ابهام هستهای و بازگشت مهره اتمی روی میز

تغییر دکترین هستهای امری منعطف و شامل بازهای با ایستگاههای متعدد از ابهام هستهای، تشدید ابهام، پنهانسازی برنامه تا تولید سلاح، آزمایش پسینی برای رونمایی تا توسعه تعداد و شدت انفجارهاست.
به گزارش خبرگزاری مهر، روزنامه فرهیختگان نوشت: «تغییر دکترین هستهای» امری منعطف و شامل بازهای با ایستگاههای متعدد از ابهام هستهای، تشدید ابهام، پنهانسازی برنامه تا تولید سلاح، آزمایش پسینی برای رونمایی تا توسعه تعداد و شدت انفجارهاست. ایران برای تغییر دکترین هستهای خود لزوماً نباید تمام ایستگاهها را بپیماید؛ اما اقدامات دشمن، بدون آنکه تهران تلاشی کند، این قطار را حرکت داده است. برنامه هستهای ایران از برنامهای کاملاً تحت نظارت، با حمله آمریکا به تأسیسات هستهای نطنز، فردو و اصفهان از تیرماه ۱۴۰۴ وارد مرحله تشدید ابهام شده است. تأسیسات هستهای بهویژه در ورودیها آسیب دیده است و ایران به دلیل تهاجم، از لحاظ حیثیتی و تنبیه دشمن نمیتواند اجازه بازرسی به بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی بدهد. دشمن با دستان خود دکترین هستهای کشور را یک گام بهپیش برده است.
این تمام ماجرا نیست و سؤالات دیگری هم وجود دارند: آیا دکترین هستهای همین یک گام جلوتر رفته یا ایستگاههای دیگری را هم فتح کرده است؟ آیا دشمن در حال حاضر تمام تأسیسات هستهای ایران را میداند یا تهران پس از تشدید ابهام، وارد مرحله پنهانسازی برنامه شده است؟ آنچه در صحنه سیاسی و اجتماعی کشور در حال رخدادن است، شاید از صحنه اجرایی و عملیاتی کشور جلوتر باشد؛ زیرا آنها مطالبه ساخت سلاح دارند و اصرار میکنند صحنه اجرایی و عملیاتی گامی به جلو برداشته و به نقطه درخواست آنها برسد. برنامه هستهای ایران قطعاً وارد تشدید ابهام شده، درباره پنهانسازی برنامه تقریباً قطعیاتی بهویژه در خصوص ذخایر اورانیوم غنیشده وجود دارد و توسعهیافتهتر از همه، صحنه اجتماعی و سیاسی کشور است که در حال مطالبه و انطباق با تغییر بیشتر در دکترین هستهای کشور است.
دکترین هستهای
برای فهم دکترین هستهای، تغییر در آن و مناسبات حول این مسئله، نکاتی وجود دارند که در ادامه مورد اشاره قرار گرفتهاند.
۱. سمتوسوی قضیه هستهای ایران
نظامی شدن برنامه هستهای ایران یک فرایند است و بهمرور رخ میدهد. برای آن باید تحولاتی در فضای نظامی در نیروهای مسلح، سطح سیاسی در دولت و مجلس، محیط کارشناسی و دانشگاهی، جامعه و در سیاست خارجی با توجه به متحدان اتفاق بیفتند. در فضای نظامی آمادگی وجود دارد. در فضای سیاسی مجلس پشتیبان آن است؛ اما دولت هنوز چیزی بروز نداده است. در محیط کارشناسی و دانشگاهی فضا به سمت مدافعان سلاح چرخیده است. بیشترین میزان پشتیبانی در جامعه وجود دارد. زیرساختهای فکری گامهای بزرگی به سمت تغییر دکترین هستهای و تشدید اوضاع برداشته و اندک مخالفتها یارای مقابله با شرایط جدید را ندارند.
۲.تضعیف اهرم بازدارنده دشمن
بهزعم کارشناسان، تهدید به حمله نظامی، اهرمی برای الزام ایران به نرفتن به سمت تسلیحات هستهای بود. حال که دو حمله صورت گرفته، دیگر این اهرم کارایی کامل خود را ازدستداده است.
۳.ایران مشروعیت را کسب کرده
ایران از چند منظر مشروعیت حرکت به سمت سلاح هستهای را کسب کرده است؛ اولین مورد پشت سر گذاشتن دو جنگ موجودیتی با ۲ دولت اتمی بهقصد سرنگونی نظام سیاسی و تجزیه کشور است. مورد دوم، حمله به تأسیسات هستهای ایران در چند نوبت است که اقدامی برخلاف قوانین جهانی بهحساب میآید. مورد سوم، تهدید ایران به استفاده از سلاحهای خاص و نابودی کامل کشور و ملت است که اشارهای به سلاح هستهای است. ایران به این سه دلیل مشروعیت ساخت سلاح هستهای را برای حفظ خود پیدا کرده است و باید دید قصد دارد به چه شکل از آن بهره گیرد.
۴.آمریکا به تنگه و پایان جنگ بپردازد
آمریکا در مذاکرات بر دریافت امتیازات هستهای اصرار دارد. آنچه واشنگتن میخواهد، حداکثرش برچیدن کامل برنامه هستهای و حداقلش، احیای بازرسیها، اطلاع از محل نگهداری اورانیوم با غنای بالا و انتقال آنها به خارج از ایران است. انتهای هر دو مسیر، ازبینرفتن صنعت هستهای کشور خواهد بود. ایران زمانی از فناوری هستهای بهعنوان یک سد در برابر حرکت دشمن به سمت مسائل داخلی، موشکی و منطقهای بهره میبرد. در حال حاضر، قضیه هستهای از سپر برخوردار شده و آن، تنگه هرمز و اتمام جنگ است. دشمن فعلاً باید در پشت انسداد تنگه هرمز و طولانی شدن جنگ توقف کرده و برای برطرفکردن آنها بدهبستان کند.
۵.مطالبه مردمی
مردم نهتنها موافق ساخت سلاحاند که مطالبه آن را دارند. آنان میگویند توسعه هستهای برای آنها از دو جهت اهمیت داشته است؛ نخست مسائل خدماتی مانند برق، رادیودورها و مسائل مرتبط با بهبود وضعیت زندگی و در کنار آنها، دورنمای توان هستهای کشور برای مقابله با دشمنان سنتی. حال که دشمن صنعت هستهای را هدف گرفته و به بهانه آن، کارخانههای داروسازی را هم بمباران میکند، چرا کشور نباید سلاح هستهای بسازد؟ تحمل تحریم و جنگ باید بهایی داشته باشد و از نظر مردم، در حال حاضر مزد تحمل این وضعیت، ساخت سلاح است.
۶.نسبت هستهای شدن و سیاست خارجی
درباره برخی گفتهها در خصوص عدم حمایت چین و روسیه از ایران در صورت تغییر دکترین هستهای، مسائلی وجود دارد. چگونه برخی خود را قائل به این میدانند که نظر دو ابرقدرت در اندازه چین و روسیه را میدانند؟ آیا آنها سخنگوی خودخوانده برخی دولتها هستند که به طور مشخص اعتباری از این لحاظ نداشته و خبری از مواضع واقعی این دو ندارند. مشخص است این سخنان برداشتهای ذهنی و شخصی افراد است و هیچ ارتباطی به پکن و مسکو ندارد. این ارزیابیها مانند بسیاری دیگر از ارزیابیهای کارشناسی، احتمال وقوع یا رد را دارند. نباید کسی برای خود این اعتبار را قائل شود که درباره مسائل راهبردی از سوی قدرتها موضعگیری کند. فراتر از این قضیه، ایران صلاح امنیت ملی خود را میداند و در صورت رسیدن به یک نتیجه، آنها بدون اثرپذیری خارجی اجرایی میسازد. روی دیگر مسئله آن است که مشخصاً چین و روسیه، برای دولتی که دکترین هستهای خود را تغییر دهد، دست نمیزنند؛ اما چگونه میتوان با اتکا به این امر مسلم، از قطع پشتیبانی آنها صحبت کرد؟ سطح پشتیبانی واقعی این قدرتها از ایران به چه میزان است؟
۷.سلاح راهی برای جبران شکاف نامتعارف است
در درگیری میان دو طرف، گاهی شکاف ثروت، فناوری و قدرت نظامی بهاندازهای است که باید با راهکارهایی آن را جبران کرد. دکترین نبرد نامتقارن ایران بر همین مبناست. ایران و محور مقاومت از نظر پدافندی و قدرت هوایی نسبت به دشمن کمبودهایی دارند و بر اساس آن برای درامانماندن زیرساختهای نظامی، شهرهای زیرزمینی موشکی ایجاد شده و تمرکز بر توسعه صنعت موشکی و پهپادی قرار گرفته است. اگر دشمن با جنگنده بر فراز ایران عملیات میکند، تهران برای نفوذ به پدافند لایهای و پیشرفته دشمن بر موشک و پهپاد متکی است تا اینگونه بر تفاوتها غلبه کند. برخورداری از سلاح هستهای، از لحاظی یک راهبرد نامتقارن برای پر کردن شکاف در تسلیحات نامتعارف میان دو طرف است. در این صورت اگر طرفی تعداد انبوهی جنگنده، سوخترسان، سلاحهای دور ایستا و ثروت داشت، به خود اجازه نمیدهد بهراحتی طرفی را که به این میزان سلاح ندارد هدف قرار دهد. ایران تاکنون با انواع راهبردهای جنگ نامتقارن، در حوزه موشک – پهپاد، گروههای مقاومت، قایقهای تندرو، تأسیسات زیرزمینی و مواردی ازایندست در برابر دشمن پایداری کند و این پایداری قابل ادامه خواهد بود، اما این راهبرد نامتقارن، قابلتوسعه به سلاحها و قابلیتهای نامتعارف است.
۸.سپر جنگ وجودی
استفاده از سلاح هستهای برای جنایت عمومی از سوی قدرتها بعید است؛ اما درهرحال نمیتوان این امر را نادیده گرفت؛ زیرا سلاح هستهای از ابتدا با بهکارگیری علیه ژاپن پا به میدان گذاشت. برخی استدلالها بر این مبناست که اگر آمریکا یا روسیه از سلاح هستهای استفاده کنند، قفل استفاده از آن برای طرفهای دارنده باز میشود و بسیاری از دولتها بهسرعت در پی آن خواهند رفت و ازاینرو قدرتها چنین اقدامی را انجام نمیدهند که جهان را جای خطرناکتری بسازند و انحصارشان در هستهای را از بین ببرند. آمریکا در واقعیت با استفاده از سلاح هستهای در ۱۹۴۵، انحصار هستهای خود را شکست تا پس از آن دیگران به سمت این سلاح حرکت کنند؛ برخی سلاح را ساختند و برخی آماده تولید سریع آن شدند. همانگونه که استدلالهایی برای عدم استفاده از این سلاح توسط دارندگان وجود دارد، مسائلی برخلاف آن هم موجود است. نمیتوان سرنوشت دولتها را به احتمالات پیوند زد. در برابر جنگ وجودی و جنایتکارانه، ارعاب متقابل ضروری است.
۹.گرفتن تسلط دشمن بر نردبان تنش
تسلط دشمن بر نردبان تنش همواره مورد اشاره قرار میگیرد. بر این مبنا، طرف کمسلاحتر باید برای جلوگیری از ایجاد فضایی جهت استفاده از تسلیحات خاص، خویشتنداری کرده و تنشها را از حدی فراتر نبرد. سلاح هستهای، تسلط دشمن بر نردبان تنش را از بین میبرد.
۱۰.اداره ایران و محور مقاومت بدون چتر هستهای امکانپذیر است؟
ایران هفدهمین کشور از نظر وسعت و به طور مشابهی هفدهمین کشور از نظر جمعیت است. تعداد کل ساکنان کشور با درنظرگرفتن شهروندان و مهاجران به نزدیک ۱۰۰ میلیون نفر میرسد. طبق یک برآورد که بیشتر بر ارزش منابع انرژی متکی است، ایران پنجمین کشور دارنده این ذخایر با ۲۷ تریلیون دلار ارزش است. اداره این وسعت، جمعیت، ثروت نهان، تاریخ بلند، تمدن باشکوه و امتدادهای تمدنی در قفقاز، آسیای میانه، شمال شبهقاره هند و غرب آسیا بدون سلاحهای سهمگین کاری دشوار است. کمتر کشوری است که نهتنها دارای مرز که دارای امتداد تمدنی باشد.
۱۱.راهبرد و سلاحهایی که کشتار جمعی نیستند
سلاح هستهای و هیدروژنی سلاحهای کشتار جمعیاند، اما از برخی سلاحها میتوان بدون کشتار بهره گرفت. یکجهت، استفاده از این قابلیتها برای ارعاب و نه استفاده است. ازسویدیگر، انواعی مانند سلاح هستهای تاکتیکی یا سلاح هستهای مغناطیسی، کشتارجمعی بهحساب نمیآیند. سلاح هستهای تاکتیکی برای انهدام تأسیسات بزرگ به کار میروند و سلاح مغناطیسی بدون کشتار و تخریب، صرفاً وسایل برقی را از کار میاندازد. هر انفجار هستهای برای کشتار نیست، بلکه اجرای این انفجارها با نشان دادن توان ایران برای تولید انواع تاکتیکی و مغناطیسی میتواند بازدارندگی در پی داشته باشد.
۱۲.معنای بازدارندگی
ساخت سلاح به معنای پایان جنگها نیست، بلکه از تعدد، تراکم و ابعاد حملات دشمن میکاهد. روسیه از سال ۲۰۲۲ دچار درگیری ست اما آمریکا و اروپا به طور مستقیم وارد نبرد نشده و این کشور با تهدید اتمی مواجه نشده است، پس سلاح هستهای بازدارندگی کاملی ندارد، اما میتواند ورود مستقیم قدرتها را محدود کرده و جنگ را به نبردی نیابتی محدود نگه دارد.






