راه حجاب، از قدرت زن میگذرد

راه توسعه حجاب، بیرونبردن زن از میدان نیست؛ برداشتن موانعی است که اجازه نمیدهد قدرت او در میدان ظهور و امتداد پیدا کند.
یادداشت مهمان – مقداد اموری: در بخش نخست از دو گام سخن گفتم: افشای نقشهی دشمن و روایت و تبدیل قدرتنمایی زن مسلمان ایرانی به دانش و خودآگاهی. اما برای کاملشدن راه، دو اقدام دیگر نیز ضروری است.
سوم باید موانع امتداد پروژهی زن مسلمان ایرانی را از میان برداریم.
میدانی که زن در دفاع مقدس سوم خلق کرد، نباید حتی با پایان دفاع مقدس سوم بسته شود و بلکه توسعه یابد. اما توسعهی این میدان به این معنا نیست که دستگاههای رسمی از بالا و بیرون برای زن نقش طراحی و او را در قالبهای ازپیشساختهشده مستقر کنند.
زن مسلمان نشان داده است که خود، قدرت کشف و خلق نقش و میدان را دارد؛ کافی است موانعی که این قدرت را مهار میکنند از سر راه او برداشته شوند.
نخست باید موانع فکری را برداشت: تصویرهایی که زن را حاشیهی حرکت تاریخی، صرفاً پشتیبان مرد، موضوع مراقبت یا مخاطب برنامههای فرهنگی میبینند. سپس باید موانع اجتماعی و نهادی را کنار زد: ساختارهایی که امکان تصمیمسازی، نظارت، مطالبهگری، روایتگری، سازماندهی و رهبری اجتماعی را از زن میگیرند یا حضور او را به اجرای برنامههای دیگران تقلیل میدهند.
اگر این موانع برداشته شود، لازم نیست دائماً زن را از بیرون به میدان فراخواند؛ او خود، میدان را کشف میکند، نقش میآفریند و پروژه را توسعه میدهد. وظیفهی نهاد فرهنگی، نقشتراشی برای زن نیست؛ شناخت قدرت او، رفع موانع و فراهمکردن امکان ظهور و تکثیر آن است.
هرقدر زن مسلمان در نقطهی اصلی حرکت تاریخی جامعه حاضرتر و اثرگذارتر باشد، تصویر او قدرتمندتر میشود؛ و هرقدر این تصویر قدرت بیشتری پیدا کند، حجاب نیز بهعنوان نشانگان هویتی این زن، معنای اجتماعی بیشتری خواهد یافت.
راه توسعهی حجاب، بیرونبردن زن از میدان نیست؛ برداشتن موانعی است که اجازه نمیدهد قدرت او در میدان ظهور و امتداد پیدا کند.
چهارم باید با طراحیهای سازمانیافته برای رادیکالسازی بیحجابی و قطبیکردن جامعه، سریع، دقیق و قاطع مواجه شویم.
امروز نمیتوان با شبکهای که آگاهانه برای مرزشکنی، رویدادسازی، تحریک نیروهای مؤمن، ایجاد احساس شکست و بههمزدن وحدت جامعه طراحی میکند، مانند یک تخلف عادی و پراکنده مواجه شد. وقتی کنشی در نسبت با یک طراحی سازمانیافته و وضعیت جنگی معنا پیدا میکند، کشف شبکه، توقف سریع عملیات و رسیدگی متناسب و بازدارنده به آمران و سازماندهندگان آن ضرورت دارد.
البته این تشدید نباید به تعمیمی اتهام به همهی زنانی بینجامد که در یک وضعیت اجتماعی و فرهنگی حجاب خود را کنار گذاشتهاند. اصل مسئلهی بیحجابی، وظایف فرهنگی، اجتماعی و قانونی خود را دارد و نمیتوان آن را نادیده گرفت؛ اما میان یک پدیدهی اجتماعی در میان مردم و طراحی سازمانیافتهای که از آن برای عملیات روانی و قطبیسازی استفاده میکند، تفاوتی اساسی وجود دارد.
نادیدن این تفاوت، دو خطای همزمان میسازد: یا کل جامعه را امنیتی و زنان متفاوت را به جبههی دشمن رانده و سفرهی زن مسلمان را جمع میکند، یا طراحان و سازماندهندگان عملیات را در میان پیچیدگیهای اجتماعی پنهان نگه میدارند ف
اقتدار قانونی لازم است؛ اما اقتداری که صحنه را میشناسد، بر پایهی شواهد روشن میان مردم، تخلف فردی و طراحی سازمانیافته تفاوت میگذارد و در چارچوب قانون و دادرسی عادلانه، با سطح سازمانیافتهی عملیات سریعتر و بازدارندهتر برخورد میکند.
مطالبه مردمی از حاکمیت نیز باید بر همین نقطه متمرکز شود: کشف و توقف طراحی سازمانیافته، شناسایی آمران و شبکههای عملیاتی و رسیدگی سریع و متناسب به آنان.
راه پیش روی ما روشن است: افشای نقشهی دشمن، روایت قدرت زن مسلمان، برداشتن موانع امتداد پروژهی او و مقابلهی سریع و قاطع با طراحیهای سازمانیافتهی قطبیسازی.
این سلسله را با نقد روایت شکست آغاز کردم و با همین جمله به پایان میبرم:
ما شکست نخوردهایم. زن مسلمان ایرانی نیز میدان را واگذار نکرده است. او در یک لحظهی تاریخی، قش آفرید و خلق تازهای رقم زد که هنوز بهدرستی شناخته، صورتبندی و روایت نشده است.
آیندهی حجاب با بهخودآگاهیرساندن زن نسبت به قدرت تاریخی خودش، بهرسمیتشناختن این قدرت از سوی جامعه و برداشتن موانع امتداد آن ساخته میشود.
حجاب، نشانگان زن قدرتمند است؛
و راه حجاب، از قدرت زن میگذرد.







