مهمانی باران در ایران

پاییز بالاخره روی خوشش را نشان داد؛ همان چهرهای که مدتها چشمانتظارش بودیم. چشمانتظار بارشهایی مدام و بیوقفه که بسترهای تشنه و ترکخورده تالابهای کشور را سرریز از آب کند.
به گزارش خبرگزاری مهر، روزنامه جامجم نوشت: پاییز بالاخره روی خوشش را نشان داد؛ همان چهرهای که مدتها چشمانتظارش بودیم. چشمانتظار بارشهایی مدام و بیوقفه که بسترهای تشنه و ترکخورده تالابهای کشور را سرریز از آب کند. اما آیا این رگبارهای تند و سیلآسای پاییزی که حالا زیر سایه سنگین پدیدهای به نام النینو، مدام دربارهاش حرف میزنیم، واقعا توان جبران خشکسالی انباشته چند دهه اخیر را دارند؟ آنقدر که مدیران سازمان حفاظت محیط زیست از آمادهباش گسترده و احتمال هدایت سه تا چهارمیلیارد مترمکعب آب حاصل از سیلابها به سمت دریاچه ارومیه و سایر تالابها میگویند! این اساسیترین سؤالی است که در گفتوگو با صادق ضیائیان، رئیس مرکز ملی پیشبینی و مدیریت مخاطرات وضع هوا سازمان هواشناسی کشور مطرح و این باران دلانگیز پاییزی را از زاویه علمی بررسی کردهایم.
سؤالاتم را اینگونه آغاز میکنم؛ فکر میکنید جنس بارشهای فعلی و بارشهای پیشرو چگونه است؟ آیا با بارندگیهای ملایم، پیوسته و پایدار روبهرو هستیم یا سامانهها رگباری و سیلآسا خواهند بود؟
نقشههای جوی نشان میدهد که درحالحاضر سامانهها عمدتا با ماهیت رگباری، شدید و نقطهای فعالیت میکنند. بر همین اساس نباید انتظار یک بارندگی یکدست، پیوسته و یکنواخت در تمام پهنه کشور را داشت. بهطور مشخص، در روزهای آغازین هفته، یعنی شنبه و یکشنبه، ما با اوج این ناپایداریهای شدید روبهرو هستیم. تمرکز اصلی فعالیت این سامانهها در نیمه غربی و نوار شمالی کشور مستقر است. در روزهای گذشته شاهد بودیم که استانهای چهارمحالوبختیاری، کهگیلویهوبویراحمد، کرمانشاه، ایلام، کردستان و لرستان زیر ضرب بارشهای بسیار پرشدت قرار گرفتند. با پیشروی سامانه، گستره بارشها به استانهای خوزستان، لرستان، شمال بوشهر، فارس، مناطق غربی اصفهان و حتی تهران و آذربایجانغربی نیز کشیده شد. در مقابل، برخی مناطق بارندگیهای ملایمتری را تجربه کردند و پهنههایی از جنوبشرق مثل سیستانوبلوچستان یا هرمزگان اساسا بهرهای از این ناپایداریها نبردند. بنابراین پدیدهها هم از نظر زمانی متناوبند و هم از نظر مکانی کاملا لکهای و نامتقارن توزیع میشوند.
به نظر شما، بخش زیادی از این بارشها به شکل سیلاب هدر میرود و یا میتواند جبرانی برای کمآبیهای سالهای اخیر محیط زیست باشد؟
خوشبختانه و برخلاف تصور، هیچکدام از این بارشها هدر نمیروند. واقعیت این است که بخش اعظم این بارندگیها در مخازن سدها، آببندها و حوضچهها ذخیره میشود. درواقع زیرساختها و تجهیزات هیدرولیکی تعبیهشده در بالادست حوضچهها، توانایی جمعآوری و مهار این حجم از آبها را دارند؛ بنابراین آب در شبکه سازهای مهار میشود، اما اینکه سهم تالاب از این سفره چقدر خواهد بود، بستگی به سیاستهای توزیع و مدیریت سدها دارد، نه ماهیت بارش.
طبق خبرها، محیط زیست روی بارشهای منتسب به النینو برای رساندن سه تا چهارمیلیارد مترمکعب آب به دریاچه ارومیه و تالابها حساب باز کرده است؛ مدلهای اقلیمی شما در سازمان هواشناسی تا چه اندازه این خوشبینی را تایید میکنند؟
واقعیت علمی این است که خیلی نمیتوان بر این خوشبینیها مهر تایید زد. فرآیند احیای اکوسیستم پیچیدهای مثل تالاب، با چند رگبار مقطعی ممکن نیست. درواقع تالابها برای احیای پایدار، نیازمند یک روند بارشی طبیعی، مستمر و مداوم هستند. درست است که در بازههایی مانند وضعیت فعلی، آمار بارشها از حد نرمال بالاتر میرود، اما این جهشهای مقطعی به معنای زندهشدن کامل طبیعت نیست. برای مثال، همین سامانه بارشی فعلی، روز سهشنبه از کشور خارج میشود؛ بلافاصله بعد از آن، سامانه دیگری روز چهارشنبه میآید که عمدتا مناطق جنوبی را دربرمیگیرد و پس از آن، حداقل به مدت یک هفته با افت چشمگیر بارش و نبود هیچ پدیده خاصی روبهرو خواهیم بود. باران مدام و پیوسته نمیبارد که بتواند بسترهای خشکیده را اشباع کند. بنابراین، هرچند این بارندگیها اثر مثبت و غیرقابلانکاری دارند و قطعا بهتر از نبودنشان است و میتوانند حال محیط زیست را بهتر از قبل کنند، اما نمیتوانند معجزه کنند.
به نظر شما، موج بارندگیهای اخیر را باید مستقیما در اثر وقوع پدیده النینو بدانیم؟
رخداد النینو، عامل مستقیم هیچ بارندگی خاصی نیست؛ بلکه یک پدیده بزرگمقیاس اقیانوسی اتمسفری است که نقش زمینهساز را بازی میکند. یعنی تاثیر النینو در منطقه ما به این صورت است که موقعیت و مسیر امواج جوی را به گونهای تغییر میدهد که باعث افزایش عبور سامانههای بارانزا، از روی فلات ایران میشود. درواقع، النینو بستر را برای ورود سامانهها مهیا میکند، اما خلق و تشدید هر سامانه به ویژگیهای محلی و منطقهای هم ارتباط دارد. بنابراین النینو به تنهایی نمیتواند عامل بارش باشد اما میتواند در شدت بارانها تاثیرگذار باشد.
بنابراین با درنظرگرفتن اثر النینو، چشمانداز کلی پاییز و زمستان امسال را برای کل کشور چگونه تصویر میکنید؟
دادههای فعلی ما نشان میدهد که زمستان پیشرو در بهترین حالت، یک زمستان نرمال خواهد بود و نشانهای از یک زمستان استثنایی و پربارش یا ترسالی کمسابقه در دست نیست. در خصوص پاییز اما باید بگویم که ماه آبان، بهعنوان پربارشترین مقطع فصل پاییز عمل میکند و کانون عمده بارندگیهای پاییزی در همین ماه تخلیه میشود. پس از عبور از آبان، بارشها بیشتر بهصورت مقطعی، کوتاهمدت و با فواصل زمانی رخ خواهد داد. به همین دلیل نباید تحت تاثیر امواج مقطعی پاییز، تصویر غیرواقعی از زمستان و چشمانداز آبی کشور برای ماههای آینده ترسیم کرد. اما بهطورکلی، پاییز و زمستان قابل قبول و نرمالی خواهیم داشت.
با این شرایط وضعیت دریاچه ارومیه را از منظر رصدهای اقلیمی چگونه ارزیابی میکنید؟
دریاچه ارومیه خوشبختانه نسبت به برخی دیگر از کانونهای بحرانی، وضعیت بهتر و قابل قبولی دارد؛ چراکه در سال آبی گذشته بارندگیهای نسبتا خوبی را در حوضه آبریز شمالغرب تجربه کرد و امسال هم شروع بارشها در این منطقه قابل قبول بوده است. از این جهت در حوضه آبریز دریاچه ارومیه شرایط حادی نداریم و وضعیت امیدوارکننده است؛ هرچند پایش مداوم ورودیها، همچنان لازم است. با توجه به کاهش شدید رطوبت لایههای سطحی خاک در اثر سالها خشکسالی و مخازن خالی سدها، فکر میکنید چند درصد از این آبها به اندوختهای واقعی برای محیط زیست تبدیل میشود؟ البته که پاسخ دقیق این سؤال در حوزه تخصصی همکاران ما در وزارت نیرو است. باید صبر کرد تا دوره عبور سامانه به پایان برسد. پس از آن با اندازهگیری دقیق دبی ورودی به مخازن سدها و محاسبه ضریب پرشدگی آنها اعلام شود که چه میزان از آب به مصرف جبران رطوبت خاک رسیده و چه مقدار در پشت دیواره سدها به دام افتاده است.
اما از نگاه اکولوژیک، خاکهای بهشدت خشک تالابها برای احیا، نیازمند بارشهای مداوم و ملایم هستند. آیا این جنس از بارشها، به کار احیای تالابها کمک میکنند؟
مسأله اصلی این است که بارشهای رگباری بهدلیل شدت در بازه زمانی کوتاه، توانایی نفوذ آهسته به عمق خاک را ندارند و بهسرعت تبدیل به روانآبهای سطحی میشوند. اما اینکه این روانآبها به تالاب برسند یا نه، مستقیما به حضور سازههای انسانی و مهندسی بالادست مربوط میشود. اگر در مسیر این روانآبها، سازههای کنترلی، سدها و بندهای انحرافی نباشد، روانآب حرکت میکند و قطعا میتواند به بستر تالاب برسد و بخشی از حیات ازدسترفته آن را احیا کند. اما واقعیت این است که اغلب روانآبها در پشت سدها و تاسیسات ذخیرهای مهار و هدایت میشوند. اگر سدها اجازه عبور آب را بدهند و رهاسازی انجام شود، بیتردید تالابها نیز از این بارندگیها سهم قابلتوجهی خواهند برد.







