مدیریت منابع انسانی در بحران؛ از دفاع مقدس تا سرمایه نسل آینده

کاشان – تجربه دفاع مقدس میتواند در کنار وجه تاریخی، الگویی برای مدیریت منابع انسانی، تقویت تابآوری سازمانی، کار تیمی و تربیت نیروی انسانی مسئولیتپذیر و توانمند در دانشگاهها باشد.
خبرگزاری مهر ، گروه استانها- معصومه دیمکار*: امروز که سازمانها با بحرانهای اقتصادی، اجتماعی، فناوری و مدیریتی و تغییرات سریع محیطی مواجهاند، مفهوم «مدیریت بحران» بیش از گذشته با «مدیریت منابع انسانی» پیوند خورده است. سازمانی که نیروی انسانی توانمند و آماده نداشته باشد، حتی با برخورداری از امکانات و منابع کافی نیز در مواجهه با بحران با چالش روبهرو خواهد شد.
از این منظر، تجربه دفاع مقدس را میتوان یکی از عرصههای قابل مطالعه در حوزه مدیریت انسانی دانست؛ عرصهای که نشان داد در شرایط دشوار، انسانهای توانمند، مسئولیتپذیر و برخوردار از روحیه همکاری میتوانند بخش مهمی از ظرفیت سازمان برای عبور از بحران باشند.
یکی از ویژگیهای بحران، محدود بودن زمان و اطلاعات برای تصمیمگیری است. در چنین شرایطی، مدیر نمیتواند همیشه منتظر فراهمشدن تمام اطلاعات بماند. تصمیمگیری مؤثر نیازمند شناخت ظرفیتهای انسانی، اعتماد به افراد شایسته و تفویض اختیار متناسب با مسئولیت است.
از این منظر، یکی از درسهای مهم برای مدیریت امروز، فاصله گرفتن از مدیریت کاملاً متمرکز و حرکت به سوی مدیریت مشارکتی و مبتنی بر اعتماد است. کارکنانی که در فرآیند تصمیمگیری نقش دارند، در زمان بحران نیز آمادگی بیشتری برای پذیرش مسئولیت و ارائه راهحل خواهند داشت.
تابآوری سازمانی را نباید صرفاً توان تحمل بحران دانست. سازمان تابآور سازمانی است که میتواند در برابر تغییرات مقاومت کند، از تجربه بحران بیاموزد و پس از آن با توان بیشتری به مسیر خود ادامه دهد.
تابآوری پیش از آنکه یک ویژگی سازمانی باشد، تا حد زیادی ریشه در انسانهای سازمان دارد. آموزش مستمر، توسعه مهارتهای فردی و گروهی، ارتباطات مؤثر، حمایت مدیریتی و ایجاد فضای اعتماد، از عواملی هستند که میتوانند ظرفیت تابآوری کارکنان را افزایش دهند.
بنابراین، مدیریت منابع انسانی نباید منتظر وقوع بحران بماند. آمادگی برای بحران باید بخشی از فرآیند عادی مدیریت سرمایه انسانی باشد.
یکی از نکات قابل تأمل در مدیریت منابع انسانی این است که بحرانها گاهی تواناییهایی را آشکار میکنند که در شرایط عادی کمتر دیده میشوند.
کارمندی که در شرایط معمول مسئولیت محدودی دارد، ممکن است در شرایط بحرانی توانایی بالایی در حل مسئله، سازماندهی امور، ارتباط با دیگران یا مدیریت یک تیم از خود نشان دهد.
از این رو، سازمانها باید نظامهای شناسایی و پرورش استعداد را به گونهای طراحی کنند که ظرفیتهای واقعی افراد صرفاً بر اساس عنوان شغلی یا سابقه اداری سنجیده نشود. استعدادپروری، جانشینپروری و ایجاد فرصت تجربه مسئولیت، بخشی از آمادگی سازمان برای آینده و بحرانهای احتمالی است.
یکی دیگر از درسهای مهم دفاع مقدس را میتوان در حوزه انگیزش نیروی انسانی مورد توجه قرار داد. تجربههای تاریخی نشان میدهند که انسانها در شرایط دشوار، تنها با انگیزههای مادی به میدان نمیآیند؛ احساس تعلق، معنا، مسئولیت اجتماعی و باور به مؤثر بودن نقش فرد نیز اهمیت دارد.
البته در سازمانهای امروز نمیتوان اهمیت حقوق و دستمزد عادلانه، امنیت شغلی و رفاه کارکنان را نادیده گرفت؛ اما این عوامل به تنهایی برای ایجاد انگیزه پایدار کافی نیستند.
کارکنان زمانی ارتباط عمیقتری با سازمان برقرار میکنند که احساس کنند دیده میشوند، نظرشان شنیده میشود، فرصت رشد دارند و فعالیت آنان در تحقق اهداف سازمان معنا پیدا میکند.
یکی از مهمترین پرسشهای امروز این است که چگونه میتوان مفاهیم دفاع مقدس را به نسل جدید منتقل کرد؛ نسلی که تجربه زیسته متفاوتی دارد و با جهان دیجیتال، شبکههای اجتماعی و تغییرات سریع فرهنگی و اجتماعی بزرگ شده است.
پاسخ را شاید بتوان در یک عبارت خلاصه کرد: «ارزشها باید به زبان امروز ترجمه شوند.»
ایثار برای نسل امروز میتواند در قالب مسئولیتپذیری اجتماعی و کمک به دیگران معنا پیدا کند؛ شجاعت میتواند در پذیرش مسئولیت و مواجهه با مسائل جدید نمود پیدا کند؛ و روحیه جمعی میتواند در قالب کار تیمی، گفتگو و مشارکت اجتماعی بازتعریف شود.
این رویکرد به معنای تغییر ارزشها نیست؛ بلکه به معنای تغییر شیوه بیان و انتقال آنهاست.
دانشگاه در این میان، جایگاهی فراتر از یک مرکز آموزشی دارد. دانشگاه محل شکلگیری بخش مهمی از نگرشها، مهارتها و هویت حرفهای نسل آینده است.
دانشگاه میتواند با ایجاد فضای گفتگو، فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی، آموزش مهارتهای نرم و تقویت کار گروهی، زمینهای فراهم کند که دانشجویان ارزشهایی همچون مسئولیتپذیری، همدلی، تلاش جمعی و خدمت به جامعه را نه فقط به عنوان مفاهیم تاریخی، بلکه به عنوان مهارتها و رفتارهای قابل تجربه بشناسند.
در دانشگاه آزاد اسلامی، با گستردگی جامعه دانشگاهی و حضور میلیونها دانشجو و دانشآموخته در عرصههای مختلف اجتماعی و حرفهای، توجه به تربیت سرمایه انسانی مسئولیتپذیر، توانمند و تابآور میتواند بخشی از رسالت اجتماعی آموزش عالی باشد.
دانشگاه باید بتواند میان «دانش»، «مهارت» و «مسئولیت اجتماعی» پیوند برقرار کند؛ زیرا جامعه آینده به فارغالتحصیلانی نیاز دارد که علاوه بر تخصص، توانایی حل مسئله، همکاری، تصمیمگیری و مواجهه با شرایط متغیر را نیز داشته باشند.
شاید زمان آن رسیده باشد که بزرگداشت هفته دفاع مقدس را علاوه بر برگزاری آیینها و برنامههای فرهنگی، به فرصتی برای یادگیری سازمانی و توسعه سرمایه انسانی تبدیل کنیم.
میتوان از این مناسبت برای گفتگو درباره مدیریت بحران، تابآوری، کار تیمی، اخلاق حرفهای، مسئولیت اجتماعی و نقش جوانان در آینده کشور استفاده کرد.
در چنین نگاهی، دفاع مقدس صرفاً خاطرهای متعلق به گذشته نیست؛ بلکه تجربهای تاریخی است که میتوان از آن برای پرسش درباره آینده استفاده کرد: چگونه نیروی انسانی توانمندتری تربیت کنیم؟ چگونه سازمانهای تابآورتری بسازیم؟ و چگونه ارزشهای اجتماعی را به مهارتهای مورد نیاز نسل آینده تبدیل کنیم؟
پاسخ به این پرسشها، شاید یکی از مهمترین راههای پیوند میان تجربه دیروز و نیازهای فردای کشور باشد؛ پیوندی که دانشگاه میتواند یکی از مهمترین حلقههای آن باشد.
*دانشجوی دکترای مدیریت منابع انسانی و استاد دانشگاه







