمی، ظرفیتهای طبیعی و گردشگری سیستان و بلوچستان نیز بخشی از تصویری است که میتوان از این استان ارائه کرد. تنوع جغرافیایی منطقه، از پهنههای سیستان تا سواحل مکران، چشماندازهایی متفاوت و ظرفیتهایی برای گردشگری، فعالیت اقتصادی و معرفی فرهنگهای محلی به وجود آورده است.
اگرچه برنامههای ثبتشده این سفر، بیشتر بر دیدارهای مردمی، فعالیتهای فرهنگی و بازدید از مراکز علمی و درمانی متمرکز بود، همین رفتوآمد میان شهرها و حضور در فضاهای مختلف نشان میداد که شناخت استان به یک موضوع یا یک جغرافیای محدود خلاصه نمیشود.
بازار زاهدان، مرکز درمانی، پارک علم و فناوری، مسجد، محفل قرآنی، محله کریمآباد و نقطه صفر مرزی، هرکدام بخشی از این تصویر را تشکیل میدهند. کنار هم قرار گرفتن این بخشها، امکان نگاه جامعتری به زندگی مردم و ظرفیتهای استان فراهم میکند؛ نگاهی که نه مشکلات را انکار میکند و نه توانمندیها را نادیده میگیرد.
۱۰. کاروان «روایت مقاومت»؛ از دیدارهای نزدیک تا تغییر نگاه به سیستان و بلوچستان

کاروان «روایت مقاومت» در دو روز حضور خود در سیستان و بلوچستان، مجموعهای از برنامههای رسانهای، فرهنگی، قرآنی و اجتماعی را اجرا کرد. حضور چهرههای شناختهشده در میان مردم، بازدید از مراکز درمانی و علمی، گفتوگو با کسبه و معتمدان و دیدار با مرزبانان، هرکدام بخشی از واقعیت استان را به مخاطبان معرفی کرد.
اهمیت چنین سفرهایی تنها به تعداد برنامهها یا شناختهشدن افراد حاضر در آنها نیست. ارزش اصلی زمانی شکل میگیرد که روایت یک منطقه از کلیشههای تکراری فاصله بگیرد و مخاطب بتواند زندگی مردم را از زاویهای نزدیکتر ببیند.
سیستان و بلوچستان، مانند هر استان دیگری، هم با فرصتها و ظرفیتهای فراوان روبهروست و هم با مسائل و نیازهایی که باید برای آنها راهحل پیدا کرد. اما برای شناخت درست این منطقه، باید هر دو وجه را در کنار هم دید؛ از توانمندیهای پزشکی و علمی گرفته تا فرهنگ بومی، فعالیت اقتصادی، تنوع مذهبی و تلاش مردم برای ساختن زندگی بهتر.

حضور چهرههای شناختهشده در میان مردم و انعکاس تجربههای این سفر میتواند به اصلاح برداشتهای یکسویه درباره استان کمک کند؛ بهویژه زمانی که رسانهها بهجای تکیه بر تصویرهای کلیشهای، بر مشاهدات واقعی، گفتوگوهای مستقیم و ظرفیتهای قابل مشاهده تمرکز کنند.
در نهایت، آنچه از این دو روز باقی میماند، مجموعهای از قابهای متفاوت است: بازار و گفتوگو با کسبه، محفل قرآن و حضور مردم، دیدار با مرزبانان، بازدید از یک مرکز درمانی و آشنایی با فعالیتهای علمی. این قابها در کنار هم یادآوری میکنند که سیستان و بلوچستان را باید از نزدیک شناخت؛ از خلال زندگی مردمش، تنوع فرهنگیاش و ظرفیتهایی که برای دیدهشدن و توسعه بیشتر، به روایت دقیق و توجه مستمر نیاز دارند.







