فرهنگ

برای بازدارندگی مطلق

گواهی‌های انسانی/ 60

بازدارندگی فقط اسلحه نیست. حتی پیروزی در یک نبرد نیز بازدارندگی مطلق نمی‌آورد. دشمن توانایی‌ها و ضعف‌های ما را دوباره و دوباره محاسبه می‌کند، ابزارهای تازه می‌سازد، و راه‌های دیگری می‌یابد.

یادداشت مهمان، کورش علیانی، فعال فرهنگی: درگیری آمریکا با ایران و صف‌آراییش مقابل کشور ما، موضوعی مربوط به دیروز و امروز نیست، بلکه دست کم ۷۳ سال قدمت دارد، از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ تا کنون. از نخستین باری که آمریکا نشان داد نفت و منابع ایران را از آن خودش می‌داند تا همین امروز که هنوز هم همین نگاه را دارد و واضح به زبان می‌آورد؛ نگاهی که بی خجالت و تردید از «نفت آمریکا در ایران» صحبت می‌کند.۷۳ سال تجربه می‌گوید ما راهی جز رسیدن به قدرت برای مواجهه با این رفتار متجاوزانه نداریم.

ما قدرت لازم داریم، اما قدرت را برای تهاجم و غارت نمی‌خواهیم. نمی‌خواهیم سرزمین دیگری را تصرف کنیم یا ثروت مردمی را به یغما ببریم. قدرت می‌خواهیم آمریکا و سلطه‌گران نتوانند با ما چنین کنند. مرز میان کشوری که قدرت را برای سلطه می‌خواهد و کشوری که در پی مهار سلطه است، همین جا است. بازدارندگی مطلق یک خواسته‌ی روشن و مشروع است.

بازدارندگی فقط اسلحه نیست. حتی پیروزی در یک نبرد نیز بازدارندگی مطلق نمی‌آورد. دشمن توانایی‌ها و ضعف‌های ما را دوباره و دوباره محاسبه می‌کند، ابزارهای تازه می‌سازد، و راه‌های دیگری می‌یابد. پاسخ ما هم نمی‌تواند یک اقدام مقطعی باشد. راهبرد «ایران هرچه قوی‌تر» یعنی هیچ دستاوردی پایان کار نیست و هر توانایی تازه، باید پایه‌ی توانایی بعدی شود. یعنی مقاومت ساختار است نه اتفاق.

قوی‌تر شدن نیز فقط افزایش توان نظامی نیست. توان نظامی قطعا و در بالاترین حد لازم است، اما به‌تنهایی بازدارندگی نمی‌سازد. کشوری که در دفاع پیشرفته باشد، اما در دانش، در اقتصادش، در بهداشت، در آموزش عمومی، و در معیشت مردم پیشرو نباشد، قدرت کافی برای دفاع از خود ایجاد نکرده است. پیشرفت همه‌جانبه یعنی توان دفاع، تولید، علم، فرهنگ و حکمرانی با هم رشد کنند. اول دفاع، و بعد آن موارد دیگر. قدرت پیوند این توانایی‌ها است.

انسجام اجتماعی شرط قدرت ملی است. مردمی با سلیقه‌ها، باورها و زندگی‌های متفاوت، می‌توانند در دفاع همراه باشند. انسجام، قرار گرفتن توانایی‌های گوناگون تک‌تک مردم در خدمت هدفی مشترک است. اختلاف نظر هست، و بنا نیست پیوند ملی را از میان ببرد. آنچه انسجام را از شعار جدا می‌کند، حضور آن در رفتار واقعی ما است.

این که وفاق و وحدت و انسجام را موضوع سخنرانی‌هایمان و ابزار مهار مخالفان سیاسی خودمان کنیم می‌تواند خطرناک باشد. باید آن‌ها را در خیابان و اداره، در تصمیم اقتصادی و رفتار رسانه‌ای، در مناسبات مسئولان با مردم و مردم با یکدیگر ببینیم. هیچ‌کس فاقد مسئولیت نیست و هیچ مقامی نمی‌تواند سهم خود را به گردن دیگران بیندازد.

حمایت مردم از مسئولان نیز از آن سو لازم است؛ اما مسئولان هم باید هر روز با خدمت بیش‌تر، با صمیمیت، و با گره‌گشایی از زندگی مردم، این پیوند را محکم‌تر کنند. معیشت، آسایش، رشد مادی و معنوی، عزت، و استقلال مردم، حاشیه‌ی امنیت ملی نیست؛ بخشی از متن آن است. ایران هرچه قوی‌تر، نه تنها ایرانی با توان دفاعی بیشتر، که ایرانی است که قدرتش از زندگی مردم، پیشرفت کشور، و انسجام جامعه است؛ تا هیچ‌کس خیال تهاجم به ایران ما را در سر نپروراند.

آگهی
دکمه بازگشت به بالا