کشاورزی گیلان در محاصره سالمندی؛ جوانان کجای زمین ایستادهاند؟

رشت- زمینهای کشاورزی گیلان بیش از گذشته بر دوش کشاورزان سالمند میچرخد و فاصله گرفتن نسل جوان از تولید، نگرانیهایی درباره آینده بهرهوری و امنیت غذایی ایجاد کرده است.
خبرگزاری مهر، گروه استان ها- رها افشار: کشاورزی گیلان سالهاست با چالش هایی مانند کمآبی، خردشدگی اراضی، افزایش هزینه نهادهها، نوسانات بازار، ضعف صنایع تبدیلی و دشواری دسترسی به بازارهای پایدار فروش دست و پنجه نرم میکند، اما در کنار این مسائل، چالش دیگری بهتدریج در حال تبدیل شدن به یکی از مسائل اساسی بخش کشاورزی است؛ افزایش سن بهرهبرداران و فاصله گرفتن نسل جوان از فعالیت های کشاورزی.
مزارع و باغ های گیلان امروز بیش از هر زمان دیگری به نیروی انسانی جوان، آموزش دیده و آشنا با فناوری نیاز دارند؛ نسلی که بتواند در کنار حفظ تجربه کشاورزان قدیمی، روش های نوین تولید، مدیریت منابع آب و خاک، مکانیزاسیون، بازاریابی و فرآوری محصولات را وارد چرخه تولید کند.
با این حال، واقعیت روستاهای گیلان تصویر دیگری را نشان میدهد. در بسیاری از شالیزارها، باغهای چای، فندق و سایر محصولات باغی، بخش قابل توجهی از امور تولید همچنان بر دوش کشاورزان و باغدارانی است که سالها از عمر خود را در زمین سپری کردهاند و اکنون با کاهش توان جسمی و افزایش هزینههای تولید مواجه هستند.
این مسئله تنها به افزایش میانگین سن کشاورزان محدود نمیشود؛ بلکه زنجیرهای از پیامدها را به همراه دارد که از کاهش بهرهوری و کند شدن پذیرش فناوری آغاز شده و میتواند در ادامه به رها شدن اراضی، تغییر کاربری زمینهای کشاورزی، کاهش تولید و در نهایت افزایش وابستگی به واردات منجر شود.
بر اساس برآوردهای مطرح شده در بخش کشاورزی، میانگین سنی بهرهبرداران این بخش در کشور به حدود ۶۰ سال رسیده و با روند سالمندی جمعیت روستایی، احتمال افزایش این میانگین در سالهای آینده وجود دارد؛ موضوعی که در استانهایی مانند گیلان، با سهم قابل توجه کشاورزی در اقتصاد روستایی و تولید محصولات راهبردی، اهمیت بیشتری پیدا میکند.
وقتی تجربه هست، اما توان کمتر شده است
کشاورزی سنتی بیش از هر چیز بر تجربه استوار بوده است؛ تجربهای که نسل به نسل منتقل شده و بسیاری از کشاورزان سالمند امروز، دانش ارزشمندی درباره زمان کاشت، داشت و برداشت، شرایط اقلیمی، مدیریت باغ و مقابله با آفات در اختیار دارند. اما تجربه به تنهایی نمیتواند پاسخگوی تمام نیازهای کشاورزی امروز باشد.
افزایش سن بهرهبرداران، توان انجام فعالیتهای سنگین و مستمر کشاورزی را کاهش میدهد و در برخی موارد باعث میشود عملیاتهایی مانند هرس، کوددهی، مدیریت بهموقع باغ و کنترل آفات با تأخیر انجام شود؛ مسئلهای که مستقیماً بر میزان و کیفیت محصول اثر میگذارد.
از سوی دیگر، ورود فناوریهای جدید به عرصه کشاورزی نیز بدون آموزش و همراهی بهرهبرداران امکانپذیر نیست. استفاده از سامانههای نوین آبیاری، پهپادهای کشاورزی، تجهیزات مکانیزه، روشهای زیستی کنترل آفات و سامانههای هوشمند مدیریت مزرعه نیازمند آموزش، سرمایهگذاری و مهمتر از همه، پذیرش تغییر است.
در چنین شرایطی، شکاف میان نسلی در روستاها اهمیت بیشتری پیدا میکند؛ نسلی که تجربه تولید را در اختیار دارد، اما توان جسمی و گاهی امکان پذیرش فناوریهای جدید برایش محدودتر است و نسلی که دانش و توان استفاده از فناوری را دارد، اما انگیزه و اطمینان کافی برای ورود به بخش کشاورزی پیدا نکرده است.
چرا جوانان از زمین فاصله گرفتهاند؟
پایین بودن سودآوری، نوسانات قیمت محصولات، افزایش هزینه نهادهها، دشواری فروش و نبود بازار مطمئن از جمله عواملی است که جذابیت اقتصادی کشاورزی را برای نسل جوان کاهش داده است.
از سوی دیگر، تصویری که از کشاورزی به عنوان کاری سنتی، سخت و کمدرآمد در ذهن بخشی از جامعه شکل گرفته، با واقعیت کشاورزی مدرن فاصله دارد.
کشاورزی امروز در بسیاری از کشورهای جهان، دیگر صرفاً کار با بیل و داس و حضور فیزیکی مستمر در مزرعه نیست؛ بلکه به حوزهای متکی بر فناوری، داده، مدیریت، بازاریابی، زنجیره ارزش و تجارت تبدیل شده است.
بنابراین اگر قرار باشد نسل جدید دوباره به روستا و زمین بازگردد، نمیتوان از او انتظار داشت همان الگوی سنتی نسلهای گذشته را ادامه دهد؛ بلکه باید ساختار اقتصادی و مدیریتی کشاورزی نیز متناسب با نیازهای این نسل تغییر کند.
پیوند تجربه کشاورزان سالمند با دانش نسل جدید
در این میان، حذف نسل سالمند از چرخه تولید نیز راهکار مناسبی نیست. تجربه این نسل سرمایهای ارزشمند برای کشاورزی است و میتواند در کنار دانش و فناوری نسل جوان، به ایجاد یک الگوی جدید از تولید منجر شود.
راهکار میتواند ایجاد نوعی تقسیم کار میان نسلها باشد؛ به این معنا که کشاورزان باتجربه، دانش تولید و شناخت زمین و محصول را منتقل کنند و جوانان، مدیریت فناوری، بازاریابی، فروش، برندسازی، بستهبندی و توسعه بازار را برعهده بگیرند.
در این مدل، تعاونیهای روستایی نیز میتوانند از ساختار سنتی توزیع نهاده فراتر رفته و به مجموعه هایی برای تجمیع تولید، فرآوری، بستهبندی، برندسازی و فروش داخلی و صادراتی تبدیل شوند.
این تغییر نگاه میتواند کشاورزی را از یک فعالیت صرفاً تولیدی به یک زنجیره اقتصادی تبدیل کند؛ زنجیرهای که در آن جوان تحصیلکرده نیز برای حضور و سرمایهگذاری انگیزه پیدا کند.

سالمندی کشاورزان باید بهعنوان یک مسئله راهبردی دیده شود
در همین زمینه، محمود هوشیار فرد عضو هیئت علمی مؤسسه تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی گیلان در گفتگو با خبرنگار مهر با اشاره به روند افزایش سن بهرهبرداران بخش کشاورزی، سالمندی کشاورزان را یکی از چالشهای مهم آینده این بخش دانست و اظهار کرد: مسئله سالمندی کشاورزان را نباید صرفاً یک موضوع جمعیتشناختی دانست، بلکه این مسئله بهطور مستقیم با بهرهوری، استمرار تولید و آینده روستاها ارتباط دارد.
وی با بیان اینکه بخش کشاورزی هماکنون با مجموعهای از عوامل محدودکننده تولید مواجه است، افزود: کمآبی، خرد و پراکنده بودن اراضی، کوچک بودن قطعات، افزایش هزینه نهادهها و نوسانات بازار از جمله مشکلاتی هستند که بهرهوری کشاورزی را تحت تأثیر قرار میدهند و سالمندی بهرهبرداران نیز باید به این مجموعه اضافه شود.
هوشیار فرد با اشاره به اینکه میانگین سنی بهره برداران کشاورزی در کشور حدود ۶۰ سال است، تصریح کرد: اگر برای جانشینی نسلی در بخش کشاورزی برنامه مشخصی نداشته باشیم، در سال های آینده با کاهش حضور نیروی جوان در مزارع و باغها مواجه خواهیم شد و این مسئله میتواند تولید محصولات کشاورزی را تحت تأثیر قرار دهد.
وی ادامه داد: البته نباید اینگونه تصور کرد که کشاورزان سالمند فاقد توانایی یا دانش هستند؛ اتفاقاً تجربه این افراد یک سرمایه ارزشمند است، اما واقعیت این است که توان جسمی با افزایش سن کاهش پیدا میکند و انجام برخی عملیات کشاورزی برای افراد سالمند دشوارتر میشود.
این کارشناس بخش کشاورزی با اشاره به باغهای چای و فندق گیلان بیان کرد: انجام بهموقع عملیات باغی مانند هرس، کوددهی، مبارزه با آفات و بیماریها و سایر فعالیتهای مورد نیاز، نقش مهمی در عملکرد و کیفیت محصول دارد و هرگونه تأخیر در این فعالیتها میتواند بهرهوری باغ را کاهش دهد.
وی افزود: از سوی دیگر، بخشی از فناوریهای جدید کشاورزی نیازمند آموزش و پذیرش تغییر است و طبیعی است که برخی بهرهبرداران سالمند در پذیرش روشهای جدید احتیاط بیشتری داشته باشند؛ بنابراین باید به جای تقابل نسلها، زمینه همکاری آنها را فراهم کنیم.
کشاورزی هوشمند؛ فرصتی برای بازگشت جوانان
هوشیار فرد با تأکید بر ضرورت تغییر تصویر سنتی از کشاورزی گفت: اگر بخواهیم جوانان را به بخش کشاورزی بازگردانیم، نمیتوانیم همان کشاورزی سنتی را به آنها پیشنهاد کنیم؛ کشاورزی باید برای نسل جدید جذاب، اقتصادی و مبتنی بر فناوری باشد.
وی ادامه داد: کشاورزی هوشمند میتواند بخشی از این خلأ را جبران کند. استفاده از سامانههای پایش رطوبت خاک، مدیریت هوشمند آبیاری، پهپادها، مکانیزاسیون و ابزارهای دیجیتال میتواند نیاز به حضور فیزیکی و فعالیتهای سنگین را کاهش دهد و در عین حال بهرهوری را افزایش دهد.
هوشیار فرد تصریح کرد: جوانی که دانش فناوری و مدیریت دارد، اگر ببیند میتواند با استفاده از ابزارهای هوشمند بخشی از فرآیند تولید را مدیریت کند و در کنار آن از ظرفیتهای بازاریابی دیجیتال و فروش مستقیم استفاده کند، نگاه متفاوتی به کشاورزی خواهد داشت.
تعاونیهای روستایی باید از توزیع نهاده فراتر بروند
وی یکی دیگر از الزامات جوانسازی کشاورزی را بازنگری در نقش تعاونیهای روستایی عنوان کرد و گفت: تعاونیهای کشاورزی نباید صرفاً به توزیع نهاده و ارائه خدمات محدود شوند، بلکه باید در زمینه بازاریابی، بستهبندی، برندسازی، فرآوری و حتی صادرات محصولات نیز فعال باشند.
این کارشناس بخش کشاورزی افزود: ایجاد تعاونیهای نسل جدید با محوریت جوانان تحصیلکرده میتواند زمینهای برای پیوند تجربه کشاورزان قدیمی با دانش و فناوری نسل جدید فراهم کند.
وی تصریح کرد: در چنین مدلی، کشاورز باتجربه دانش تولید و شناخت محصول و زمین را در اختیار دارد و جوان تحصیلکرده میتواند در حوزههایی مانند فناوری، بازاریابی، برندینگ و بازارهای جدید فعالیت کند؛ این همکاری میتواند به جایگزینی نسلی تدریجی و منطقی در بخش کشاورزی کمک کند.

امنیت غذایی از زمینهای روستا آغاز میشود
هوشیار فرد با تأکید بر اینکه سالمندی کشاورزان باید در سیاستگذاریهای بخش کشاورزی جدی گرفته شود، گفت: اگر امروز برای ورود نسل جوان به بخش کشاورزی برنامهریزی نکنیم، در آینده با مسئلهای فراتر از سالمندی بهره برداران مواجه خواهیم شد و آن، کاهش نیروی انسانی فعال در تولید و احتمال رها شدن بخشی از اراضی کشاورزی است.
وی افزود: حفظ زمینهای کشاورزی، افزایش بهرهوری، انتقال تجربه میان نسلها و ایجاد انگیزه اقتصادی برای جوانان باید همزمان دنبال شود، چرا که امنیت غذایی تنها با افزایش سطح زیرکشت یا استفاده بیشتر از نهادهها تأمین نمیشود و نیروی انسانی جوان، آموزش دیده و توانمند نیز یکی از ارکان اصلی آن است.
جانشینی نسلی؛ حلقه مفقوده پایداری کشاورزی گیلان
سالمندی کشاورزان را نمیتوان صرفاً یک تغییر جمعیتی در روستاها دانست؛ این روند بهتدریج با بهرهوری تولید، حفظ اراضی کشاورزی، پذیرش فناوری، استمرار فعالیت های باغی و زراعی و در نهایت امنیت غذایی گره خورده است. در گیلان که بخش قابل توجهی از اقتصاد روستاها بر پایه کشاورزی و باغداری استوار است، بیتوجهی به این مسئله میتواند پیامد هایی فراتر از بخش کشاورزی داشته باشد.
راه عبور از این چالش نیز جایگزین کردن یک نسل با نسل دیگر نیست؛ بلکه باید تجربه کشاورزان سالمند با دانش، انرژی و فناوری نسل جوان پیوند بخورد. ایجاد مشوقهای اقتصادی برای ورود جوانان، توسعه کشاورزی هوشمند، آموزش فناوریهای نوین، تقویت مکانیزاسیون و بازتعریف نقش تعاونیها در بازاریابی، فرآوری، بسته بندی و صادرات میتواند بخشی از این مسیر باشد.
اگر کشاورزی برای نسل جدید از یک فعالیت سنتی و پرریسک به یک کسب و کار دانش بنیان، فناورانه و دارای زنجیره ارزش تبدیل شود، امکان شکل گیری جانشینی نسلی در روستاها افزایش خواهد یافت؛ در غیر این صورت، افزایش سن بهرهبرداران میتواند به تدریج فاصله میان زمین و نسل جوان را بیشتر کرده و پایداری تولید را با چالش جدی مواجه کند.
امنیت غذایی آینده، علاوه بر آب و خاک و سرمایه، به نسلی نیاز دارد که بخواهد و بتواند روی همین زمینها بماند و تولید کند.






