«اروپا» مواجهه یک کودک با رویای مهاجرت است؛ تجربه زندگی در مرز

کارگردان فیلم کوتاه «اروپا» با اشاره به شکلگیری ایده این اثر گفت که در این فیلم تلاش کرده است مسئله مهاجرت و تصورات فانتزی درباره زندگی در آن سوی مرز را روایت کند.
مجتبی پورعبدالله کارگردان فیلم کوتاه «اروپا» در گفتگو با خبرنگار مهر درباره ایده پرداختن به موضوع مهاجرت عنوان کرد: مدتی روی یک مستند کار میکردم و در جریان تولید آن با پسربچهای مواجه شدم که از کودکان کار بود. وقتی متوجه شدم یک سال دیرتر به مدرسه رفته است، دلیلش را پرسیدم. توضیح داد که خانوادهاش قصد مهاجرت داشتهاند، اما مدتی پشت مرز ماندهاند. ایده اولیه فیلم از همین خاطره شکل گرفت.
وی درباره رویاهای دختربچه فیلم نسبت به مهاجرت توضیح داد: من هم در دوران کودکی تصورات و خیالپردازیهایی داشتم که لزوماً با واقعیت مطابقت نداشتند. یکی از موضوعاتی که امروز نیز نمود پررنگی در زندگی اجتماعی ما دارد، مسئله مهاجرت و تصوراتی است که درباره آن سوی مرزها وجود دارد. گاهی این تصورات اغراقشده و فانتزی هستند. به نظرم این موضوع تا حدی به ذهنیت کودکانه شخصیت فیلم نیز مربوط میشود چراکه آنچه در ذهن یک کودک شکل میگیرد، ممکن است نسبت به نگاه یک فرد بزرگسال، خیالپردازانهتر باشد. از سوی دیگر، خودم نیز در جامعه با چنین تصورات غیرواقعی و فانتزی درباره مهاجرت مواجه شده بودم. این مشاهدات در کنار تجربههای شخصی دوران کودکیام، در شکلگیری ایده و نگارش فیلمنامه تأثیر داشتند.

این کارگردان درباره لوکیشن فیلم گفت: فیلم در محدوده سیاهکل و دیلمان فیلمبرداری شد.
وی اظهار کرد: در فیلم تلاش کردم جغرافیای مقصد مهاجرت چندان مشخص نباشد. در واقع، مفهوم مهاجرت برای من اهمیت بیشتری داشت. با این حال، ایران همواره در پسزمینه ذهنی من حضور داشت. زمانی که قصد داشتم برای ساخت فیلم با فضای موضوع بیشتر آشنا شوم، مدتی به مرز رازی در مرز ایران و ترکیه رفتم. در آنجا از نزدیک با شرایط افرادی که قصد عبور از مرز را داشتند، آشنا شدم و تلاش کردم با آنها صحبت کنم تا تجربه و موقعیتشان را بهتر درک کنم. بنابراین، اگرچه فیلم به جغرافیای مشخصی محدود نمیشود اما ایده آن بر پایه تجربهای واقعی از شرایط مهاجرت و عبور از مرز شکل گرفته است.
پورعبدالله درباره انتخاب بازیگر نقش رها توضیح داد: در همان دورهای که برای شناخت بیشتر فضای مهاجرت به منطقه مرزی رفته بودم، با بازیگر نقش رها آشنا شدم. او در همان روستا زندگی میکرد و به دلیل مواجهه مداوم با این اتفاقات، با مفهوم مهاجرت و شرایط آن بیگانه نبود. تلاش کردم از تجربههای شخصی او برای شکلگیری شخصیت استفاده کنم. از طرف دیگر وقتی برای نخستین بار او را دیدم، چهرهاش با تصوری که از شخصیت رها در ذهن داشتم، هماهنگ بود و باعث شد تصویر این شخصیت برایم کاملتر شود.

وی ادامه داد: به دلیل برخی مسائل تولید، حتی مدتی به این فکر افتادم که در تهران به دنبال بازیگر دیگری بگردم، اما چهره او همچنان در ذهنم باقی مانده بود. در نهایت دوباره به سراغ همان بازیگر رفتیم و همکاری با او ادامه پیدا کرد. همچنین بازیگر نقش پدر لطف الله سیفی تجربه فعالیت در تئاتر، سینما و مجموعههای تلویزیونی را داشت.
این کارگردان در پایان در پاسخ به این پرسش که تلاش کرده است با چه رویکرد متفاوتی به موضوع مهاجرت بپردازد، گفت: من تلاش کردم از زاویه دید و نقطهنظری که خودم نسبت به این موضوع داشتم، به سراغ آن بروم. البته مسئله مهاجرت در سینمای ایران موضوع تازهای نیست و آثار متعددی درباره آن ساخته شده است. به هر حال، مهاجرت یکی از دغدغههای فراگیر جامعه ما است و بسیاری از افراد بهواسطه خانواده، دوستان یا آشنایان خود با آن مواجه بودهاند. برای من نیز این موضوع یک دغدغه شخصی بود و سعی کردم بر اساس نوع نگاه خودم به آن بپردازم. همچنین تلاش کردم تجربه و ذهنیت کودک را در روایت دخیل کنم زیرا بخشی از این نگاه نیز از تجربهها و تصورات دوران کودکی خودم سرچشمه میگیرد.




