فضای مجازی

در صورت شرارت ترامپ، ایران چه ایده‌ای را دنبال می‌کند؟

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا احساس می‌کند زرادخانه‌ای که در دست دارد به او اجازه می‌دهد در بالارفتن از «نردبان تنش»، دستی باز در مقابل ایران داشته باشد.

به گزارش خبرگزاری مهر، روزنامه فرهیختگان نوشت: دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا احساس می‌کند زرادخانه‌ای که در دست دارد به او اجازه می‌دهد در بالارفتن از «نردبان تنش»، دستی باز در مقابل ایران داشته باشد و در نهایت با تهدید یا عملی‌کردن آن، تهران را به تسلیم وادار کند. او در این زمینه به سلاح‌های نامتعارف، بمب‌های سنگین سنگرشکن یا به‌کارگیری انبوه سلاح‌های نامتعارف امید دارد. واقعیت اما کمی پیچیده‌تر است. حقیقت آن است که سلاح‌ها، گزینه‌ها و اهداف ایران هم محدود نیستند. اگر آمریکا بسیاری از اقداماتی را که می‌توانسته انجام دهد، انجام نداده مسئله برای ایران نیز مشابه است.

تهران نه دکترین هسته‌ای خود را به طور کامل تغییر داده، نه سلاح‌های ویژه‌اش را رونمایی کرده، نه از آخرین نسل موشک‌هایش بهره گرفته و نه به بسیاری از تأسیسات مهم دشمن مانند بخش‌های مهم انرژی، کابل‌های دریایی و هوش مصنوعی تهاجم کرده است. تهران با اتکا به قابلیت‌هایی که دارد و منافعی که دشمن در نزدیکی خاک ایران ساخته، می‌تواند نردبان تنشی را که ترامپ می‌خواهد از آن بالا برود، بلرزاند.

رئیس‌جمهور آمریکا نمی‌تواند در مسیری صاف و مستقیم حرکت کند و از اتفاق، در موقعیت متزلزل و آسیب‌پذیری که در این حرکت وجود دارد، غافلگیر خواهد شد. ترامپ پس از حمله به نطنز، اصفهان و فردو در تابستان سال گذشته ادعا کرد پرونده هسته‌ای ایران تمام شد؛ تهدیدهای کنونی آن علیه تأسیساتی جدید موسوم به «کوه کلنگ» که او مدعی است فعالیت‌های هسته‌ای در آن صورت می‌گیرد، نشان می‌دهد بازی نه‌تنها تمام نشده که بزرگ‌تر شده است. کوه کلنگ عمیق‌تر، بزرگ‌تر و مستحکم‌تر از سه تأسیساتی است که ترامپ به آن‌ها حمله کرد؛ چه اینکه به دلیل پنهان‌کاری ایران و فرورفتن برنامه هسته‌ای به ابهام، وضعیت سه تأسیسات هدف قرار گرفته نیز مشخص نیست.

تنها در زمینه جنگ دریایی درحالی‌که آمریکا احساس می‌کرد با حمله به سواحل ایران، قابلیت‌های تهاجمی را از بین برده، تهران به‌جای آسیب کوچک و ازکارانداختن شناورها به سمت غرق کامل نفتکش‌ها و کشتی‌های کانتینربر رفته است، در محدوده وسیع‌تری شناورها را هدف قرار می‌دهد، توانمندی شناسایی کشتی‌های کوچک در فواصل دورتر را به دست آورده و پس از چند حمله نیروی هوافضا با موشک‌های ویژه به ناوگان دریایی و ناوگروه هواپیمابر آمریکا، این ناوگان به ۷۰۰ الی ۸۰۰ کیلومتری سواحل ایران عقب‌نشینی کرده است. در جنگ زمینی، مقاومت یمن تنها طی چند روز ساحل غربی‌ای را بازپس گرفت که دشمن آن را برای تصرف سواحل تحت‌سلطه دولت مرکزی تجهیز و تقویت کرده بود. فروپاشی سریع جبهه دشمن، محاصره تعز و ترس در مارب و عدن به همراه سراسیمگی در عربستان، بخش دیگری از تحولات غافلگیرکننده اخیر بوده‌اند.

اگر دشمن این غافلگیری‌های میدانی را دیده، باید منتظر غافلگیری‌ها در کارت‌های راهبردی باشد. ابهام کنونی یا احتمال خروج از ان‌پی‌تی، تعارف و طی تشریفات نیستند؛ حقیقت آن است که آمریکا می‌داند ایران واقعی‌ترین بازیگر میدان جهانی است؛ اگر قدرت‌ها در برابر تحرکات آمریکا سکوت کرده یا واکنشی نشان نمی‌دهند، ایران هیچ‌گاه ساکت و بدون جنب‌وجوش نبوده است. اگر پهپادهایی که فتوشاپ می‌خواندید امان شما را بریده یا موشک‌هایی که آب‌گرم‌کن توصیف می‌کردید، ذخایر رهگیرهایتان را در عرصه جهانی تخلیه کرده، چیزهایی که پنهان‌اند، از آنچه آشکار شده‌اند، ترسناک‌تر خواهند بود.

چرا سخنان ترامپ از اهمیت ماجرا کم نمی‌کند؟

رئیس‌جمهور آمریکا از قصد خود برای حمله به تأسیسات هسته‌ای یا زیرساختی ایران با سلاح‌های غیرهسته‌ای اما با قدرت بالا خبر داده است. ترامپ و آمریکا احساس می‌کنند اگر به اهداف به‌شدت حساس با ابزار غیرهسته‌ای حمله کنند، اقدامشان به‌قدری منعطف شده که تبعاتی خارج از کنترل نیافریند. ماجرا اما از نگاه تهران آن‌گونه که واشنگتن می‌خواهد القا کند، نیست. ایران چنین حمله‌ای را جدی می‌داند و پاسخ‌هایی محکم و چندگانه به آن خواهد داد.

۱. قدرت انفجار بالا، هسته‌ای و غیرهسته‌ای ندارد

اگر دشمن از سلاح غیرهسته‌ای با شدت انفجار بسیار بالا و تبعاتی نزدیک به یک سلاح نامتعارف استفاده کند، دیگر این غیرهسته‌ای بودن مهم نیست. دشمن ادعا کرده «مادر بمب‌ها»، قدرت انفجاری به‌اندازه یک بمب هسته‌ای تاکتیکی دارد. البته که این یک تعبیر است و قدرت بالای مادر بمب‌ها با بمب هسته‌ای تاکتیکی مقایسه و به آن نزدیک توصیف شده است؛ اما درهرصورت، قدرت انفجار بالای آن به این معناست که می‌توان آن را یک سلاح با تبعات نامتعارف به‌حساب آورد. به‌کارگیری بمب‌هایی که سطح وسیعی را تخریب می‌کنند، چه هسته‌ای و چه غیرهسته‌ای باشند، مشروعیت و فضای اقدام برای قدرت‌افکنی متقابل را برای ایران ایجاد می‌کنند.

۲.سلاح غیرمتعارف < هدف غیرمتعارف

غیرهسته‌ای و متعارف بودن تنها به سلاح نیست؛ بلکه به هدفی که به آن حمله می‌شود نیز مرتبط است. اگر ترامپ ولو با اقدام سایبری یا خرابکاری از طریق انفجارهای کوچک، آسیبی به تأسیسات هسته‌ای برساند، این همان اقدام نامتعارف و هسته‌ای خواهد بود.

۳.غروب توان متعارف، پیشران ظهور قدرت نامتعارف

سلاح‌های نامتعارف برای هر دولتی کارکرد مخصوص به خود را دارد. برای دولت‌هایی که قدرت متعارف کافی برای متوقف‌کردن قدرت‌های بزرگ را ندارند، سلاح نامتعارف می‌تواند این شکاف را پر کند. ایران با اتکا به توان موشکی و جنگ نامتقارن، در برابر ابرقدرت‌ها و بودجه یک تریلیون دلاری آمریکا ایستادگی کرده است و اگر واشنگتن بخواهد با حمله به زنجیره‌های تولید موشک، غیرعملیاتی‌سازی یا نابودی شهرهای موشکی و عملیات کماندویی علیه آن‌ها برود، تهران برای جلوگیری از ضربات سنگین، راهی جز حرکت به سمت هر کاری که این کشور را متوقف کند، نخواهد داشت. ساده‌ترین معنای چنین اقداماتی، تولید و عملیاتی‌سازی سلاح‌های نامتعارف است.

آیا نباید در ساخت پیش‌دستی کرد؟

دکترین برخی کشورها در حوزه اقدامات نامتعارف، پاسخ پیش‌دستانه یا بلافاصله را شامل نمی‌شود؛ بلکه باتأخیر همراه است. طبق این ایده، حتی در صورت اقدام دشمن، در چهارچوب بازی‌ها و جنگ‌های غیرمتعارف، زمان برای پاسخ وجود دارد. باید در نظر گرفت حمله به‌منظور نابودی کامل دشمن در قالب حملات نامتعارف امری بسیار بعید و برای نبرد ابرقدرت‌هاست. نابودی کامل برای زمانی است که یک قدرت آن‌قدر سلاح داشته باشد که بتواند به طور کامل قدرت دیگری را از بین ببرد. این قضیه شامل آمریکا و روسیه می‌شود و حتی چین هم فعلاً در آن جای ندارد. آنچه ترامپ به دنبال آن است، روکردن کارتی است که ایران را به تسلیم بکشاند.

تهران با ترور سران، جنگ و حمله به صنعت نظامی و شهرهای موشکی تسلیم نشد. ازاین‌رو تهدید جنگ زیرساختی، تهاجم زمینی به‌منظور اشغال مناطقی از کشور، حمله به تأسیسات مهم هسته‌ای یا به‌کارگیری کارت‌های خاص تسلیحاتی در قالب بمب‌های پرقدرت را روی میز گذاشته تا در وهله اول تهران با تهدید و اگر نشد با اجرایی ساختن تعدادی یا همه آن‌ها به این اهداف دست یابد.

در مقابل ایران نیز نه‌تنها برای مقاومت که برای منصرف‌کردن دشمن، تهدیدهای متقابلی مطرح کرده است. در قبال جنگ زیرساختی، میادین نفت هدف قرار می‌گیرد. در صورت جنگ زمینی، تهاجم زمینی به متحدان دشمن انجام می‌شود. اگر به تأسیسات هسته‌ای حمله شود، دکترین هسته‌ای تغییر می‌کند، همچنین حرکت دشمن به سمت استفاده از سلاح‌های خاص، امکان ساخت، رونمایی یا استفاده از سلاح‌های خاص ایران وجود خواهد داشت.

راهکارهای ایران

تهران برای مقابله با اقدامات سنگین دشمن از نظر تسلیحاتی و ضربه، راهکارهای کارآمدی دارد که می‌تواند به سمت آن‌ها حرکت کند.

۱.حملات کوبنده به اهداف نامتعارف

ایران می‌تواند با سلاح‌های متعارف به دو دسته از اهداف حمله کند؛ اهداف نامتعارف شامل تأسیسات هسته‌ای یا حمله با تبعات نامتعارف، شامل نیروگاه‌ها و آب‌شیرین‌کن‌ها. برای هدف قرار دادن دشمن تنها سلاح‌های نامتعارف نیاز نیست، بلکه می‌توان اهداف غیرمتعارف را با سلاح‌های متعارف شامل انبوهی از پهپاد و موشک‌ها هدف قرار داد؛ همان‌طور که آمریکا می‌خواهد با سلاح غیرهسته‌ای به تأسیسات هسته‌ای تهاجم کند. حمله متقابل به تأسیسات هسته‌ای دشمن، انهدام آب‌شیرین‌کن‌ها، نیروگاه‌های برق، انهدام کامل میادین انرژی و به‌آتش‌کشیدن آن‌ها که هرگونه بازسازی را دشوارتر می‌کنند، از جمله این اهدافند.

۲.ساخت سلاح‌های نامتعارف

عدم تولید سلاح‌های نامتعارف و هسته‌ای توسط ایران، دلایلی دارند:

الف) سلاح هسته‌ای سلاحی کشتارجمعی و برای نابودی شهرها تلقی می‌شود و این از نظر دینی و اخلاقی درست نیست.

ب) احتمال بالایی وجود دارد که همسایگان تحریک شوند و به سمت ساخت چنین سلاح‌هایی بروند.

ج) ساخت سلاح می‌تواند به بهانه‌ای در دست دشمن برای منزوی و بدنام‌کردن ایران در منطقه و جهان تبدیل شود.

د) ساخت سلاح یک پیشران در تشکیل ائتلاف نظامی منطقه‌ای با چتر اتمی آمریکا و رژیم صهیونیستی است. آمریکا در قالب صلح ابراهیم قصد چنین کاری داشت که در آن، تل‌آویو چتر اتمی دولت‌های عربی در برابر ایران می‌شد، درحالی‌که اساساً تهران سلاحی در اختیار نداشت و صرفاً به قدرت نهفته هسته‌ای تبدیل شده بود که در صورت اراده می‌توانست آن را بسازد.

اتفاقاتی که آمریکا در حال رقم‌زدن آن‌هاست، در حال برداشتن اغلب این موانع از برابر تهران است، چه اینکه سلاح‌هایی با انفجار هسته‌ای وجود دارند که زیانی مانند نمونه‌های قبلی نداشته و کشتارجمعی به شمار نمی‌روند. در مورد مانع «الف»، باید انواع سلاح‌ها با «انفجار هسته‌ای» را شناخت. اولین نوع از سلاح‌ها با انفجار هسته‌ای، همان چیزی است که به «سلاح هسته‌ای» مشهور است و از سال ۱۹۴۵ تا ۱۹۵۲ تنها سلاح نامتعارف از این دست بود. از این سلاح علیه شهرهای هیروشیما و ناکازاکی ژاپن استفاده شد. این سلاح قدرتی برای نابودی شهرهای متوسط زیر نیم میلیون نفر داشت. سازوکار انفجار هسته‌ای این سلاح، شکاف هسته‌هاست.

نوع دوم، سلاح‌های هیدروژنی است که «گرماهسته‌ای» نیز نامیده شده و سازوکار انفجار هسته‌ای آن، همجوشی هسته‌هاست. قدرت انفجار این سلاح تا چند صد برابر سلاح‌های هسته‌ای است. کاربرد اولیه این سلاح، نابودی کامل شهرهای بزرگ است.

نوع سوم سلاح‌ها، همان سلاح‌های هسته‌ای نوع اول‌اند که برای استفاده تاکتیکی علیه اهداف کوچک‌تر، از بازده آن‌ها کاسته شده است. این سلاح‌ها برای هدف قرار دادن و نابودی کامل یک پادگان، فرودگاه، پالایشگاه، بنادر، شهرک‌های صنعتی و تأسیساتی مشابه آن استفاده می‌شود.

نوع دوم و سوم، یعنی هیدروژنی و تاکتیکی از دهه ۱۹۵۰ به بعد ساخته و وارد صحنه شدند.

نوع چهارم، سلاح نوترونی است. این سلاح بر اساس سازوکار انفجار هسته‌ای کار می‌کند؛ اما قدرت تخریب و گرمای کمتری دارد و به‌جای آن تابش اشعه در آن تقویت شده است. در نتیجه تخریب تأسیسات و اماکن محدودتر است و بر کشتن انسان‌ها متمرکز است.

نوع پنجم، سلاح‌های مغناطیسی هسته‌ای هستند. این سلاح در ارتفاع بالا منفجر می‌شود و بدون آنکه به تأسیسات و انسان‌ها آسیبی برساند یا محیط‌زیست را آلوده کند، میدان مغناطیسی بزرگی ایجاد می‌کند که تجهیزات الکترونیکی را از کار می‌اندازد.

از میان این سلاح‌ها، نوع اول، دوم و چهارم، یعنی سلاح هسته‌ای، هیدروژنی و نوترونی برای کشتارجمعی به کار می‌روند، اما سلاح هسته‌ای تاکتیکی و مغناطیسی متفاوت‌اند. بااین‌حال این دو سلاح نیز یکسان نیستند؛ زیرا سلاح هسته‌ای تاکتیکی درهرحال یک انفجار هسته‌ای در سطح زمین یا نزدیکی آن ایجاد می‌کند و انسان‌های نظامی را در یک پایگاه به همراه تأسیسات و تجهیزات از بین می‌برد؛ در مقابل سلاح مغناطیسی شاید جغرافیای وسیع‌تری را هم در بر گیرد، اما بدون آنکه انسانی بکشد، ساختمانی تخریب کند یا محیط‌زیست را آلوده سازد.

این سلاح البته نسبت به سلاح هسته‌ای تاکتیکی به دلیل گسترده آسیب، یک سلاح راهبردی است؛ زیرا در یک جغرافیای وسیع تجهیزات الکترونیکی را از بین می‌برد. در این صورت، سلاح‌های دشمن کارایی نداشته و امکانی برای بسیج عمومی و بازیابی توانایی‌ها در کارخانه‌ها برای تولید حداکثری سلاح وجود نخواهد داشت. ازاین‌رو، سلاح هسته‌ای تاکتیکی و بیشتر از آن، سلاح هسته‌ای مغناطیسی، موانع و ملاحظات دینی و اخلاقی ایران را نقض نمی‌کنند.

در خصوص مورد «ب» و تحریک همسایگان به ساخت چنین سلاح‌هایی، وقتی آمریکا به تحریک این دولت‌ها به سمت اقدامات نامتعارف علیه ایران حرکت کرده، دیگر این ملاحظه اعتباری ندارد. درباره مسئله «ج» که به بدنام‌سازی ایران مرتبط است، حملات دشمن به تهران مشروعیت اقدام متقابل را می‌دهد، همچنین در خصوص مورد «د» که تشکیل ائتلاف است، به نظر می‌رسد آمریکا با چنین ائتلافی به ایران حمله و از ایجاد چتر هسته‌ای عبور کرده و با حمله به تأسیسات هسته‌ای ایران، عملاً وارد چهارچوب‌های نامتعارف شده است. هم مانع اصلی عدم ساخت سلاح که مورد «الف» است با تعدادی از سلاح‌های با سازوکار انفجار هسته‌ای قابل‌انطباق است و هم موانع فرعی که به عملکرد دیگران مربوط است در صورت اقدامات دشمن از بین می‌روند.

در این میان نکته مهم دیگری نیز وجود دارد؛ سلاح‌های با انفجار هسته‌ای برای آسیب به سطح زمین به کار می‌روند؛ اما تلاش‌هایی برای ساخت انواع سنگرشکن نیز صورت گرفته است. بااین‌حال و علی‌رغم ادعای ساخت چنین نمونه‌هایی درباره عملکرد و اثرگذاری‌شان تردیدهایی وجود دارد. یک سلاح سنگرشکن هسته‌ای، با خود انفجار نمی‌تواند از سطح راهی به عمق تأسیسات هسته‌ای بیابد، بلکه عملکرد آن به این صورت است که باید بدنه‌ای قوی برای بمب تدارک دید تا با اصابت به کوه یا قسمت بالایی تأسیسات زیرزمینی، بتواند با سرعت و سختی بدنه چندمتری به داخل نفوذ کند. از این نظر، انفجار هسته‌ای قابلیت تمرکز دادن به یک‌جهت، برای شکافتن قسمتی از تأسیسات زیرزمینی را ندارد.

این نوع از سلاح‌ها در قالب سلاح هسته‌ای و هیدروژنی قابل‌تولیدند؛ اما برای فعلاً ایران کارایی ندارند. این قضیه دلایلی فنی و البته دینی و انسانی دارد. تاکنون شواهدی از قابلیت ایران برای ساخت بدنه‌های سخت جهت شکافتن بدون انفجار عمق دیده نشده است؛ در نتیجه فعلاً تهران قادر به رساندن یک بمب به عمق چند ده‌متری بدون انفجار نیست. ازسوی‌دیگر حتی در صورت انفجار در عمق، بخش مهمی از انفجار سطح زمین را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد که می‌تواند برای انسان‌ها و محیط‌زیست زیان‌بار باشد.

۳.متحدان همیشه عزیز

اگر ایران با تهدیدهای سنگین روبه‌روست، مقاومت نیز با تهدیدهای مشابهی روبه‌رو شده است. تهران برای دفاع از خود، شبکه متحدان منطقه‌ای را تجهیز کرد و به موشک و پهپاد متکی شد. تقریباً متحدان منطقه‌ای ایران نیز چنین اقداماتی را انجام داده‌اند. در مسئله ایجاد شبکه متحدان منطقه‌ای، سوریه به‌شدت بر تجهیز لبنان و فلسطین متمرکز بود. لبنانی‌ها هرچند خود دریافت‌کننده تدارکات بودند، در امر تجهیز گروه‌های فلسطینی مشارکت داشتند. در عراق گروه‌های مقاومت بزرگ، دست به تشکیل هسته‌های مقاومت کوچک‌تری زده و از این گروه‌ها حمایت می‌کنند.

در قضیه موشک، تقریباً به‌جز موشک‌های سنگین و هایپرسونیک، آن‌ها تقریباً تمام انواع پهپاد، موشک بالستیک و کروز را در اختیار دارند. بزرگ‌ترین مصداق، یمن است که در تعداد بالا موشک بالستیک ساخته و به‌سرعت نیز در قالب تخلیه در سرزمین‌های اشغالی یا عربستان، بر سر دشمن می‌کوبد. اگر دشمن برای دفاع از متحدان یا آن متحدان برای توسعه‌طلبی و توطئه، باعث استفاده از سلاح‌های غیرهسته‌ای قوی یا حمله مجدد به تأسیسات هسته‌ای شوند، آنگاه درصورتی‌که تهران دکترین خود را تغییر دهد، طبق سنت و رویه موجود، محور مقاومت نیز در این قضایا گام برخواهد داشت. اساساً اگر قرار است در صورت مسلح شدن ایران، دیگران نیز به سمت سلاح‌های هسته‌ای بروند و منطقه هسته‌ای شود، چرا گروه‌ها و دولت‌های مقاومت نه؟

آگهی
دکمه بازگشت به بالا